دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

رییس جمهور نظامی؟!
 
وارد شدن نظامیان در كارزار تبلیغاتی سیاسی انتخاباتی موجب انشقاق در درون نیروهای مسلح و تضعیف آن ها می شود و این امری است كه هیچ نظام عقلانی به آن تن نمی دهد. شكاف در نیروهای مسلح آن هم به دلیل جناح بندی های سیاسی، تضعیف فلسفه وجودی آنهاست و همه باید از آن جلوگیری كنند
رییس جمهور نظامی؟!
وارد شدن نظامیان در كارزار تبلیغاتی سیاسی انتخاباتی موجب انشقاق در درون نیروهای مسلح و تضعیف آن ها می شود و این امری است كه هیچ نظام عقلانی به آن تن نمی دهد. شكاف در نیروهای مسلح آن هم به دلیل جناح بندی های سیاسی، تضعیف فلسفه وجودی آنهاست و همه باید از آن جلوگیری كنند

طی روزهای اخیر سه فعال اصولگرا كه دو نفر از آنان نظامی (یكی از این نظامیان از فعالین پروپا قرص طرفدار احمدی نژاد تا روز آخر و شاید هنوز هم باشد) اظهار داشته اند كه بهتر است رئیس جمهوری آینده نظامی باشد و برای این امر مزایایی نیز برشمرده اند.

دكتر عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت اصلاحات، در یادداشتی تلگرامی نوشت: فارغ از نیت خوانی نظامی آتش به اختیار طرفدار احمدی نژاد -كه احتمالاً برای پاك كردن سابقه سوءفعالیت به نفع او چنین موضعی می گیرد- بطور خلاصه به تبعات این امر، یعنی كاندیدای نظامی برای ریاست جمهوری می پردازم:

1- صحنه سیاسی صحنه گفتگو، جدل و نقد مواضع و عملكردهاست و دوستان نظامی كه وارد سیاست می شوند، آن هم در سطحی چون ریاست جمهوری كه با تبعات و بگومگوهای فراوان و چالش برانگیز روبروست، باید آمادگی آن را داشته باشند كه عملكرد 40ساله آنان در همه حوزه ها، از جمله جنگ تجمیلی و خسارات ناشی از آن، مورد نقد و تعرض - منصفانه و غیرمنصفانه- قرار گیرد و از هم اكنون بدانند كه دیگر نمی توانند تحت عنوان تضعیف نیروهای مسلح رقبای خود را متهم نمایند. به عبارت دیگر، بازی انتخابات قواعد خاص خود را دارد و از هم اكنون خود را باید ملزم به رعایت آن قواعد نمایند و نمی توانند از دوپینگ برخوردار شوند. بخشی از نیروهای مسلح كه طی سال های اخیر بطور غیر قانونی در سیاست وارد شده اند، خود به خوبی آگاهند كه چه نقاط ضعف بزرگی، حتی در جنگ، داشته اند كه هنوز مورد نقد جامعه قرار نگرفته است.

2- نیروهای مسلح طبق قواعد عقلانی، منطقی و قانونی متعلق به همه ملت و موظف به پشتیبانی و دفاع از تمامی آحاد ساكنان سرزمین در مقابل هجمه دشمنان هستند و بطور طبیعی نیز باید انتظار حمایت همه ملت را از خود داشته باشند. وارد شدن آنان در صحنه های مناقشه برانگیز سیاسی موجب از دست دادن بخشی از پشتیبانی های مورد نظر در زمان لازم خواهد شد. از سوی دیگر، اگر نیروهای نظامی یا شخص نظامی وارد جناح بندی سیاسی شد، بطور طبیعی خود را در مقابل عده ای از شهروندان قرار داده است و این خلاف منطق سلیم و اقتضای منطقی تشكیل نیروهای مسلح است.

3- وارد شدن نظامیان در كارزار تبلیغاتی سیاسی انتخاباتی موجب انشقاق در درون نیروهای مسلح و تضعیف آن ها می شود و این امری است كه هیچ نظام عقلانی به آن تن نمی دهد. شكاف در نیروهای مسلح آن هم به دلیل جناح بندی های سیاسی، تضعیف فلسفه وجودی آنهاست و همه باید از آن جلوگیری كنند.

4- طبعا اگر قرار باشد فردی از نیروهای مسلح وارد تبلیغات و كارزار انتخاباتی شود، حتما در میان فرماندهان بلندپایه آنان خواهد بود. ذات نیروهای مسلح امربری و امردهی است و چنین شخصی در دوران خدمت خود یا امر كرده یا مأمور بوده است. در مقام آمریت، چون و چرا در فرمان های صادر شده از سوی خود را نپذیرفته است (ذات نیروی مسلح) و در مقام مأمور نیز معذور بوده است و نمی توانسته چون و چرایی در مقابل فرمانده خود داشته باشد. این واقعیت باعث می شود كه فرماندهان نیروهای مسلح در سایر زمینه ها موفقیت چندانی نداشته باشند مگر اینكه محیط كار خود را تبدیل به پادگان كنند و بی چون و چرا خواهان اجرای اوامر خود شوند. (شهرداری تهران در دوران قالیباف بهترین نمونه است) این آمریت و مأموریت در حوزه های اقتصاد و سیاست نه تنها كارآیی ندارد بلكه موجب فساد فراوان می شود. (پرونده موجود فرماندهان شهردار شده و برخی از فرماندهان استراتژیك دیگر در سازمان قضایی نیروهای مسلح كه به "پرونده یاس" موسوم شده، یك نمونه است).

5- ادعا شده است كه كشور نیازمند یك مدیر استراتژیك است و این امر جز از نظامیان برنمی آید. اولاً اثبات اینكه شخصی كه در صحنه نظامی می تواند مدیریت استراتژیك داشته باشد بطور اتوماتیك در امور پیچیده سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی را نیز توان استراتژیك داشته باشد، امری است پیچیده و تاكنون در هیچ مدرسه ای ادعا نشده است. ثانیاً برخی از اشخاصی كه در مورد آنان چنین ادعایی شده است، در برخی امور استراتژیك دچار خطاهایی شده اند كه در صورت لزوم در دوران كارزار انتخاباتی به آنها پرداخته خواهد شد.

6- نظر منفی مردم در چند انتخابات در مورد چهره های شاخص نظامی كاملاً آشكار است (محسن رضایی دو دوره، شمخانی یك دوره، قالیباف سه دوره). تصور نمی كنم ذهنیت مردم در ایران در این خصوص چندان تغییر كرده باشد.

7- در انتخابات ریاست جمهوری سال های 88 و 84 حضور پررنگ نظامیان (یا به تعبیر سردار ذوالقدر نیروهای انقلاب و طراحی عملیات پیچیده چند لایحه توسط آنان) میزان توان آنان را در اداره كشور نشان داده و فاجعه ای كه تبعات آن تا ده ها سال همچنان گریبانگیر سیاست و اقتصاد كشور خواهد بود، را رقم زده است.

لطفاً تكرار نكنید، آزموده را آزمودن خطاست.
منبع خبر:
تیک
   تاریخ: ۱۰:۴۵ - ۲۴/۰۱/۱۳۹۷   بازدید: ۱۶

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *