دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

دولت مصمم در تصویب لوایح اف ای تی اف
 
تهران- ایرنا- «امیری: سیاست دولت درباره اف ای تی اف تغییر نكرده است»، «با سازوكار موجود، مشكل سیل و زلزله زدگان حل نمی شود؛ چه باید كرد؟»، «آینده نفتی ایران در اوپك و بازار جهانی» و «قطار تورم به بازار كالاهای مصرفی رسید» از جمله مهمترین عناوین گزارش های رصد شده از تارنماهای خبری داخلی، در طول ...

گروه اطلاع رسانی بنابه رسالت خبری ایرنا، به عنوان خبرگزاری رسمی نظام، دولت و مردم، به منظور ایجاد پل ارتباطی در مسیر گسترش آگاهی سازی، با مروری بر برجسته ترین گزارش های پایگاه های خبری داخلی در طول شبانه روز گذشته، گزیده ای از این گزارش ها را انتخاب و منعكس كرده است.

امیری: سیاست دولت درباره اف ای تی اف تغییر نكرده است
وبگاه «خبرآنلاین» در گفت و گو با حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور، نوشت: هفته گذشته احمد توكلی عضو مجمع تشخیص مصلح نظام بعد از اقدام آمریكا علیه سپاه، تصویب لوایح پالرمو و سی اف تی در مجمع تشخیص مصلحت نظام را منتفی اعلام كرد. این صحبت او در فضای رسانه ای با تحلیل های مختلفی همراه شد.

حسینعلی امیری درباره منتفی شدن تصویب لوایح اف ای تی اف در مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: این نظر یك عضو مجمع است و من هم در رسانه ها خواندم. قطعا اظهار نظر یك عضو مجمع نمی تواند نظر خود مجمع تلقی شود باید دید در روزهای آینده كه مجمع درباره بررسی این لوایح جلسه خواهد داشت، نظرش چیست بنابراین نمی توانم نظر یك عضو مجمع را نظر خود مجمع بدانم.

وی درباره اقدام آمریكا علیه سپاه و تأثیرش در ممانعت از اجرای تعهدات اف ای تی اف در قبال ایران، افزود: اف ای تی اف یك ساز و كار مالی است. اروپا ادعا دارد كه اتحادیه ای با هویت حقوقی مستقل است، بر اساس این ادعا قاعدتا تصمیم ترامپ مربوط به محدوده جغرافیایی آمریكا می شود. حال باید ببینیم اروپا چه قدر مستقل است و می تواند بر اساس ادعا و تصمیم خود عمل كند؛ در واقع این یك مقطع تاریخی برای اروپاست و باید ببنیم چه قدر به تعهدات و مقررات بین المللی پایبند می ماند.

معاون پارلمانی رئیس جمهور درباره دولت نگاه به اف ای تی اف اظهار كرد: تا الان همان دلایلی كه برای تقدیم لوایح چهارگانه به مجلس شورای اسلامی وجود داشت، همان دلایل برای ادامه پیگیری دولت وجود دارد و دولت از تمام طرفیت های قانونی خودش استفاده می كند چون سیاستش این است كه همكاری ها و كانال های مالی و بانكی كشور با موسسات مالی و بانك های دنیا ادامه پیدا كند و تقویت شود.

امیری در پاسخ به این سئوال كه آیا دولت سیاست جدیدی را درباره با اف ای تی اف دنبال می كند؟ گفت: خیر، تا الان همان دلایل قبلی و اعتقاد به توسعه روابط بانكی و ملی با دیگر بانك های كشورهای دنیا وجود دارد.

با سازوكار موجود، مشكل سیل و زلزله زدگان حل نمی شود؛ چه باید كرد؟
سایت خبری «تابناك» در این گزارش آورده است: شاید یكی از دلایلی كه مردم در معرض خطر سیل، هم اكنون دستور تخلیه خانه های خود از سوی مسئولان را اجرا نمی كنند، این است كه آن ها دریافته اند، دولت در شرایط كنونی قادر به تأمین خسارت های ناشی از سیل به آنها نیست و یا وقتی ماجرای تأمین خسارت های ناشی از بلایای طبیعی دیگر چون زلزله كرمانشاه را مرور می كنند، ترجیح می دهند در منازل خود بمانند و محل سكونت خود را حتی به قیمت از دست دادن جانشان ترك نكنند. همچنین از همه مهم تر اینكه در بودجه سال 1398 اصلاً ردیفی برای جبران خسارت های ناشی از سیل دیده نشده است.

یك راه حل دست انداختن به منابع صندوق توسعه ملی است. موضوعی كه محمدباقر نوبخت، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه، روز سه شنبه 20 فروردین ماه 1398 آن را تأیید كرد و گفت: احتمالا دولت «برای جبران خسارت های سیل» اخیر در كشور، از صندوق توسعه ملی برداشت خواهد كرد؛ راهكاری كه عده ای بسیاری با آن مخالفند و می گویند، این كار دلار فروشی و صرف دلارهای صندوق به منظور هزینه های جاری دولت است كه با اهداف صندوق سازگار نیست.

راهكار دیگر كه معمولا دولت برای جبران خسارات حوادث غیرمترقبه این چنینی برمی گزیند، روی آوردن به چاپ پول است كه این خود منجر به افزایش نرخ تورم می شود.

راهكار سوم این كه دولت بخشی از 14 میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته شده برای واردات كالاهای اساسی را به جبران خسارات ناشی از سیل اختصاص دهد. برخی این راهكار را نیز مصداق همان دلار فروشی توسط دولت دانسته و در شرایط ارزی فعلی آن را به صلاح كشور نمی دانند.

اما راهكار چهارم به عنوان یكی از راهكارهای پیشنهادی تابناك، این است كه با توجه به اینكه كشور ما كشوری حادثه خیز محسوب می شود و سالانه با بلایای طبیعی دست و پنجه نرم می كند دولت باید یك ردیفی را در بودجه دایم برای جبران خسارات ناشی از این حوادث اختصاص دهد. این ردیف همان گونه كه گفته شد باید هر ساله و به صورت مستمر در بودجه لحاظ شود؛ بنابراین، مبلغ آن باید از محلی تأمین شود كه مستمر باشد. حالا پرسش این است كه منبع تأمین بودجه این ردیف از كجا باشد كه به صورت مستمر و دائمی باشد؟ فروش بنزین و درآمدهای حاصل از آن می تواند منبع تأمین بودجه ردیف مذكور باشد.

راهكار پنجم به عنوان یكی دیگر از راهكارهای پیشنهادی تابناك، تأمین خسارت های ناشی از سیل از محل یارانه های پرداختی است. در بودجه 98 میزان یارانه نقدی و غیرنقدی در نظر گرفته شده 41.1 هزار میلیارد تومان است. این رقم درست برابر میزان یارانه پرداختی سال 97 است؛ بنابراین دولت قرار بود در سال 98 به تمام كسانی كه در سال 97 یارانه پرداخت می كرد، یارانه پرداخت كند. حالا دولت می تواند یارانه افراد تحت پوشش كمیته امداد امام خمینی (ره)، تحت پوشش بهزیستی، زنان سرپرست خانوار، دهستان های كم برخوردار و بیماران خاص را در سال 98 پرداخت كند و یارانه باقی افراد در سال 98 را به خسارت های ناشی از سیل اختصاص دهد.

آینده نفتی ایران در اوپك و بازار جهانی
پایگاه خبری «فرارو» در گفت و گو با نایب رئیس هیات مدیره انجمن اقتصاد انرژی ایران نوشت: نظام سهمیه بندی اوپك براساس تولید نفت كشور ها است (و نه صادرات) بنابراین شاید بتوان جایگاه اعضاء را از این نظر تعیین كرد ایران در حال حاضر بعد از عربستان، عراق و امارات متحده عربی، همراه با كویت در رده چهارم یا پنجم در بین پانزده عضو فعلی اوپك قرار دارد.

«عمده ترین رقیب ایران و حتی اوپك و روسیه در شرایط بعد از خروج ایالات متحده از برجام، خود ایالات متحده بوده است و حتی بعضی معتقدند كه یكی از دلایل فشار غیرمتعارف ایالات متحده بر صفر كردن صادرات نفت ایران، جا باز كردن برای صادرات نفت خود است.» این را غلامحسین حسن تاش نایب رئیس هیات مدیره انجمن اقتصاد انرژی ایران می گوید.

وی معتقد است: براساس آخرین گزارش دبیرخانه سازمان اوپك كه چند روز پیش منتشر شده است و اطلاعات تا پایان ماه مارس 2019 را در بر دارد تولید نفت ایران در ماه مارس به حدود 2.7 میلیون بشكه رسیده است و این در حالی است كه تولید نفت خام ایران بعد از برجام و قبل از خروج امریكا از برجام به حدود 3.8 میلیون بشكه در روز رسیده بود. ضمنا لازم به توضیح است كه در شش ماه اخیر تولید نفت ایران علیرغم فشار امریكایی ها كاهش بیشتری نیافته و در حدود همین 2.7 میلیون بشكه در روز ادامه یافته است. ایران با توجه به شرایط تحریم عملا در حال حاضر از نظام سهمیه بندی اوپك خارج است و ركورد های تولید فعلی ایران ملاكی برای سهمیه ایران در آینده و درصورت رفع تحریم ها نخواهد بود و اگر به هر دلیل و به هر صورتی تحریم ها متوقف گردد ایران حق خواهد داشت مجددا تولید خود را به حداكثر ممكن برساند.

نظام سهمیه بندی اوپك براساس تولید نفت كشور ها است (و نه صادرات) بنابراین شاید بتوان جایگاه اعضاء را از این نظر تعیین كرد ایران در حال حاضر بعد از عربستان، عراق و امارات متحده عربی، همراه با كویت در رده چهارم یا پنجم در بین پانزده عضو فعلی اوپك قرار دارد. این كه می گویم چهارم یا پنجم برای این كه تولید كویت نیز تقریبا در حدود ایران است و در ماه مارس اندكی بیشتر از ایران بوده است. اما جایگاه ایران در میزان تولید نفت قبل از خروج امریكا از برجام بعد از عربستان و عراق در رده سوم و بالاتر از امارات و كویت بوده است.

اوپك اینك سازمان چندان مهم و تاثیرگذاری نیست. اوپك در دهه های 1960 و 1970 میلادی گیر كرده است و امروز در دنیا بازار و سیاست گذاری انرژی یكپارچه شده است، ولی اوپك در محدوده نفت گیر كرده است ولذا دچار انفعال است و خصوصا با توسعه نفت خام های غیرمتعارف در جهان و خصوصا ایالات متحده امریكا در دو دهه اخیر، توان تاثیرگذاری محدود اوپك در بازار جهانی نفت نیز بیشتر نزول كرده است. به همین دلیل بعضی از تولیدكنندگان عمده غیراوپك مانند روسیه در یكی دوسال اخیر به كمك اوپك آمده اند. امروز به اوپك بیشتر می توان به عنوان یك كلوپ نگاه كرد كه حضور در آن حضور در بازی و كسب اطلاع و عقب نیفتادن از قافله نفت و انرژی است تا تاثیرگذاری اساسی در تحولات نفت و انرژی. اما به نظر من برای تاثیرگذاری هر چند محدود چه در شرایط افزایش و چه در شرایط كاهش تولید كشور، باید دیپلماسی فعال نفتی داشت و باید هماهنگی قوی و منسجمی در این جهت میان وزارتین نفت و خارجه وجود داشته باشد.

بازار جهانی نفت در یكی دو سال اخیر بیش از هر چیز تحت تاثیر تحولات نفت تولید غیرمتعارف یا نفت شیل در ایالات متحده بوده است چرا كه تولیدكنندگان اوپك جمع میزان تولیدشان نوسانات عمده و تاثیرگذاری نداشته است و حتی غیراوپكی های عمده مانند روسیه نیز چنین بوده اند، ولی میزان تولید نفت شیل دائما در حال افزایش بوده است و سهم بازار دیگران را گرفته است.

قطار تورم به بازار كالاهای مصرفی رسید
وبگاه خبری «خبرآنلاین» با بیان «واكاوی حركت مارپیچ تورم در بازار ایران» نوشت: دیگر ماجرا از پراید و پسته فراتر رفته است، دم دستی ترین كالاها اینجا به جنجالی ترین ها تبدیل می شود. حركت مارپیچی تورم، بازار به بازار و كالا به كالا سبب شده است وضعیت بازار ایران، خصوصا اقلام مصرفی دستخوش تغییر شود. برای اقتصادی كه بیش از چهار دهه با تورم دو رقمی روبروست، ماجرای گرانی كالاهای سرمایه ای و بادوام، ماجرایی آشنا و سنتی شناخته شده است اما داستان وقتی از كالاهای سرمایه ای و بادوام به كالاهای مصرفی و فاسد شدنی می رسد، شكلی دیگر پیدا می كند.

بازار كالاهای اساسی
كمبود پوشك در بازار ترجیع بند برنامه های اقتصادی صدا و سیما و گزارش های رسانه های مكتوب بود؛ كار به جایی رسید كه مدیرعامل شهروند در آخرین روزهای شهریور ماه سال گذشته اعلام كرد بیشترین خرید تهرانی ها به محصولات سلولزی نظیر پوشك و دستمال كاغذی و ... اختصاص داشته است. ماجرای پوشك را البته برخی به كارشكنی یك شركت تركیه ای ارتباط می دادند. داستان با افزایش قیمت ها و بازگشت كالاها به بازار خاتمه یافت اما خاطره كمبودها در بازار در اذهان باقی ماند.

خبری از آجیل نبود
سوت ركود در شب یلدا در بازار آجیل به صدا درآمد. پسته دویست هزار تومانی، كار خود را كرده بود، آجیل از سبد خرید خارج شد تا رییس اتحادیه آجیل فروشان نیز تاكید كند میزان فروش آجیل در شب یلدا كاهشی بین 60 تا 90 درصد را تجربه كرده است. این كاهش البته منجر به رشد فروش سایر كالاهایی كه می تواند در قامت جایگزین ظاهر شوند، نشد، شیرینی فروشان نیز از كاهش فروش گلایه داشتند و حتی رستوران داران و ... این نشان می داد، دامنه هزینه های غیر ضروری در حال جمع شدن است.

و باز هم یك كالای بادوام
پراید البته بار دیگر در ادبیات سیاسی – اقتصادی ایران خودنمایی كرد. دل مصرف كننده ایرانی این خودرو از روزگاری كه روزی 18 میلیون تومان را دید تا امروز، با این خودرو صاف نشده است. پراید 50 میلیونی، در حقیقت سندی بود دال بر افزایش بی حساب و كتاب قیمت ها، اعتراض ها نسبت به قیمت این خودرو ادامه داشت كه بازار كالایی مصرفی درگیر بحران شد؛ بازار گوشت.

صدای پای گوشت
مروری بر اخبار منتشر شده در این حوزه نشان می دهد، چند هفته قبل، ورود دام از زمین و هوا و دریا به مساله اصلی اقتصاد ایران بدل شده بود. تامین گوشت مورد نیاز جامعه، به یكی از مهمترین اولویت ها بدل شد. گوشت صد هزار تومانی دغدغه جامعه ای بود كه صف های طولانی برای خرید گوشت تنظیم بازاری را تحمل می كرد؛ هنوز گوشت اما از نردبان قیمتی پایین نیامده است كه ماجراپای پیاز به داستان باز شد.

پیاز گران تر دلار
یك كیلو پیاز گران تر از دلار شد؛ پیاز 18 هزار تومانی در بازار ایران خودنمایی كرد. تقصیر بر گردن صادرات بی رویه افتاد، همپای پیاز، سیب زمینی نیز به قیمتی در حدود 6 تا 7 هزار تومان رسید تا از قافله چندان عقب نماند. ترمز بریدن پیاز سبب شد صادرات آن از مرزها ممنوع شود و حالا پیاز در محدوده قیمتی 8 تا 10 هزار تومان جاخوش كرده است. این داستان برای گوجه فرنگی نیز تكر ار شد و این چنین از پس بازار مسكن و طلا و سكه و خودرو؛ فتح سنگر به سنگر دیگر كالاها را تورم در كارنامه كاری خود جای داده است.

جشنواره بین المللی فیلم فجر و این همه ساده انگاری!
تارنمای خبری «عصر ایران» گزارش داد: سی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر روز پنج شنبه 29 فروردین شروع به كار خواهد كرد، از زمان انتشار این مطلب تا افتتاحیه جشنواره (بر اساس روزشمار صفحه اول سایت جشنواره) 3 روز و 5 ساعت بیشتر نمانده است. اما چند ضعف اساسی به چشم می خورد كه واقعا از رضا میركریمی به عنوان دبیر جشنواره و تیم همراه او كه همگی سابقه حضور در انواع جشنواره های ریز و درشت جهانی دارند چنین قصوراتی بعید است. به 2 نمونه بسیار ساده اشاره می كنم:

1 - در جشنواره جهانی فیلم فجر تا به حال كه 4 روز به شروع جشنواره مانده است، هنوز اسامی فیلم های پذیرفته شده در 2 بخش اصلی و رقابتی جشنواره یعنی سینمای سعادت (مسابقه بین الملل) و جلوگاه شرق (سینمای آسیا) اعلام نشده است. نه فقط اسامی فیلم های خارجی بلكه حتی فیلم های ایرانی پذیرفته شده در جشنواره هم مشخص نیست! فقط امروز اسامی 4 فیلم ایرانی بخش جام جهان نما (جشنواره جشنواره ها) كه مرور بر فیلم های نمایش داده در جشنواره های جهانی می پردازد.

2 - معمولا جشنواره های دنیا در یك فاصله زمانی 20 الی 30 روز قبل از شروع جشنواره لیست تمامی فیلم های پذیرفته شده را اعلام می كنند، و در مرحله بعدی اسامی تمام فیلم های پذیرفته شده روی سایت جشنواره قرار می گیرد تا حداقل هر فیلم یا صاحب فیلمی با استناد به آن بتواند اخبار مربوط به حضور فیلم را در جشنواره مورد نظر را منتشر كند.

از همه مهمتر اهالی رسانه همواره جهت راستی آزمایی و جلوگیری از هر گونه سو استفاده خاص یا ... و برای اطمینان از حضور یك فیلم در هر جشنواره ای به سایت آن مراجعه می كنند و بر اساس اسم فیلم در سایت و بخش پذیرفته شده، اخبار مربوطه را منتشر می كنند.

رقابت میان وزرا برای دریافت اعتبار بیشتر رونق گرفته است/ برخی با بزرگ نمایی سیل، به دنبال افزایش اعتبارات وزارت خانه های خود هستند
«تابناك» در گفت وگو با جلال میرزایی، نماینده مردم ایلام ، نوشت: سیل كه می آ ید، با خود خرابی های بسیاری می آورد؛ خرابی هایی كه علاوه بر خسارات مالی، خسارات روحی و روانی بسیاری نیز بر مردم سیل زده وارد می كند اما در این میان، برخی دولتمردان از فرصت سوءاستفاده می كنند و با برآورد های كلی و ناقص به فكر دریافت اعتبار بیشتر برای وزارت خانه های متبوع خود هستند. در این باره باید گفت، تا كنون هیچ نهاد رسمی، میزان دقیق خسارات را اعلام نكرده، ولی برخی مسئولان و حتی نمایندگان از خسارات چند ده هزار میلیاردی سخن به میان می آورند.

این نماینده در پاسخ به این كه گفته می شود، خسارت سیل بیش از 50 هزار میلیارد است، گفت: این گزارش ها قابل اعتنا نیستند و حتی برآوردی كه وزیر كشور گفته و اعلام كرده كه میزان خسارت حدود 32 هزار میلیارد است نیز درست نیست و نمی توان گفت، میزان خسارت دقیقا چه اندازه بوده است.

وی در این باره ادامه داد: اگر مجلس بخواهد در این مورد به وظیفه نظارتی خود عمل كند، باید گزارش دقیقی از مناطق سیل زده داشته باشد و مشخص شود، كجا خسارت و كدام بخش آسیب زیادی دیده. همچنین باید مشخص شود، كدام استان و شهرستان و یا كدام بخش دچار آسیب شده و چه میزان آسیب به آنجا رسیده است. پس از آن متناسب با میزان خسارت، اعتبار در نظر گرفته شود؛ بنابراین، اینكه وزیر بیاید و آمار كلی در اختیار مجلس گذارد و اعلام كند، ما فلان میزان خسارت دیده ایم، پس باید فلان مقدار به ما اعتبار بدهید، درست نیست.

وی در ادامه یادآور شد: به نظر من، شیوه برخورد با حوادث در كشور ما، به بازنگری نیاز دارد و مجلس هم باید مراقبت بیشتری داشته باشد و با ورود بموقع از هدر رفتن سرمایه ها جلوگیری كند، چون بار ها شده كه ما اعتباراتی برای منطقه ای در نظر گرفته ایم، ولی زمانی كه به شهرستان مراجعه می شود، می بینیم پولی به دست خسارت دیده اصلی نرسیده است.

برخی وزرا با بزرگ نمایی سیل به دنبال افزایش اعتبارات وزارت خانه های خود هستند؛ بنابراین، این تفكر اعضای هیأت دولت، تفكری اشتباه است و مجلس نباید بر پایه این برآورد های كلی اعتباری به دولت بدهد. باید گفت، اعتبارات ما اندك است و بودجه سال 98 بسته شده، ولی قرار است بخشی از اعتبارات از صندوق توسعه ملی پرداخت شود، حال آنكه خود این صندوق هم به دلیل برداشت 2.5 میلیارد دلار از آن با كمبود اعتبار روبه روست.

چطور می توانستیم جلوی خسارات سیل اخیر را بگیریم؟/ مسئولان بی توجه به قانون مدیریت بحران پاسخ بدهند!
سایت «تابناك» با طرح این پرسش كه «چرا دولت و مجلس به قوانین موجود مدیریت بحران بی توجهند؟!» در این گزارش نوشت: در بند شماره 8 ماده هشتم قانون مدیریت بحران آمده است: «هماهنگی و نظارت در زمینه ایجاد و گسترش سیستم های مؤثر پیشگیری، مقاوم سازی و بهسازی لرزه ای ساختمان ها، زیرساخت ها و ابنیه و شریان های حیاتی و مهم و بازسازی و بهسازی بافت های فرسوده، روش های اتكایی و جبرانی خسارت نظیر انواع بیمه ها، حمایت های مالی و سازوكار های تشویقی، تسهیلات ویژه و صندوق های حمایتی با همكاری دستگاه های ذی ربط.»

فارغ از اینكه فلان نماینده خبر از كم كاری در بیمه كردن زیرساخت ها و ... داده است یا اینكه دیوان محاسبات گزارشی به فلان كمیسیون داده و توجهی نشده است، صراحتا در ماده 2 قانون مدیریت بحران به چهار مرحله اساسی برای جلوگیری و كاهش میزان خسارات ناشی از حوادث و بلایای طبیعی و بحران ها اشاره و تأكید شده، برای جلوگیری از خسارات و پیشبرد امور مربوط به مدیریت بحران، توجه به این چهار مرحله و انجام آن ضروری است.

در بند «الف» به موضوع پیشگیری اشاره شده و در شرح آن آمده است: «مجموعه اقداماتی است كه با هدف جلوگیری از وقوع حوادث و یا كاهش آثار زیانبار آن، سطح خطرپذیری جامعه را ارزیابی نموده و با مطالعات و اقدامات لازم سطح آن را تا حد قابل قبول كاهش می دهد.» بند ب مربوط به آمادگی برای مقابله و جلوگیری از بحران است و توضیح می دهد كه «مجموعه اقداماتی است كه توانایی جامعه را در انجام مراحل مختلف مدیریت بحران افزایش می دهد كه شامل جمع آوری اطلاعات، برنامه ریزی، سازماندهی، ایجاد ساختارهای مدیریتی، آموزش، تأمین منابع و امكانات، تمرین و مانور است.»

بند «ج» ماده 2 قانون و وظایف مدیریت بحران به مقابله اشاره دارد و در آن تأكید شده است كه «انجام اقدامات و ارائه خدمات اضطراری به دنبال وقوع بحران است كه با هدف نجات جان و مال انسان ها، تأمین رفاه نسبی برای آنها و جلوگیری از گسترش خسارات انجام می شود. عملیات مقابله شامل اطلاع رسانی، هشدار، جست و جو، نجات و امداد، بهداشت، درمان، تأمین امنیت، ترابری، ارتباطات، فوریت های پزشكی، تدفین، دفع پسماندها، مهار آتش، كنترل مواد خطرناك، سوخت رسانی، برقراری شریان های حیاتی و سایر خدمات اضطراری ذی ربط است.»

و در نهایت بند «د» كه بر لزوم اقدامات پس از وقوع بحران تاكید دارد به بازسازی و بازتوانی اشاره می كند و یادآور می شود كه «بازسازی شامل كلیه اقدامات لازم و ضروری پس از وقوع بحران است كه برای بازگرداندن وضعیت عادی به مناطق آسیب دیده با درنظر گرفتن ویژگیهای توسعه پایدار، ضوابط ایمنی، مشاركت های مردمی و مسائل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی منطقه آسیب دیده انجام می گیرد. بازتوانی نیز شامل مجموعه اقداماتی است كه جهت بازگرداندن شرایط جسمی، روحی و روانی و اجتماعی آسیب دیدگان به حالت طبیعی به انجام می رسد.

در اینكه سه سطح اولیه از اقدامات مورد غفلت واقع شده و اكنون به مرحله خسارات و بازسازی رسیده ایم شكی نیست، ولی در همین قانون و در ماده 8 آن كه به شرح وظایف سازمان مدیریت بحران پرداخته نكته ای وجود دارد كه تأیید كننده سخنان آن نماینده مجلس در ارتباط با پیش بینی برای بیمه كردن به منظور كاهش خسارات و خارج كردن حداقل بخشی از آن از گردن دولت و ملت است. در بند شماره 8 ماده هشتم قانون مدیریت بحران آمده است: «هماهنگی ونظارت در زمینه ایجاد و گسترش سیستم های مؤثر پیشگیری، مقاوم سازی و بهسازی لرزه ای ساختمان ها، زیرساخت ها و ابنیه و شریان های حیاتی و مهم و بازسازی و بهسازی بافتهای فرسوده، روش های اتكایی و جبرانی خسارت نظیر انواع بیمه ها، حمایت های مالی و سازوكارهای تشویقی، تسهیلات ویژه و صندوق های حمایتی با همكاری دستگاه های ذی ربط.»

اكنون به نظر می رسد در ارتباط با این موضوع كم كاری شده و كمترین توجهی هم به آن نشده است، بستن مسیر برخی رودخانه ها كه در جریان سیل شیراز نمونه آن را دیدیم، یكی از موضوعاتی است كه می توان از آن با تیتر «راحت شدن خیال مسئولان نسبت به از موضوع افتادن یكی از بلایای طبیعی یعنی سیل» یاد كرد، در حالی كه مسئولان، مدیران و به ویژه آقایان در سازمان مدیریت بحران باید هیچ گونه پیش فرضی از موضوع بلایای طبیعی را به واسطه اینكه چند سال یا چندین سال اتفاق نیفتاده است، از ذهن خود خارج نكنند.

اصلا فروغی را نمی شناسم، اما كسانی كه از صداوسیما استفاده شخصی و گروهی می كنند، از نظر امام صلاحیت حضور در این رسانه را ندارند
پایگاه خبری تحلیلی «انتخاب» در گفت و گو با محمد هاشمی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما، نوشت: محمد هاشمی درباره انتصابات اخیر در شبكه سه سیما گفت: صداوسیما یك رسانه ملی است. حالا مدیران با هر گرایشی كه در صداوسیما باشند. امام یك فرمایشی در این باره دارند كه همیشه می تواند ملاك عمل باشد. می فرمودند حالا كسانی در چارچوب نظام هستند ممكن است نظرات و دیدگاه های متفاوتی داشته و عضو احزاب و گروه های مختلفی باشند این فكر و اندیشه برای خودشان محترم است، اما نباید در برنامه های صداوسیما نظریات و عقاید گروه ها و احزاب اعمال شود. آنجا باید سیاست های نظام باشد، متعلق به مردم است و باید سیاست های كل نظام مطرح باشد. آموزنده باشد و بد آموزی نداشته باشد. صدا و سیما یك دانشگاه عمومی و سراسری است. باید ویژگی های دانشگاه و اعتدال و بی طرفی را رعایت كند.

عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: حالا یك مدیر ممكن است وابسته به جبهه اصولگرا باشد یا جبهه تندرو یا معتدل یا هر گرایش دیگری داشته باشد؛ چنین مسائلی شخصی اش است، اما مدیریت سازمان صداوسیما و شورای نظارت باید بر محتوا نظارت و در راستای فرمایش امام عمل كنند. صدا و سیما رسانه شخصی و گروهی نیست. كسانی كه میخواهند استفاده گروهی و شخصی بكنند از نظر امام صلاحیت حضور در صدا و سیما را ندارند.

او با بیان اینكه من آقای فروغی (مدیر شبكه سه) را نمی شناسم و اصلا با ایشان آشنایی ندارم، درباره اینكه گفته می شود نسل جوان و تندروی اصولگرایان در حال تسلط بر شبكه سه و به طور كلی صداوسیما هستند، گفت: نمی دانم. من از درون سازمان اطلاع ندارم. اگر بخواهیم رسانه ملی در خدمت مردم باشد، نظرات امام همیشه باید جاری و ساری باشد، اگر هم غیر از این بخواهیم، آن بحث جداگانه ای است.

هاشمی درباره تبعات سپردن صداوسیما به یك جریان خاص سیاسی گفت: تبعاتش این است كه صدا و سیما را از رسانه ملی به رسانه گروهی تبدیل می كند و خسارت آن این است كه مردم دیگر به این رسانه اعتماد ندارند و به رسانه های دیگر مراجعه می كنند مخصوصا رسانه های خارجی؛ بنابراین وقتی كه یك مخاطب برود سراغ آن شبكه ها طبعا به جای خودی ها، دیگران تغذیه اش می كنند.

رهن و اجاره یك واحد 60 متری در تهران چقدر پول می خواهد؟
پایگاه خبری «فرارو» در این گزارش آورده است: سرمایه لازم برای رهن و اجاره خانه در مناطق مختلف تهران زمین تا آسمان فرق می كند. در یك منطقه می توان با 40 میلیون تومان پول یك خانه 60 متری رهن و اجاره كرد، اما این مبلغ در برخی مناطق تهران به حدود 250 میلیون تومان می رسد. همه چیز بستگی به شما دارد كه چقدر سرمایه برای رهن و اجاره خانه كنار گذاشته اید؟

فرمول تبدیل قیمت فروش به رهن كامل
با یك ضرب و تقسیم ساده می توانید یك تناسب بین قیمت رهن و اجاره یك خانه با قیمت خرید و فروش آن پیدا كنید. بیاید با یك مثال شروع كنیم. فرض كنید قیمت یك واحد مسكونی 100 متری، حدود 500 میلیون تومان است. به عبارتی هر متر مربع آن پنج میلیون تومان قیمت دارد. برای اینكه این واحد مسكونی را رهن كامل كنید، تقریبا باید بین یك ششم تا یك پنجم این مبلغ را برای مدت یك سال به صاحبخانه بسپارید. به عبارتی بر اساس عرف معاملات املاك، رهن كامل این خانه مبلغی بین 83 تا 100 میلیون تومان خواهد شد.

فرمول تبدیل رهن به اجاره و بالعكس
برای تبدیل رهن به اجاره در نظر داشته باشید كه به ازای هر یك میلیون تومان رهن، باید 30 هزار تومان اجاره بدهید. مثلا برای خانه 100 متری كه رهن آن حدود 100 میلیون تومان است، می توانید 50 میلیون تومان از این مبلغ را به عنوان رهن بپردازید و مابقی آن را در قالب یك میلیون و 500 هزار تومان اجاره پرداخت كنید.

آسیبی كه امدادگران آموزش ندیده می زنند/ سیل گردی یا تظاهر به كمك؟
وبگاه خبری «خبرآنلاین» در گفت وگو با محمدرضا سرگلزایی، روان پزشك، نوشت: یك سیكل معیوب دائما تكرار می شود؛ از بم تا كرمانشاه و گلستان و لرستان و ... . خودمان را به ثانیه ای یك امدادگر معرفی می كنیم و بدون هیچ آموزش و امكاناتی پا به دل مناطق آسیب دیده می گذاریم. به خیال خودمان برای كودكان سنگ تمام می گذاریم و انواع و اقسام عروسك ها و لباس هایی كه شاید تا پیش از این ندیده اند را برایشان می بریم، پای درددل بزرگ ترها می نشینیم و وادارشان می كنیم سوگواری كنند، دستی به سر جوان ترها می كشیم و در قالب خواهر یا برادر كنارشان می مانیم. این روند در بهترین حالت 3 هفته طول می كشد؛ 3 هفته در اوج و بعد تنهایشان می گذاریم. كودكان را با یك نارضایتی از زندگی واقعی شان، جوان ترها را با یك دلبستگی و بزرگ ترها را با یك ناامیدی. چرا؟ چون بلد نیستیم و نیازی هم به آموزش نمی بینیم. احساسات و عواطف همیشه در اولویت ما هستند.

در همین میان محمدرضا سرگلزایی، متخصص روانپزشك می گوید: «بی اعتمادی ، عاطفه مداری فرهنگی ما، آموزش كافی ندیدن درباره برنامه ریزی و مهارت های لازم و سركوب نهادهای مدنی توسط دولت باعث می شود در هر بحرانی كه اتفاق می افتد ما یك بحران دیگر هم در موازاتش داشته باشیم كه آن بحران كمك رسانی غیرمنسجم است. موجی كه به سرعت فروكش می كند و فراموش می شود و محتوای شبكه های اجتماعی در این مورد هم به سرعت فرومی پاشند و دوباره این سیكل معیوب تكرار می شود.»

به نظر شما چرا گروهی از مردم بدون هیچ امكانات و آموزشی برای كمك كردن به مناطق آسیب دیده می روند؟
زمانی كه بم زلزله آمد من به عنوان یك روانپزشك تصمیم گرفتم كه با همكارانم به بم برویم و حجم احساساتی كه وجود داشت باعث شد ما 5،6 نفر سریعا اعلام آمادگی كنیم. قبل از حركت با مدیركل سلامت روان وزارت بهداشت صحبت كردم تا آمادگی و امكانات لازم را داشته باشیم و به من گفتند كه رفتن شما به جز زحمت چیزی ندارد. به عنوان 4،5 تا پزشك راه می افتید به بم می روید و اگر در جاده گیر نكنید اولین چیزی كه می خواهید محل اسكان است و بنابراین بخش زیادی از كسانی كه مانند شما به این مناطق می روند، كاری از دستشان برنمی آید؛ زیرا نه آموزش دیده اند، نه امكانات لازم را دارند، نه بلدند خاك برداری كنند و .. فقط برای افراد حرفه ای زحمت ایجاد می كنید. ایشان به ما گفتند كه صبر كنید تا آسیب دیده ها به بیمارستان ها منتقل شوند و آن زمان می توانید كمك كنید. این خاطره را تعریف كردم تا بگویم نیت خیرخواهانه برای مداخله كردن كافی نیست و كمك كردن نیاز به برنامه و آموزش و امكانات دارد.

در بلایای طبیعی نحوه مواجه ما با كودكان و امداد روانی به صورت كلی باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟
برای مواجهه با كودكان یا به طور كلی افرادی كه در حوادث طبیعی آسیب می بینند باید سه محور را مورد بررسی قرار داد. محور اول اقداماتی است كه در مرحله حاد و فوری باید صورت گیرد، مرحله دوم اقداماتی است كه در میان مدت باید صورت گیرد و مرحله سوم اقدامی است كه در درازمدت باید صورت گیرد. در مرحله حاد مهم ترین كمك توصیه های بهداشت روانی به مصدومان است كه در قالب تكنیك های آرام سازی تعریف می شود. این تكنیك ها شامل تمرینات ریلكسیشن و تجسم هدایت شده است كه به مصدومین كمك می كند ذهنشان از درگیری دائمی و نشخواركردن صحنه های دردناكی كه دیده اند، منحرف شود و ذهنشان آرام بگیرد. تصور غلطی در جامعه ما وجود دارد كه به مصدوم می گوید احساساتت را بیرون بریز وگرنه برایت عقده می شود.

تحقیقات نشان داده كه در مرحله اول اصلا نشخوار صحنه های دردناك و ابراز احساسات كمكی نمی كند و فقط سیكل معیوبی را تكرار می كند. بعد از این مرحله كه بسته به شدت سانحه ممكن است بین چند روز تا چند هفته طول بكشد، مرحله میان مدت شروع می شود، مرحله آگاهی و مواجهه با هیجانات و احساسات است كه عموما به اشتباه در مرحله اول این را اجرا می كنند. در این مرحله درمان گران به افراد آسیب دیده كمك می كنند تا صحنه هایی كه دیده و افرادی كه از دست داده اند را بازگو و بتواند سوگواری كنند. مرحله سوم هم بیشتر مرحله شناختی است كه ببینیم از اتفاقی كه افتاد چه درس هایی می شود گرفت تا با تدبیر بیشتر زندگی كنند.

كمك رسانی مداوم هم می تواند به نوعی تبدیل به آسیب شود؛ به نظر شما مرز این همدردی كجاست؟
نكته مهم در این خصوص این است كه به جای معلول سازی به توانمندسازی فكر كنیم؛ به این معنا كه وقتی یك نفر شرایط بسیار سختی را تجربه كرده برای همدردی با او، او را از تمام مسئولیت هایی كه دارد معاف كنیم، به مرور یك تنبلی ذهنی برای آن فرد ایجاد می شود و فرد با یك معلولیت دائمی مواجه می شود و می گوید چون من قربانی بودم باید همیشه مورد حمایت قرار بگیرم. برای اینكه این اتفاق نیفتد ما باید در هر مرحله به فرد بگوییم چه كاری می تواند برای خودش كند؟ برای كمك به دیگران چه كاری می تواند كند و چه كاری از دستش برنمی آید كه ما به عنوان مددكاربه او كمك كنیم. اگر دائما به فرد بگوییم كه خیالت راحت باشد ما به تو كمك می كنیم، یك نقش قربانی برای فرد شكل می گیرد و توانایی هایی را هم كه دارد نادیده می گیرد و در درازمدت این توانایی ها را از دست می دهد.

دعوای قلعه نویی و شفر برای رسیدن به پرسپولیس!
تارنمای خبری «پارسینه» با اشاره به اینكه «درگیری دقیقه 97 ادامه دارد» نوشت: حالا استقلال و سپاهان و تراكتورسازی در اندیشه رسیدن به پرسپولیسی هستند كه فعلا مدت ها است صدرنشین لیگ برتر است و دست بردار هت تریك قهرمانی نیست. امیر قلعه نویی و وینفرد شفر طی دو فصل گذشته همواره تقابل های دیدنی و جذابی با هم داشتند كه دست بر قضا هر یك از این تقابل ها در نوع خود با حاشیه های بسیار زیادی نیز همراه بود.

برد استقلال در بازی حساس هفته، اما باعث شد وینفرد شفر كمی به وضعیت آماری اش در تقابل با قلعه نویی سرو سامان بدهد، چون تا پیش از جدال روز جمعه در نقش جهان، مرد آلمانی در چهار بازی ای كه با تیم های امیر داشت صاحب سه شكست و تنها یك برد شده بود. استقلال در حالی دومین برد شفر مقابل قلعه نویی را رقم زد كه برای چشیدن طعم این برد، مرد آلمانی تا هفتمین دقیقه از وقت های تلف شده زجر كشید.

با این نتیجه یك آمار جالب دیگر هم در تاریخ لیگ برتر ثبت شد و آن هم سه شكست سپاهان امیر قلعه نویی برابر استقلال بود تا پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر بیشترین باخت خود مقابل تیم سابقش را روی نیمكت زردپوشان نصف جهان تجربه كند.

با این آمار می توان گفت جنگ «قلعه نویی- شفر» در سطح اول باشگاهی ایران جذاب تر از قبل هم شد به خصوص كه این بار درگیری های لفظی دو مربی به جای كنفرانس های بعد از بازی به كنار خط طولی در همان نیمه اول كشید تا صحنه های جالبی از كل كل های این دو مربی شكار شود. علاوه بر آن با برد استقلال هر دو تیم در جدول رده بندی شرایطی مشابه هم پیدا كردند تا این جنگ دیدنی به روز های پایانی فصل نیز كشیده شود.

حالا استقلال و سپاهان و تراكتورسازی در اندیشه رسیدن به پرسپولیسی هستند كه فعلا مدت ها است صدرنشین لیگ برتر است و دست بردار هت تریك قهرمانی نیست!

سیاست های ارزی كه منجر به شكست شد/ ساختمان شیشه ای میرداماد استقلال ندارد؟/ چرا ارز تك نرخی نمی شود؟
جامعه خبری تحلیلی «الف» در این گزارش نوشت: طی سال های اخیر دولتمردان بارها خواسته اند كه اقتصاد كشور را از ارز یا دلار چند نرخی نجات دهند و برای این منظور هر از گاهی نرخی دستوری اعلام می كنند یا سامانه ای راه اندازی كرده و یا به بازار ارز برای مقابله با دلالان فشار می آورند؛ اما تاكنون هیچ یك از این راهكارها كارساز نبوده است یا اگر بوده موقتی بوده و بعد از مدتی محكوم به شكست شده و یا به فراموشی سپرده شده است.

در حال حاضر نرخ دلار به عنوان نرخ ارز اصلی در كشور فارغ از اینكه برنامه ریزی ها برای حذف این ارز در اقتصاد و یا حداقل كمرنگ كردن آن موفقیت آمیز نبوده، در بانك مركزی به عنوان نرخ ارز دولتی یا مرجع یا ارز كالاهای اساسی یا همان نرخ ارز جهانگیری شناخته می شود و یكسال است كه رقم 4200تومان را نشانه گرفته است. برخی از اهالی و وابستگان به بانك مركزی با مشاهده شكست سیاست های ارزی مطرح می كنند كه بدنه بانك مركزی با تصمیمات ارزی دولت مخالف است و هیات دولت برای اجرای خواسته هایش به بانك مركزی فشار می آورد.

كامران ندری معاون پژوهشكده پولی و بانكی بانك مركزی اخیرا اعلام كرد: تنها راه نجات اقتصاد كشور، استقلال بانك مركزی و جلوگیری از مداخلات غیراصولی دولت در اقتصاد است. به طور مثال سال گذشته دولت نرخ ارز 4200 تومانی را برای كالاهای اساسی مصوب كرد، اما اكنون می خواهد نیاز وارداتی با ارز ارزان دولتی را با سازوكاری جدید تغییر دهد. این بدان معناست كه تصمیم گیرنده اصلی در اقتصاد كشور بویژه نرخ ارز، دولتی ها هستند و بانك مركزی به تنهایی نمی تواند در تصمیم گیری ها نقش آفرینی كند. این در حالی است كه پیش از این عبدالناصر همتی رئیس كل بانك مركزی در یكی از آخرین گفتگوهای تلویزیونی خود از حسن روحانی رییس جمهوری بابت تاكید جدی بر استقلال بانك مركزی تشكر و قدردانی كرد.

از یك سو به نظر می رسد كه اهالی بانك مركزی سعی دارند كه شكست های ارزی خود را به گردن دولتمردان بیندازد و از سوی دیگر برخی از اقتصاددانان می گویند كه سیاست ارزی دولت و بانك مركزی در یك جهت و همراستا است. برخی دیگر از اقتصاددانان نیز سیاست های ارزی اجرا شده (مانند تعیین نرخ 4200 تومانی دلار) را اشتباه بزرگ دولت می دانند كه بانك مركزی هنوز هم اجرا كننده آن است و سعی دارد نرخ ها را هر روز به صورت دستوری تعیین كند.

حال مجلسیان هم وارد عمل شده اند و برای نظام ارزی نابسامان كشور نسخه می پیچند و قصد دارند كه دلار را از معاملات ارزی كشور حذف كنند؛ طرحی كه پیش از این نیز بانك مركزی در دولت های قبلی نیز سعی داشت كه به نوعی دیگر آن را اجرا كند، ولی همواره بدون موفقیت بود. بانك مركزی پیش از این تلاش می كرد كه سبد ارزی كشور را متنوع كرده و میزان دلار این سبد را كاهش دهد، شاید دلار در سبد ارزی كاهش یافته باشد و سایر ارزها تا حدودی جای آن را گرفته باشند، اما در واقعیت اقتصاد و بازار هنوز دلار حرف اول را می زند.

به هر حال ارز چند نرخی، كاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت دلار به عنوان چالش های اساسی بانك مركزی شناخته می شوند كه ساماندهی آنها باید در اولویت بانك مركزی قرار گیرد.

نیروهای حشدالشعبی، سیلابِ ایران و كج فهمی برخی سلبریتی های وطنی
وبسایت خبری «الف» در این گزارش آورده است: ورود نیروهای حشد الشعبی به ایران برای كمك به مدیریت بحران سیل دست مایه انتقادات غیرمنصفانه تعدادی از سلبریتی ها در شبكه های اجتماعی شده است. البته این مسئله نیز همانند تمامی مسائلی است كه عده ای به نام سلبریتی فارغ از واقعیت های اجتماعی و صرفاً از پشت كیبورد مبادرت به توییت زدن می كنند.

این رفتار و كنش اجتماعی (اگر بتوان چنین عنوانی بر آن نهاد) محصول سطحی ترین برداشت از واقعیت و نشان دهنده فاصله گرفتن سلبریتی ها از زیست و گفتمان مردم و بدون درك شرایط مردم آسیب دیده است. و گرنه كیست كه نداند جمهوری اسلامی ایران همیشه پذیرای كمك های نوع دوستانه بوده اما متاسفانه بدلیل سیاست های تحریمی آمریكا و تبعیت كشورهای اروپایی، كمك های بسیار ناچیزی از كشورهای اروپایی دریافت شده است.

مثلاً عنوان می شود این نیروها در جنگ تحمیلی علیه ایران بوده اند یا از این بدتر عنوان می شود حشد الشعبی برای سركوب مردم آمده اند. این در حالی است كه مسئولان در هفته های اخیر تلاش داشتند تا رفتار منطقی و صحیحی با مردم سیلزده داشته باشند و حتی تندی كلامی استاندار خوزستان با یكی از سیلزده ها(با شكل گیری فضای انتقادی) موجب شد تا وی بلافاصله مجبور به عذرخواهی شود.

همچنین كسی كه اندك اطلاعاتی از دوران جنگ داشته باشد می داند جنگ صدام حسین و حزب بعث با ایران به تحریك كشورهای غربی علیه انقلاب اسلامی شكل گرفت و در طول جنگ نیز كشورهای آمریكایی و اروپایی (كه تمام آمال و آرزوی سلبریتی ها گرفتن اقامت و تابعیت و فرزندآوری در آن كشورهاست) حامیان تسلیحاتی و تبلیغاتی صدام حسین بودند و اگر آنها نبودند هرگز حزب بعث جرات حمله به ایران را نداشت. انتشار تصاویر هادی عامری و ابومهدی مهندس فرماندهان حشدالشعبی در لباس رزمنده های ایران در جنگ تحمیلی در شبكه های اجتماعی قابل تامل است.

حرف های بی پایه سلبریتی ها در این باره تا بدان جا بوده كه حتی خبرنگار شبكه بی بی سی نیز از این اقدام متعجب شود. مهرداد فرهمند در این باره می نویسد: «واكنش برخی كاربران ایرانی شبكه های اجتماعی به حضور شماری از نیروهای حشد شعبی در مناطق سیلزده برایم عجیب و «منطق» ایشان برایم درك ناشدنی است... واكنش یكی از «سلبریتی» های وطنی هم به گونه ای است كه انگار ارتش صدام دوباره خرمشهر را گرفته است. تا جایی كه بنده می دانم، حشد الشعبی را ایران در عراق به راه انداخت... بعید می دانم اگر نیروهای امریكایی در خلیج فارس كه دست به ماشه در آماده باشند تا اگر فرمان رسید به ایران حمله كنند، برای كمك به سیلزدگان به ایران می آمدند، با چنین واكنشی روبرو می شدند. البته به گمانم این واكنشها به حشد الشعبی محدود به فضای مجازی و از سوی كسانی است كه دور ایستاده اند وگرنه در عالم واقع و بویژه میان سیلزدگان، تصور نمی كنم واكنشی منفی به حشد الشعبی نمود پیدا كرده باشد».

بدون شك برخی از واكنش ها به ورود نیروهای مقاومت به ایران از سر ناآگاهی و تاثیر پذیرفتن از رسانه های خارجی است كه در تمامی منطقه شكست خورده اند و از این نیروها كینه دارند. اما در چنین شرایطی از همه ایرانی ها به حكم هموطنی و حداقل بدلیل اخلاق و نوعدوستی انتظار می رود تلاش خود را صرف كمك به سیلزدگان و كاستن از آلام و دردهای آن نمایند نه اینكه با نفرت پراكنی ، ایجاد آشفتگی ذهنی و گسترش دروغ موجب از بین بردن انسجام و استحكام اجتماعی شوند.

عدالت خواهی كور در بحران سیلاب؛ توطئه ای در خوزستان كه با هوشیاری سپاه خنثی شد/ لزوم برخورد با دروغ پراكنان سیل
پایگاه خبری «مشرق» گزارش داد: در بحران اخیر سیل در كشور، متاسفانه بار دیگر برخی هم وطنان (البته شاید از سر دلسوزی اما به علت بی اطلاعی از واقعیات و قضاوت های عجولانه) آب به آسیاب دشمن ریختند. این موضوع تلخ در وقوع حوادث طبیعی اخیر در كشور تكرار شده است.

در بحران اخیر سیل در كشور هم جریان ضدانقلاب به دنبال بهره برداری مدنظر خود بود و این بار پیاده نظام جریان رسانه ای ضدانقلاب، مسئولان جمهوری اسلامی را متهم كردند كه برای آسیب ندیدن تاسیسات نفتی، جریان سیلاب در خوزستان را عامدانه به سمت شهرها و روستاها هدایت كرده اند. آنها مدعی شدند كه مسئولان استان خوزستان با همراهی وزارت نفت، خانه و جان مردم خوزستان را قربانی چاه های نفت كرده است. این ادعا از آنجا نشات می گرفت كه در خوزستان، چند میدان نفتی در تالاب بزرگ هورالعظیم قرار دارند. در حاشیه این تالاب هم شهرهایی دشت آزادگان، هویزه و سوسنگرد قرار گرفته اند.

لازم به ذكر است كه تالاب هورالعظیم بیش از 100 هزار هكتار است و فقط در بخش هایی از آن، میادین نفتی قرار دارند. طبیعی است هورالعظیم با این وسعت بزرگ، یك دشت هموار و با ارتفاع یكسان نیست، بلكه در نقاط مختلف آن پستی و بلندی های زیادی وجود دارد؛ بنابراین طبیعی بود كه با ورود آب به این دشت با وسعت بیش از 100 هزار هكتار، همه جای آن به طور یكسان زیر آب نرود و قطعاً در جاهایی كه ارتفاع بیشتری دارد، آب نمی ماند و به سمت مناطق پایین تر حركت می كند.

این دروغ بزرگ متاسفانه از سوی برخی افراد با داعیه عدالت خواهی نیز تكرار شد و موجب بدبینی مردم مصیبت زده خوزستان شد. از آنجا كه مردم خوزستان در مناطق سیل زده امكان رفت و آمد و مشاهده واقعیات را نداشتند، این شایعه و خبر كذب، به سرعت فراگیر شد و طبیعتاً سبب بدبینی برخی به دولت و وزارت نفت شد.

عده ای از افراد از سر دلسوزی یا خیانت، با تصویربرداری از بخش های خشك هورالعظیم و انتشار آن در فضای مجازی، اینطور القا می كردند كه مسئولان استانی و وزارت نفت دروغ می گویند و آب را به تاسیسات نفتی هدایت نكرده اند. در حالی كه واقعیت چیز دیگری بود و در فیلم های زیر، دغل بازی این دوستان نادان، آشكار شد. حتی پس از انتشار فیلم های مستند درباره ورود آب به هورالعظیم و تاسیسات نفتی، داعیه داران عدالت خواهی عقب ننشستند و ادعاهای جدیدی مطرح كردند مبنی بر اینكه مقدار آب ورودی به هورالعظیم و تاسیسات نفتی بسیار اندك است به طوری كه عمق آب به نیم متر هم نمی رسد.

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران در این رابطه گفت كه شایعه هدایت جریان سیلاب در خوزستان به سوی مناطق مسكونی و خشكی تالاب هورالعظیم برای در امان ماندن تاسیسات نفتی، عملیات روانی دشمن بوده و در بازدید میدانی سران عرب خوزستان از هور، این توطئه خنثی شد.

«مصی علی نژاد» یك برانداز فرصت طلب است نه فعال حقوق زنان/ ورزشگاه رفتن خواسته 3 درصد زنان هم نیست
وبسایت خبری «مشرق» در گفت و گو با «پریچهر جنتی » كاربر توئیتری كه داد مصی علی نژاد را درآورد، نوشت: كاربری به نام «پریچهر» در توئیتر و اینستاگرام، تریبونی برپا كرده است برای دفاع از مسائل زنان از نظر و دیدگاه حقوق اسلام. او نه به جایی وابسته است و نه سرمایه ای دارد. با این حال، به مدد مطالعه و پژوهش هایش و به كمك یك حساب كاربری در توئیتر، كوشش می كند مسائل زنان در ایران را نقد و بررسی كند. به همین دلیل، او به شدت مورد حمله و توهین و فحاشی كاربران ضدانقلاب و فمنیست ها قرار دارد، اما حسن خلق و مدارای او و البته حمایت مستند و محققانه او از دیدگاه اسلام سبب شده، بسیاری از كاربران، او را یك كاربر فعال ممتاز توصیف كنند. او هم اكنون در مناطق سیل زده لرستان حضور دارد.

از كی وارد توییتر شدید و چرا؟ انگیزه شما برای حضور در توئیتر چیست؟
ایجاد حسابم، اردیبهشت 95 بود و آذر 95 در ماجرای آتش سوزی قطار تبریز-مشهد به صورت جدی شروع به فعالیت كردم. آن موقع، تعداد كاربران هم فكر من خیلی كم بود. فعالیت مداوم و منظم من در توئیتر از آن اتفاق تلخ شروع شد كه البته فكر می كنم با فعالیت من و دیگر كاربران، واكنش یكی از مسئولان برانگیخته شد. با اینكه تعداد ما بسیار اندك بود، اما فعالیت مان نتیجه داد و از همان موقع فهمیدم كه توئیتر در جریان سازی رسانه ای مهم است.

آیا به جایی وابستگی سازمانی یا مالی دارید؟ به نظرتان وابسته ها می توانند در فضای مجازی مؤثر باشند؟ آیا وابسته ها استدلال فكری هم دارند؟
وابستگی چه از نوع باندی یا سازمانی و حتی وابستگی پولی فی نفسه بد نیست. یعنی من فكر می كنم ارگان هایی در كشور هستند كه وظیفه دارند ساختمان بسازند و ارگان هایی هم باید باشند كه فرهنگ بسازند و در فضای مجازی هزینه كنند. اما كار، آنجایی خراب می شود كه این وابستگی های سازمانی باعث می شود هدف گم شود. تداخل منافع این سازمان ها حقیقت را كه به نظر من اسلام است، از اولویت خارج كند. اینجاست كه وابستگی آفت می آورد. شما از هدف اصلی منحرف می شوی و در خدمت ارگانت درمی آیی.

زن ها به خاطر آفرینشی كه دارند، همیشه بهترین امكان را داشته اند برای تحول، تربیت، فرهنگ سازی و ایجاد تغییر. در دنیای قدیم، به شكلی از این امكان یا ویژگی زن استفاده می شده و دنیای امروز، استفاده دیگری از زن می كند. دنیای امروز دنیای سرمایه داری است و زن از چند جهت می تواند بهترین ابزار در خدمت سرمایه داری باشد. مثلاً زن امروز یك وسیله زیباست برای تأثیرگذاری كارتل های اقتصادی بر سیاستمداران. یا ویژگی زیباپسندی زن ها كه می تواند در خلق مدنیت مورد استفاده قرار بگیرد، در خدمت مصرف و مصرف گرایی قرار می گیرد. چون زن ها، می توانند بهترین مشتریان این بازار سرمایه باشند و متأسفانه خودشان هم به كالای این بازار تبدیل بشوند. همچنان كه به شكل زننده ای به بخشی از تبلیغات در شوهای تجاری تبدیل شده اند. یعنی از آن شأن انسانی خود فاصله گرفته اند. زن بدون انسانیت، كالاست و این انسانیت زن است كه جایگاه او را به او بازمی گرداند.

با كدام یك از فمنیسمت ها مجادله داشتید؟
دقیق یادم نیست، اما بیشتر از بحث، با توهین و تندی فضا را متشنج می كنند و زمینه گفتگو را از بین می برند. یك بار با مصی علی نژاد بحث كردم. البته من مسیح را اصلاً فعال زنان نمی دانم. مصی علینژاد یك برانداز است كه مسائل زنان را دستاویزی كرده برای حمله به جمهوری اسلامی. او مأموریت دارد تا بین قشر مذهبی و غیرمذهبی شكاف ایجاد كند و بی قانونی و توحش را آموزش بدهد. اما چرا مصی دیده می شود؟ چون روی ندانستن كاربر سوار می شود. آیا واقعاً حقوق زنان در ایران رعایت نمی شود؟ بحث طلاق، حضانت، بحث دیه؛ آیا این ها واقعاً ظلم به زن است یا اینكه یكسری توضیحات دارد كه هیچ وقت در رسانه ها گفته نشده و آموزش داده نشده است؟ برای نمونه، همین خانم مریم شریعتمداری می گوید چرا حق حضانت را به زنان نمی دهید؟ طوری هم می گوید كه شما فكر می كنی جمهوری اسلامی زن را از فرزندش جدا می كند! اینها از ضعف اطلاعات مخاطب سوءاستفاده می كنند! در حالی كه قانون حق حضانت فرزند را هم به زن می دهد و هم به مرد! شرایطی دارد كه قابل بحث است. یا در مورد دیه، فریاد می زنند كه اسلام برای زن نصف مرد ارزش قائل است؛ در حالی كه دیه اصلاً خون بها نیست، ارزش خون نیست؛ بلكه دیه خسارتی است برای اینكه فردی كه وظیفه ای بر عهده داشته، به اندازه وظیفه اش كه خسارت بگیرد. وقتی بر مرد واجب است كه تأمین مالی خانواده را انجام دهد، اگر مرد دستش قطع شود، یعنی قدرت تأمین مالی خانواده خدشه دار شده، پس باید دیه بیشتری داده بشود. می خواهم بگویم همه قوانین فلسفه و اصولی دارند كه فمنیست ها اصلاً به آنها اشاره نمی كنند.

«مشاركت مشروط» خواسته كل جریان اصلاحات است؟/ ناصری: هنوز تصمیمی نگرفتیم/ اتخاذ دكترین انتخاباتی نباید بیش از این به تعویق بیفتد
پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» در گفت و گو با عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات، نوشت: این فعال سیاسی درباره «استراتژی مشاركت مشروط» گفت: بخش عظیمی از اصلاح طلبان همچنان درگیر مسائل سیل فروردین ماه هستند و موضوعات آن را دنبال می كنند بنابراین هنوز درباره اتخاذ استراتژی برای انتخابات 98 در شورای عالی سیاستگذاری، مجامع و مجموعه های دیگر بحث و تبادل نظر نكردند.

وی افزود: البته آقای حجاریان نكته قابل توجهی مطرح كرد اما دیدگاه دیگری هم در جریان اصلاحات وجود دارد. اصلاح طلبان درباره این دو نگاه «مشاركت مشروط» و «مشاركت تحت هر شرایطی» باید گفت و گو كنند و در نهایت تصمیم بگیرند. ناگفته نماند كه هر كدام از این نگاه ها طرفدارنی دارد.

عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات تأكید كرد: البته من نظر آقای حجاریان موافق هستم چون گسست اجتماعی نه تنها بین جامعه با جریانات سیاسی بلكه فراتر از آن اوضاع را به گونه ای كرده كه اصلاح طلبان به راحتی دفعات قبل نمی توانند با جامعه گفت و گو كنند اما در مجموع معتقدم اتخاذ دكترین انتخاباتی نباید بیش از این به تعویق بیفتد و هر تصمیمی هم كه گرفته شد باید هرچه زودتر به جامعه اعلام شود.

وی در توضیح جزئیات ایده «مشاركت مشروط» اظهار كرد: شرط نخست انتخابات آزاد و قابل دفاع است. خیلی ها فكر می كنند انتخابات آزاد معطوف به روز رأی گیری است، در حالیكه روی آزادی انتخابات در روز رأی گیری بحثی وجود ندارد. انتخابات را باید فرایند دید كه بررسی صلاحیت نامزدها نقطه آغازش است، به عبارت بهتر شورای نگهبان باید متفاوت از گذشته عمل كند.

