دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

بالاخره ترامپ با اعمال تحریم صادرات نفت ما (تا حد صفر) در خدمت ملت ما است یا در مقابل آن؟!
 
هادی نادری مدیر اسبق مناطق نفت خیز جنوب این كار ترامپ در حوزه نفت، درست در همان مسیری است كه سال ها نخبگان جامعه، كارشناسان نفتی


هادی نادری مدیر اسبق مناطق نفت خیز جنوب

این كار ترامپ در حوزه نفت، درست در همان مسیری است كه سال ها نخبگان جامعه، كارشناسان نفتی و اقتصاددانان ما و مهمتر از همه رهبر معظم انقلاب بارها عنوان كرده اند كه دست از “خام فروشی” بردارید. معنای دیگر این حرف، توقف مطلق صادرات مواد خام نفتی، اعم از نفت و گاز و پتروشیمی و ارتقاء رویكرد توسعه منابع فراورده ای نفت خام و سایر مشتقات نفتی در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی است. كه اتفاقاً ترامپ هم همین را می گوید.

ترامپ چه می گوید؟ او هم میخواهد جلوی صادرات نفت ما را بگیرد تا سایر منابع درآمدی ما فعال شود! و بعبارت دیگر، با دستمایه برجام و تشدید تحریم ها میخواهد مانع “خام فروشی” فقط نفت ما بشود، این همان خواسته همه دلسوزان این مرزوبوم كه سال هاست از سوی آنان مطرح گردیده است. اگر برجام همین یك كار را بكند باید ممنون آن باشیم.

اتفاقاً من شخصاً از این حركت ترامپ با هر شدت و حد ّت استقبال میكنم و از بابت فرصتی هم كه داده تا هم دولتمردان ما خود را جمع و جور كنند و كشورهای خریدار هم راهشان را از فروش نفت خام ایران، كج كنند، سپاسگزارم!

سال هاست كه صحبت از عدم وابستگی به درآمد نفتی بوده ولی بهرصورت صادرات این ماده بدون توقف ادامه یافته و مقوله عدم وابستگی به درآمد ناشی از فروش نفت (خام) جز در حد شعار، عملاً پیشرفتی نداشته است.

امیدوار بودیم كه توقف صادرات نفت (خام) در طول جنگ تحمیلی و محدودیت های تاسیساتی ناشی از بمباران های گسترده، ما را بخود آورده و دیگر منابع موجود در كشور را فعال نماییم ولی نشد و اصرار بر تولید بی امان از میادین نفت و گاز و صدور آنان و كسب درآمد، جهت بازسازی های ناشی از جنگ تحمیلی، بی وقفه ادامه یافت.

سردمداران در دولت ها نیز با هر وسیله و ابزاری سیاست فروش نفت خام را دنبال كردند و دلالان نفتی هم برای خرید و فروش آن به راه های مختلف متوسل گردیده و النهایه نفت ما، این سرمایه آیندگان را به هر قیمت فروختند و اینك این ثروت ملی می رود تا بپایان خود، دیر یا زود، نزدیك شود. پس كی میخواهیم بخودمان بیاییم؟

بسیاری از كشورهایی كه جنگ های سنگینی را پشت سر گذاشته اند، پس از پایان آن، توانسته اند نه تنها كشور خود را در زمینه بازسازی تخریب زیرساخت ها، احیا كنند، بلكه در ساختار منابع تولید درآمدهای خود نیز تجدید نظر نموده و به راهكار جدیدی برای تداوم حیاط خود در جهان امروز دست یافته اند كه مثال های بارز آن كشورهای ژاپن و كره (جنوبی) هستند.

ما باید در دوران جنگ به این فكر میافتادیم و نخبگان جامعه ما، راه تداوم كشور را بدرستی ترسیم می كردند، ولی اینك معلوم میشود كه این كار انجام نشده و دوباره همان راه و مسیر گذشته را دنبال كرده و چسبیدیم به همان تولید و صادرات نفت خام و ارتزاق كشور از قِبَل فروش آن. این یعنی چه؟

و برای این تداوم صادرات و فروش نفت خام، سازمان های عریض و طویلی را هم بخدمت گرفتیم و اینك كشور را با مشكلات عدیده ای مواجه نموده ایم. مانند معتادی هستیم كه فقط باید به آن افیون جهنمی تزریق شود. اگر اشتباه نكرده باشم، این قولی نبود كه بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامیمان داده بودیم.

خلاصه اینكه، هیچ مانیفست و پلان و سیاست مدونی هم دیده نمی شود كه نشان دهد ما تا كی به صادرات نفتمان ادامه دهیم و راه فعال نمودن “سایر منابع” درآمدی كشور كدام است و این “سایر منابع” كی به منصفه و عرصه ظهور می رسد.

با كمال تاسف، همه دولت ها روی درآمدهای نفتی تمركز نموده و سهم دیگر منابع و از جمله مالیات ها و یا صادرات سایر محصولات و خدمات نفتیِ گرداننده اقتصاد را، غالباً مبهم و در حد ناچیزی در بودجه جانمایی گردیده كه آنهم یا محقق میگردد و یا نه.

امروز از سوی دولتمردان ما تلاش زیادی صورت می گیرد تا صادرات نفت كشور بهر قیمت ادامه پیدا كند و حتی كشور را تا آستانه جنگ با امریكا پیش میبرند و چاره را در بستن تنگه هرمز و باب المندب و دیگر راه ها میدانند ولی مگر چه اتفاقی میخواهد بیافتد، دارد می رود تا صادرات نفت خام كشور به صفر برسد و امریكای جنایتكار هم در همین راه پای نهاده و انرا وسیله فشاری بر كشور ما علم نموده است.

این مسلم است كه كشور نیاز به ارزخارجی دارد تا بتواند چرخ های اقتصاد خود را در تعاملات جهانی بچرخاند و آن را تداوم ببخشد. خوب این كار احتیاج به برنامه ریزی دارد به كار سنگین و مستمر دارد به شناسائی و استفاده از نخبگان اقتصادی و فنی و شناخت منابع مختلف دارد.

من نمیگویم نفت را بكناری بگذاریم، بلكه از آن بعنوان یك قدرت و ابزار قوی در تعاملات بین المللی بكار بگیریم ولی وابسته و اسیر آن نباشیم كه تا خبری میشود، اجانب انرا وسیله ای برای خاموش كردن صدای كشور و ملت قرار دهند.

آیا كشور متجاوز اسراییل كه عمرش به كمتر از 70 سال می رسد، از تولید و صادرات نفتی خود برای اداره كشور و قدرت نمایی اش استفاده می كند؟ این چیست كه یك كشور مانند دانمارك، فنلاند یا سوئیس در عداد كشورهای توسعه یافته و غنی قلمداد شده و كشور ما هنوز در مراحل آغازین  توسعه اش درجا میزند. اشكال كار در كجاست؟

چه كس یا كسانی باید به این سوال پاسخ دهند كه ما چه چیزی از ژاپن و كره كمتر داشته و یا داریم؟

اگر قرار باشد از درآمدهای نفتی كشور بخوبی پاسداری نشده و در قالب رانت و اقسام فسادها بخش عظیمی از انرا را از دست بدهیم، بهتر نیست این منبع درآمد رامتوقف كنیم و سازوكارهای امنیت سرمایه های كشور را ابتدا درست كنیم و سپس این سرمایه ها را بجریان بیاندازیم؟

این نفت كه باخون دل و نبرد با اهریمن تحریم ها استخراج و تولید، و سپس انرا به پول و سرمایه تبدیل میكنیم و سپس در قالب جریانات رانت خوار و مفاسد اقتصادی و غیر اقصادی، بخشی عظیمی از انرا از دست بدهیم، یعنی چه؟

بنظر حقیر بعوض تلاش شبانه روزی برای استقرار حاكمیت صدور نفت كشور، و وابستگی تمام و كمال به آن و ترس و نگرانی از توقف صادرات نفت خام، تلاش خود را مصروف شناسایی دیگر منابع بالقوه موجود در كشور بكنیم كه هنوز شكوفا نشده و به فعلیت نرسیده است.

آیا چیزی مانند مانیفست، نقشه راه، دستورالعمل و یا خط مشی مدونِ كوتاه مدت و درازمدتی در اینخصوص وجود دارد؟ آیا این مانیفست یا دستورالعمل كاربردی است و یا در حد نوشته و مصوبه دارد در قفسه های اداری و تحقیقاتی سازمان های مسئول خاك میخورد؟

این چه لجاجتی است كه باید نفت بهر قیمت تولید شده و ركورد سقف تولید به پیش از تحریم یا پس از آن برسد و با عربستان رقابت كنیم و غیره درحالیكه اصل این تولید و صادرات آن نیازمند یك بازنگری اساسی است.

امروز با شتاب فراینده ای برای تداوم تولید نفت جانفشانی ها میشود و قهرمانان دیپلماسی و غیر دیپلماسی اینك پابمیدان نهاده و میخواهند این مزاحم اخیر (ترامپ) را هم از سر راه كشور بردارند، برای چه اینكارها صورت می گیرد؟ خود این كارها یعنی نقطه ضعف كشور را برجسته نمودن و انرا به دنیا معرفی كردن و میخواهد ترامپ باشد یا هر ناپاك و نانجیب دیگر.

به اعتقاد من باید مدیریت كشور دست به یك پالایش اساسی و جهت دار در همه زمینه ها بزند و از محدودیت ایجاد شده از توقف “مواهب” برجام، راه گریز از مشكلات كشور را بدرستی رقم بزند و اطمینان داشته باشد كه ملت با آنان همراه خواهد شد.

در همین راستا مثلاً وزارت نفت، اینك بجای تمركز بر فعالیت های شتابان توسعه ای میادین جدید كه هزینه های سنگینی را هم در بر دارد، دست برداشته و فقط بر حفظ تولید از میادین نفت و گاز موجود، تولید از مخازن مشترك با همسایگان، و مهمتر از همه، تولید بیشتر “فراورده” های نفتی (و گازی و پتروشیمی)، اصرار ورزیده و بموازات بر توسعه مؤسسات مطالعات انرژی و آموزشی و پژوهشی تاكید ورزیده و بر موضوع تولید فراورده های مورد نیاز جهانی، در داخل و خارج سرمایه گذاری نموده و تلاش خود را در این راه مصرف نمایند، تا استفاده بهینه تری را برای صنایع نفت كشور رقم بزند.

دیگر وزارتخانه های مرتبط با موضوع انرژی در كشور ما نیز باید در خصوص فعال نمودن بخش های ساكت مولد خود بحركت درایند و در این حركت تعالی بخش تلاش مضاعف نمایند.

سایر بخش های دیگر نیز و از جمله صنایع نرم افزاری و الكترونیكی، مطالعه كنند كه كشورهای غیر وابسته به منابع نفتی، از جمله كشورهای یاد شده، چگونه اقتصاد (غیر نفتی) خود را مدیریت و سامان دهی می كنند. چگونه است كه غول هایی همچون گوگل و فیس بوك و امثالهم بتنهایی گردش مالی معادل درآمد ما از نفت و چه بسا بیشتر از آن را در اختیار دارند و ما در این زمینه ها خاموشیم؟ خوب یك جای كار لنگ میزند و سازوكار اجرایی آن در كشور فراهم نیست.

در این حركت، و در اولین گام همدلی همه بخش های نظام مورد نیاز است كه دست از تقابل و تخریب یكدیگر برداراند و با تجمیع و اشتراك مساعی تمامی نخبگان كشور و دعوت آنان از هرجای عالم، راه عملی برون رفت از مشكلات موجود و ترسیم افقی روشن را برای شكوفایی ملك و ملت به ارمغان آورند. آیا چنین اراده ای در نظام اسلامی ما دیده میشود؟

باید تهدیدات دشمنان نظام را به فرصت تبدیل كنیم و هراسی از سمپاشی امریكا و اعوانش در تخریب دست آوردهای انقلاب شكوهمند اسلامی به خود راه ندهیم.

فاصله كشور ما تا رسیدن به دروازه های پیروزی زیاد دور نیست و با مفاهمه و دست در دست هم دادن، میتوانیم این فاصله را كوتاه و كوتاه تر كنیم.

نفت خام را ابزاری بعنوان تنها منبع درآمدی كشور كناری بنهیم و از آن بعنوان وسیله اعتباری نظام استفاده كنیم. گردش چرخ مملكت را بر پایه منابع غیر نفتی متمركز نموده و دیگر منابع كشور اعم از انسانی یا غیر آن را ارج نهاده و بحركت درآوریم.

این كارها در كشورهای توسعه یافته بعهده سازمان های برنامه و بودجه كشورها است. آیا سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور ما چنین است.
   تاریخ: ۰۹:۴۹ - ۰۶/۰۵/۱۳۹۷   بازدید: ۱۷

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *