دكتر مرتضی نورایی / استاد و عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان زایندگی علوم انسانی در كش وقوس های زمانی تحت تاثیر ضرورت ها، هم به روزرسانی شده و هم فرداخواه می شود. جریان پسامدرن چون آسیابی است كه در معركه خود زبان و روایت ها را در حیطه علوم انسانی به اندازه و ابعاد كوچك اما موثر، پرمخاطب و جذاب در حد و حوصله و توان و استعداد نسل های موجود تنظیم می كند. تاریخ در حركت پیش رونده خود از هر جهت به دانشی پاسخگو تبدیل شده است. اگر رسالت و ماموریت آن كه «ارتقای سطح شهروندی» است، دچار اختلال شود، خود مختل شده و راه ناكارآمدی در پیش گرفته است؛ بی رنگ و خاصیت. مخاطب زایی، سرعت و دقت تولیدات در دامنه تاثیر و رسالت پذیری تاریخ باید پیوسته بازنگری، بازنگاری و بازانگاری شود. حركت تاریخ شفاهی از هر نظر به سمت و سوی ضرورت ها بوده است. اما ضرورت ها متوقف نیستند و پیوسته نوبه نو شده و راه و چاه قبل، خود دچار ضرورت تغییر و تبدیل می شود. از این رو این فشرده بر آن است سازوكار تاریخ نگاری خرد1 را بر تاریخ شفاهی به كار برد2 تا پیش از آنكه تاریخ شفاهی در چنبره ضرورت های قدیم ماندگار بماند، با استفاده از فراوانی محققان و دوستداران آن، گامی پیش و پیش تر نهیم.
محورهای تاریخ نگاری خرد 1. موضوعات كوچك (یك بخشی) به عبارت دیگر یك متغیره یا تك واحدی و محدود در سرلوحه این نگرش تاریخ نگارانه است.
2. پدیده های غیرمهم كه در محور اصلی مطالعات تاریخی رسمی قرار نمی گیرند، ولی در عین حال، پاسخ پرسش های تاریخی بزرگ هر مكانی می توانند باشند: «مشت، نمونه خروار یا بحر در كوزه ای!»
3. موضوعاتی كه در حواشی عناوین ایدئولوژیك و سیاسی، پیوسته به عمد یا سهو نادیده انگاشته شده است. در واقع حولیات موضوعات رسمی و نیمه رسمی هستند كه پیوسته در جاده بن بست: «فعلا ضرورت ندارد» قرار می گیرند.
4. تمركز موضوع یابی تاریخ نگاری خرد بر عناصر اجتماعی و اجتماعیات، تمركز بر مفردات تاریخی در دو مسیر تكثرگرایی3 و خلع ایدئولوژیك معارف تاریخی است. به نظر می رسد این مبانی در عرصه تاریخ شفاهی قابلیت كاربری و تبدیل به نقطه عزیمت می تواند باشد. بی شك تاریخ شفاهی خود در این عرصه نیز گام برمی دارد، اما نكته این است كه گرایش به عناوین مهم و افراد مهم در تحقیقات كنونی زمینه مطالعه جذاب را فقط برای مطالعه كنندگان مهم هموار می كند. تریبون تاریخ شفاهی برای مردم معمولی است، آنها چقدر در دامنه موضوعات كنونی تاریخ شفاهی ایران سهم دارند؟ به بیان دیگر چرخش به موضوعات و افراد غیرمهم خود حائز اهمیت است. مردمانی كه در گذشته زندگی كرده و می كنند، اسیر و بنده روایت مبنایی یا فراروایت های تاریخی نیستند كه مورد خوانش معینی كه به دلخواه ایدئولوژی باشد قرار گیرند، بلكه آنها دارای شخصیت مستقل بوده و بازیگران خودآگاهی هستند كه در مسیرسازی خود نقش پذیر بوده اند. در این صورت، الزاما عناصر خرد تاریخی، راوی جبریت تاریخی نیستند یا اینكه حضور مولفه های خرد در گذشته حیات راوی، در مسیر «چرخه تاریخی فراگیر» نخواهند بود.
خردنگاری در تاریخ شفاهی در ابعاد مختلف و هم سو با یكدیگر منجر به نوعی تولید با مختصات مورد بحث می شود:
- موضوع: دامنه موضوعات كوچك، بسیار گسترده بوده و فراوانی آنها چشمگیر هستند. به دلیل عدم تخصیص بودجه یا طرح درسی، آنها در صف انتظار نشسته اند. بنابراین این چشمه تاریخ نگاری در قالب كارهای داوطلبانه و برای آماتوری بسیار توصیه می شود. دقیقا به همین دلیل این موضوعات می توانند در مبحث عمومی سازی ذائقه تاریخ خواهی، آن هم از نوع موثق اما بیرون از نگارش های ناظر بر طرح، تولید شوند.
- روش: خردنگاری امروز روشی سوار به ذائقه عمومی در وقت اضافی است. به نظر می رسد متون مطول و فراگیر شدن تفكر و تعقل، به گروه خاصی اختصاص ندارد. هر كسی می تواند مخاطب مورخ باشد. هسته سخت تاریخ اخلاق است، بنابراین هر سازوكاری كه بتواند مخاطبان عمومی را جذب كند مفید فایده به مقصد است. پروژه های بزرگ، وقت بزرگ و حال بزرگ می طلبد كه بجا و ستودنی است. امروز تكثر در متون جاذب متكثر است، بنابراین كوتاه نگاری ماوقع از مختصات توصیه شده است. آشكار است كه اگرچه خرد نگاری می شود ولی پشتوانه علمی و مسیر معمول تحقیق باید طی شده باشد. باز اگرچه خردنگاری برابر با اندك نگاری نیست، اما اقتضا و انتظار متون تك سیلابی4 كوتاه نگاری است. دیگر اینكه موضوعات اجتماعی همانا اشرافیت لازم مورخ شفاهی را می طلبد. برای مثال تاریخ شفاهی مسافران اتوبوس خط میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران، در اتوبوس ضبط می شود و مستندسازی می شود. وسیله همان گوشی همراه است و مخاطبان به شكل اتفاقی برای مثال در باب فرهنگ ترافیك زمانی خاص در مقایسه با امروز سخن می گویند؛ بسته پرسشی باز، مصاحبه شونده به وفور با سنین مختلف موجود، اتاق مصاحبه مركب. یك زمانی بزرگی می گفت در اتوبوس مقادیر زیادی مطالعه كرده اند، بنابراین یك زمانی می شود متن های زیادی تولید كرد. آیا این در وقت اضافی است؟
- ابزار: در مبحث وسایل و سازوكار های گردآوری اطلاعات تمایزی نیست اما می توان تصور كرد كه در مدار سرعت و گستره موجودیت موضوعات زمان عنصر مهمی است و می توان از ابزارهای موجود برای ثبت خاطرات هدفمند یاری گرفت. امروز خواه ناخواه، همه مسلح به ابزار ثبت و ضبط هستند. همراهی تكنولوژی با ذهن ثبت نگار مورخ می تواند همه موضوعات خرد را برجسته و قابل دیدن كند. ضمن اینكه بداهه در ثبت خود به واقع نزدیك تر است. همه جا می توان میكروفون را در اختیار همه قرار داد. موضوع در محیط و محیط موضوع، مكان تصنعی نیست. موضوع شكار موضوع است، البته در این عرصه مورخ هم شكار موضوع می شود. این دادی است كه زمانه می خواهد. اتفاقا بداهه نگاری پرمخاطب تر است. بی شك با پرت وپلاگویی این تفاوت را دارد كه در چارچوب تاریخ شفاهی و اندیشه تاریخی دست به ثبت و ضبط زده و مسیر تحقیق طی می شود. اگرچه با روزنامه نگار و خبرنگاری رابطه تنگاتنگی می یابد اما موضوع در زمان گذشته خیس خورده است. قاعده مندی روش گلوله برفی یا خوشه ای بهتر جواب می دهد. ابزار سرعت در ثبت و در محیط فراهم است.
پی نوشت: 1- Micro-Oral History
2- Apply
3- Singularization of history
4- Syllables
منبع: تاریخ محلی
كپی شد