این فعال اصلاح طلب یادآور شد: اگر نظارت استصوابی بخواهد همچون دوره دهم انتخابات مجلس باشد، معتقدم اصلاح طلبان نباید لیست دهند. اصلاح طلبان سال 94 با حداقل ها كنار آمدند و لیست خود را با حضور برخی اصولگرایان معتدل بستند اما در سال 98 نباید این رویه دنبال شود.

آیا شبكه های صداوسیما به بخش خصوصی واگذار خواهند شد؟
پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» در گفت و گو با محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما و فعال سیاسی، نوشت: چندی است كه بحث نظارت بر رفتار صداوسیما بیش از پیش مطرح شده است؛ به نحوی كه برخی باور دارند با ظرفیت موجود قانون اساسی و با استناد به اصل175 این قانون نقش نظارتی نمایندگان قوا صورت بگیرد و برخی دیگر می گویند كه در صورت اصلاح قانونی اساسا می توان ساختارهای صداوسیما را دستخوش تغییراتی كرد و حتی شبكه های این نهاد را به بخش خصوصی واگذار كرد؛ هرچند واگذاری صداوسیما به بخش خصوصی در كوتاه مدت و حتی میان مدت بعید به نظر می رسد و شاید بتوان بر استفاده از ظرفیت های موجود قانونی تكیه كرد.

در طول سال های متمادی نظارت اعضای این هیئت همواره استطلاعی بوده است؛ به این معنی كه شورای مذكور تنها از رویدادهای واقع مطلع می شوند و حق تصمیم گیری ندارند در حالی كه تفسیر شورای نگهبان از نوع نظارت خود بر انتخابات استصوابی است و حق تصمیم گیری دارد. در واقع اگر با یك معیار واحد نظارت تفسیر می شد اكنون این شورا می توانست بر رفتار صداوسیما نظارت دقیق داشته باشد تا علاوه بر كاهش حجم انتقادها از حیث كیفی نیز این نهاد بالا برود.

محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس اسبق صداوسیما باور دارد كه بر اساس قانون فعلی نیز می توان بر صداوسیما نظارت مؤثر داشت، مشروط به آنكه اراده ای واقعی در میان باشد. او در این خصوص گفت: «طبق قانون اساسی صداوسیما در زمره دستورات حكومتی است كه در بازنگری این قانون وابستگی این نهاد به حاكمیت بیشتر هم شد. در قانون اساسی اولیه بر اساس اصل175 قوای سه گانه هر كدام دو نماینده انتخاب می كردند و آن 6نفر شورای سرپرستی را تشكیل می دادند و یك نفر مدیرعامل را تعیین می كردند كه سیاست گذاری ها با برعهده شورا و فعالیت های اجرایی بر عهده مدیرعامل بود. پس از بازنگری قانون اساسی، صداوسیما زیر نظر رهبری قرار گرفت كه اكنون نیز به همان منوال است».

او ادامه داد: « البته نظارت بر صداوسیما در قانون فعلی منتفی نشده است؛ چنانكه اصل175 قانون اساسی قوای سه گانه از طریق نمایندگان خود می توانند بر این نهاد نظارت كنند اما مشكل این است كه در مقام عمل این نظارت وجود ندارد و تشریفاتی است البته این امكان وجود دارد كه با تنظیم آیین نامه از وضع موجود عبور كرد اما نیاز به اراده ای واقعی دارد».

این فعال سیاسی درباره خصوصی سازی در صداوسیما اظهار كرد: «خصوصی سازی همراه با نظارت كلی امر پسندیده ای است اما به نظر من در حال حاضر اجرای آن ممكن نیست زیرا قانون اساسی اجازه چنین كاری را نمی دهد. ».

او در خصوص چگونگی تعیین سازوكار مدیریتی صداوسیما در بازنگری قانون نیز اظهار كرد: «چند پیشنهاد برای شیوه مدیریت صداوسیما ارائه شده بود؛ یكی آن بود كه صداوسیما مانند یك وزارت خانه عمل كند و تحت نظر دولت باشد و یكی دیگر آن بود كه تحت نظارت و انتصاب مقام رهبری فعالیت كند كه پیشنهاد اخیر پذیرفته شد».

نظر هافبك پرسپولیس درباره شادی گلش و سیل در ایران/ بشار رسن: كمك به ایران وظیفه دولت عراق است/ ما و شما هم خون و برادر هستیم
پایگاه اطلاع رسانی و خبری «جماران» در گفت و گو با بشار رسن، هافبك عراقی پرسپولیس، نوشت: بشار رسن در جریان پیروز 3 بر 2 تیم فوتبال پرسپولیس مقابل سایپا و ایجاد حاشیه امنیت در صدر جدول رده بندی لیگ برتر، نقش بسزایی داشت و توانست گل نخست تیمش را به زیبایی به ثمر برساند. بشار بعد از این گل سجده شكر به جای آورد و سپس به شادی با هم تیمی هایش پرداخت.

هافبك عراقی پرسپولیس كه تحت تاثیر سیل 98 در ایران قرار گرفته، نظرات جالبی درباره امدادرسانی عراقی ها به مردم ایران دارد. وقتی از او درباره رسیدن محموله كمك های دولت عراق به سیل زدگان ایران می پرسیم، می گوید: در روزهای گذشته تصاویری از مناطق سیل زده در ایران دیدم و متاثر و ناراحت شدم. درصد خرابی ها بسیار زیاد است و كار یك دولت نیست كه از پس خرابی ها برآید.

هافبك عراقی با بیان اینكه همه مردم ایران و حتی كشورهای همسایه باید به مردم سیل زده كمك كنند، افزود: امدادرسانی دولت عراق به سیل زدگان باعث خوشحالی ما است چرا كه ایرانی ها در این سال ها خیلی به مردم عراق كمك كردند. مطمئنا مردم عراق هم خواهان كمك به مردم ایران هستند. در صورتی كه زمینه ارسال كمك های مردم فراهم شود این اتفاق رخ می دهد.

وی با اشاره به تاریخ و نقاط مشترك مردم ایران و عراق افزود: مردم ایران و عراق زندگی های مشابه و نقاط مشترك زیادی داشته اند. خوشحالم كه روابط دو كشور به عالی ترین سطح رسیده و الان خیلی راحت مردم بین دو كشور تردد می كنند. ما و ایرانی ها هم خون و برادر هستیم.

فلاحت پیشه: دولت گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یك جرم در محافل بین المللی پیگیری كند/ مقابله به مثل در برابر آمریكا به معنای وارد شدن در فضای افراطی نیست
پایگاه خبری «شفقنا» در گفت و گو با حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نوشت: این نماینده مجلس با بیان اینكه دولت باید گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یك جرم در محافل بین المللی پیگیری كند، گفت: ما ضمن اینكه حق مقابله به مثل را داریم اما این به معنای وارد شدن در فضای افراطی نیست و در عین حال خواهان برخورد حقوقی دولت هم هستیم.

فلاحت پیشه اظهار كرد: گروه های مختلف سیاسی در سرزمین های اشغالی، موضع واحدی در قبال جمهوری اسلامی ایران دارند. آنها جمهوری اسلامی ایران را مانع اصلی حاكمیت نامشروع خودشان درسرزمین های اسلامی و سیاست های افراطی خود می دانند اما فرقی كه نتانیاهو با جریانات چپ دارد این است كه از امنیتی و افراطی شدن اوضاع برای پیشبرد راهبرد امنیتی خودش استفاده می كند كه تا الان هم موفق بوده است.

او در ادامه افزود: این واقعیت وجود دارد و در انتخابات هم دیدیم كه نتانیاهو در همین قالب عمل كرد و رأی نسبی ضعیفی هم بدست آورد؛ ولی به هر حال من معتقد هستم كه موضوع ایران با رژیم صهیونیستی موضوع مشخصی است كه حوزه تقابل آن، راهبردی است و تاكتیكی نیست كه با انتخابات عوض شود. اعتقاد شخص من این است كه ما نباید در میدانی بازی كنیم كه افراطیون صهیونیست برای ما شكل دادند.

نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو گفت: ما 2 طرح ضد آمریكایی در ایران داریم كه یكی تقویت سپاه و دیگری گزارش نقض حقوق بشر 1 سال گذشته آمریكا است و من در توئیتی همزمان گفتم كه ما به حدی از منطق و حقانیت برخوردار هستیم كه حتی ملت آمریكا هم حقانیت و منطق مردم ایران و مجلس ایران را درك خواهد كرد. معاونت حقوقی ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه و قوه قضاییه در قالب منشور ملل متحد و قانون اساسی ایران گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یك جرم در محافل بین المللی پیگیری كنند چون ما مقابله به مثل كردیم لذا كار ما مشروع و كار آمریكایی ها نامشروع است.

پژوهشم16999131
منبع خبر:
ایرنا
   تاریخ: ۱۴:۱۶ - ۲۶/۰۱/۱۳۹۸   بازدید: ۱۰۰

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *