دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

بهزاد نبوی: قرار بود «پتروگیت» رسوایی مالی من باشد/سیاست های دهه شصت همان زمان هم جواب نداد
 
«چریك پیر» عرصه سیاست در نفت با «پتروپارس» شناخته می شود. شركتی كه د
بهزاد نبوی از چگونگی شكل گیری پتروپارس و كارنامه عملكرد این شركت در توسعه فاز یك پارس جنوبی و همچنین فشارهای سیاسی بر این شركت در روزگاری كه او ریاست هیات مدیره آن را بر عهده داشت گفت.
«چریك پیر» عرصه سیاست در نفت با «پتروپارس» شناخته می شود. شركتی كه در واپسین سال های دهه هفتاد نامش بر سر زبان ها افتاد و قرار بود، آرزوی دیرینه صنعت نفت برای داشتن یك شركت تخصصی در حوزه اكتشاف و توسعه را محقق كند. بهزاد نبوی در گفت و گو با نفت خبر از تشكیل پتروپارس و انقلابی گری های اشتباه دهه شصت تا برجام و تجربه كره شمالی سخن گفت كه در ادامه مشروح این گفت وكو را می خوانید.

در سال های اخیر بحث ایجاد شركت های اكتشاف و توسعه ایرانی در فضای رسانه ای و صنعت نفت كشور بسیار مطرح بوده است. « پتروپارس» به روایتی جزو اولین شركت های اكتشاف و توسعه ایرانی بود كه شما در ابتدای تاسیس در راس آن قرارداشتید. ایده تاسیس پتروپارس از كجا آمد؟

پتروپارس اولین شركت مدیریت پروژه در صنعت نفت محسوب می شد. ایده تاسیس پتروپارس به عنوان یك شركت مدیریت پروژه در حقیقت ناشی از تجربه موفق تاسیس مپنا در وزارت نیرو توسط برادرعزیزمان آقای زنگنه و با همكاری عزیزانی نظیر آقای صفایی فراهانی بود. حتما می دانید كه ساخت یك مجموعه نیروگاهی یا مجموعه نفتی كار یك كارخانه نیست. صدها تولیدكننده انواع تجهیزات را می سازند و بعد یك شركت مدیریت پروژه، یك پالایشگاه یا یك نیروگاه یا استخراج نفت از یك میدان نفتی را طراحی، تجهیزات مورد نیاز را خریداری و پروژه را مدیریت می كند ما در كشورمان تا قبل از بوجود آمدن مپنا چنین شركت هایی نداشتیم. خاطرم هست در مپنا، از یك شركت مدیریت پروژه خارجی برای احداث یك نیروگاه قیمت گرفتیم. آن شركت یك قیمتی داد كه امروز در خاطرم نیست. فرض كنیم كیلوواتی 500 دلار. بعد از آن، خودمان پروژه را به اجزاء خرد تجریه كردیم و بر هر جزء قیمت گرفتیم. در نتیجه قیمتی كه برای مجموعه اجزا تشكیل دهنده پروژه به دست آمد، بسیار كمتر از قیمتی بود كه شركت خارجی ارائه كرده بود. در حقیقت خرید تجهیزات نقش خیلی مهمی در ایجاد یك نیروگاه وهزینه های آن نداشت بلكه كار طراحی، مهندسی و در واقع كاپیتانی این مجموعه بود كه ارزش افزوده زیادی ایجاد می كرد. بنابراین وجود چنین شركت هایی بیشتر می تواند برای كشور ارزش افزوده ایجاد كند، در حالی كه حتی یك پیچ را هم خودشان نسازند و همه تجهیزات را از خارج وارد كنند. چرا كه شركت های مدیریت پروژه خودشان پروژه را طراحی كرده اند و می دانند چه چیز می خواهند و باید آن را از كجا و بامناسب ترین كیفیت و قیمت خریداری و تهیه كنند.

چطور به موضوع پتروپارس وارد شدید؟

بعد از آمدن آقای زنگنه به وزارت نفت در دولت آقای خاتمی، ایشان تصمیم به تكرار تجربه مپنا در صنعت نفت گرفتند. چون من قبلا با مپنا همكاری داشتم، پیشنهاد همكاری با پتروپارس را دادند. من به همراه آقایان اكبر تركان و مسعود كرباسیان به عنوان اعضای هیات مدیره انتخاب شدیم. آقای صفایی فراهانی كه در ایجاد مپنا نقش بسیار مهمی را برعهده داشتند و آقای فخریه كاشان هم به عنوان مشاور با پتروپارس همكاری می كردند

اظهار نظری از شما وجود دارد كه گفته بودید پتروپارس یك شركت خصوصی است. اظهار نظر دیگری هم از آقای تركان در مطبوعات آن زمان وجود دارد كه گفته بودند پتروپارس شركت دولتی است. واقعا مالكیت پتروپارس چگونه بود؟

من نگفته بودم خصوصی است. مالكیت پتروپارس با صندوق بازنشستگی صنعت نفت است. در خاطرم نیست، هیات دولت و یا شاید وزارت نفت به این نتیجه رسیده بود كه این شركت به صورت خصوصی اداره شود. همانطور كه قبلا در مورد سازمان گسترش و نوسازی صنایع چنین تصمیمی گرفته شده بود. در قانون مربوط به تاسیس سازمان مذكور تكلیف شده بود كه به مثابه یك شركت خصوصی اداره شود. پتروپارس هم قرارشد به همان روش اداره شود. مپنا هم چنین وضعیتی داشت. نكته دیگری كه در مورد پتروپارس وجود داشت این بود كه این شركت در ویرجین آیلند انگلستان ثبت شده بود. این تصمیم برای سهولت در انجام فعالیت ها وهمچنین رقابت با شركت های خارجی گرفته شده بود. البته تصمیم به ثبت پتروپارس در انگلستان قبل ازرفتن من به پتروپارس گرفته شده بود.

همین موضوع ثبت پتروپارس در انگلستان یكی از موارد اعتراض بود.

البته در آن در مقطع هدف آنها برخورد با شخص من به عنوان یك فرد سیاسی بود. امروز به این نتیجه رسیده ام كه شاید رفتن من به پتروپارس اشتباه بود. شاید اگر من در پتروپارس نبودم، این شركت در كار خود موفق تر می بود. متاسفانه فشارها به نحوی بود كه بخش مهمی از وقت و انرژی وزارت نفت و خود من صرف خنثی سازی آنها می شد. قبل از پرداختن به موضوع فشارها اجازه بدهید به خود پتروپارس بپردازیم. بسیاری همان زمان می گفتند كه یك شركت تازه تاسیس چطور به فوریت وارد فعالیت های بالادستی در صنعت نفت و گاز شده بود؟ این مصوبه هیات دولت بود كه اجرای فاز یك پارس جنوبی به یك شركت ایرانی واگذار شود و شاید دلیل اصلی تاسیس پتروپارس هم همین بود. حداقل خاصیت پتروپارس این بود كه توانست فاز یك پارس جنوبی را با قیمت واقعی حدود یك میلیارد و دویست میلیون دلار به صورت بیع متقابل به سرانجام برساند. این در حالی بود كه برای توسعه فازهای دو و سه در همین پارس جنوبی با قیمت حدود چهار میلیارد دلار به صورت بیع متقابل توسط توتال انجام شد. یعنی در هر فاز دو میلیارد دلار. به این ترتیب با ایجاد پتروپارس، هزینه اجرای هر فاز حدود نصف قیمت خارجی درآمد. آن هم قیمتی كه خود در مقایسه با سایرین كاملاً منصفانه بود.

برای توسعه فاز یك در حالی كه هیچ تجربه ای در این عرصه نداشتید چه اقداماتی انجام دادید؟

با تصمیم هیات مدیره، برای اجرای این فاز بلافاصله آن را به سه بخش اصلی تقسیم كردیم. یك بخش پالایشگاه خشكی بود، بخش دوم سكوها و تجهیزات روی سكو و بخش سوم لوله گذاری از ساحل به دریا بود. بخش اول در قالب یك كنسرسیوم به شركت گسترش و نوسازی صنایع ایران و یك شركت كره ای واگذار شد، شركت خارجی رهبری كنسرسیوم را بر عهده داشت. در واقع آقای تركان با وجود اینكه رئیس هیات عامل سازمان گسترش بود، حاضر نشد این بخش از پروژه به تنهایی به این سازمان واگذار شود. در بخش های دیگر هم به همین ترتیب عمل شد. دو بخش دیگر به شركت های صدرا و تاسیسات دریایی واگذار شده بود. در هر سه بخش شركت ها با داشتن شریك خارجی كه البته رهبری كنسرسیوم ها را بر عهده داشتند، كار را به سرانجام رساندند. در آن زمان شما چه آینده ای را برای پتروپارس متصور بودید؟ آیا یك شركتی مثل پتروناس مالزی را در ذهن داشتید؟ همانطور كه گفتم هدف اصلی از ایجاد پتروپارس به عنوان یك شركت مدیریت پروژه خلق ارزش افزوده بیشتر برای كشور در اجرای پروژه های بزرگ بود. البته تاجایی كه در خاطرم هست،اقای زنگنه یك شركت دیگر هم به نام «پتروایران» تاسیس كرده بودند. البته پتروپارس به عنوان یك شركت مدیریت پروژه می توانست در هر پروژه مناسب برای سرمایه گذاری وارد شود. اما چون به نیت فاز یك پارس جنوبی ایجاد شده بود، این تلقی بوجود آمده بود كه قرار است تنها در این حوزه فعال باشد. در مورد فاز های دیگری كه پتروپارس وارد شد چطور عمل كردید؟ در آن مقطع حتی برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به فعالیت های پتروپارس معترض بودند. تا آنجا كه در خاطر دارم، نمایندگان به اجرای پروژه ها به صورت بیع متقابل اعتراض داشتند و این روش را سبب افزایش قیمت پروژه ها می دانستند كه اعتراض ناواردی بود. البته اگر دولت منابع ارزی و مالی كافی داشت، اجرای پروژه ها به صورت نقدی، كم هزینه تر بود. پتروپارس در حالی كه فاز یك را اجرا می كرد، درتوسعه فاز های چهار و پنج و بعد شش و هفت و هشت پارس جنوبی هم مشاركت داشت. البته دراین پروژه ها بر خلاف فاز یك رهبری كنسرسیوم با پتروپارس نبود. رهبری كنسرسیوم در این فازها با خارجی ها بود. دلیل این مسئله هم این بود كه وزارت نفت در واگذاری تعدادی زیادی پروژه به پتروپارس به حق محتاط بود. جناب نبوی شما گفتید كه اكثر فشارها بر پتروپارس به دلیل حضور شما در راس هیات مدیره آن بود. فشارها دقیقا از كجا شروع شد؟ حاشیه سازی ها از یك روزنامه «كثیرالانتشار» آغاز شد. البته عنوان كثیرالانتشار در مورد این روزنامه چندان مصداق ندارد. این روزنامه گزارشی را با تیتر« پتروگیت» منتشر كرد. پتروگیت را از عبارت «واترگیت» كه مربوط به رسوایی نیكسون در انتخابات آمریكا بود، اقتباس كرده بودند. منظور این بود «پتروگیت» هم رسوایی بهزاد نبوی است كه در راس یك شركت« خصوصی» و« انگلیسی» نفتی قرار گرفته، با وزارت نفت قرارداد می بندد، پول های آن چنانی دریافت و در جیب خودش می گذارد! این هیاهوی تبلیغاتی مقدمه تهاجم گسترده تر بود. در مرحله بعد كار به بازرسی كل كشور كشیده شد.

در آن زمان آقای رئیسی مسئولیت سازمان بازرسی را بر عهده داشتند.

خود آقای رئیسی هیچگاه در موضوع پتروپارس با من صحبت نكردند. البته ایشان با شخص من رابطه بدی نداشت. در جریان پرونده نخست وزیری ایشان دادستان تهران بودند و در حضور ایشان امام، دستور مختومه شدن آن پرونده را صادر كردند. اما من بارها در مورد پتروپارس مورد بازرسی، بازپرسی و بازجویی قرار گرفتم. این درحالی بود كه در آن مقطع نایب رئیس مجلس هم بودم. جالب اینكه در همان زمان یكی از معاونان سازمان بازرسی كل كشور برای دیدار با من به پتروپارس آمد. ایشان دراین ملاقات گفت: «رو راست سازمان بازرسی كل كشور در مورد تو به هیچ مورد مشخصی نرسیده است. اما چون این شركت به مثابه یك شركت خصوصی است، نگرانی ما این است كه مثلا در هنگام عقد یك قرارداد 200 میلیون دلاری با شركت های خارجی، ده میلیون دلار از آن را به حساب سازمان مجاهدین انقلاب در خارج از كشور واریز كنی؟!» من به ایشان گفتم با همین استدلال می توان مرحوم عسگر اولادی را هم در معرض اتهام قرارداد كه از كجا معلوم نصف پول های صندوق های صدقات كمیته امداد را به جمعیت موتلفه نمی دهد؟! چون هیچكس از میزان پول هایی كه مردم در صندوق های صدقات واریز می كنند،اطلاع نداشت. به هرحال چون موضوع سیاسی بود با من برخورد كردند و پرونده پتروپارس را به دادگاه فرستادند. بعدها در سال 1384 به دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی احضار و یك حكم را به من تحویل دادند. برای پرونده پتروپارس دادگاه تشكیل شده بود و من هیچ اطلاعی از برگزاری آن نداشتم. در این حكم اسم بیست و سه یا چهار نفر به عنوان متهم ذكر شده بود. در مقدمه حكم یك صفحه به صورت كامل به معرفی خدمات مثبت پتروپارس اختصاص یافته بود.

حكم را هنوز در اختیار دارید؟

حكم را به همراه بسیاری از یادداشت ها و مدارك دیگر، در جریان بازداشت 88 از منزل بردند. مع الوصف در این حكم متهمان به دو دسته تقسیم شده بودند. مثلا آقای كرباسیان به عنوان عضو هیات مدیره در دسته اول قرار گرفتند. برای این گروه از متهمان، به دلیل «عدم وقوع بزه»، قرار منع تعقیب صادر شد. در مورد گروه دوم متهمان كه من و آقایان زنگنه و تركان در آن قرارداشتیم، نوشته شده بود كه به دلیل «شمول مرور زمان» قرار منع تعقیب صادر می شود. این در حالی كه همه ما در یك جایگاه مشترك قرارداشتیم. همان موقع به دیدار رئیس دادگاه رفتم. از ایشان پرسیدم، «چرا با وجود آنكه آدرس محل سكونت را داشتید، تلفن را داشتید، مرا به دادگاه احضار نكردید؟ شما برای مسعود كرباسیان كه من حداقل یك بار در ماه ایشان را می بینم، احضاریه فرستادید و ایشان در دادگاه حاضر شده، پس چرا از طریق ایشان، احضاریه ای برای من فرستاده نشد؟» . آقای قاضی در جواب گفت: «آقای نبوی گیر نده، این حداكثر كاری بود كه ما می توانستیم بكنیم!». نماینده سازمان بازرسی كل كشور هم كه به عنوان شاكی در دادگاه حاضر شده بود گفت:«ما درخواست تجدیدنظر نمی كنیم. شما هم نكنید.» فكر می كنم آقای كرباسیان این حكم را دارند و قابل انتشار است. جالب اینكه جنس مخالفت ها در IPC هم بسیار شبیه مواردی است كه تعریف كردید. خوب این ها به دلیل برخی تنگ نظری ها است. بعضی از نهادها كه به هیچ مرجعی هم پاسخگو نیستند، مدعی در اختیار گرفتن همه پروژه ها و حذف همه شركت های داخلی و خارجی هستند. این نهاد ها ممكن است برای حذف رقبا، یا مخالفت با دولت هایی كه قبولشان ندارند، به روش هایی كه پیش تر گفتم، متوسل شوند.

آقای نبوی چیزی كه در همین قراردادهای IPC هم به چشم آمد، یك نوع خارجی ستیزی بود. اصولا چرا گرایش به استقلال در كشور ما چنین تعبیر شده و می شود؟

موضع ما نسبت به حضور خارجی ها در اقتصادمان جنبه تاریخی دارد. در مقطعی از تاریخ ما، شركت نفت انگلستان و ایران ( در واقع بریتیش پترولیوم ) مالك كشور بود و به هیچ كس حساب پس نمی داد. بعد از كودتای 28 مرداد هم كنسرسیوم جایگزین شركت سابق شد. در این تحولات یك رژیم وابسته به دستور دولت های خارجی با شركت های آنها قرارداد می بست. به همین دلیل ما در جوانی دشمن سرمایه گذاری خارجی بودیم. در همان جوانی شاهد بودیم كه كمپانی میوه كالیفرنیا علیه سالوادور آلنده در شیلی كودتا می كند و تحولاتی از این دست در دنیا اتفاق می افتاد. واقعیت این بود كه حضور شركت های خارجی صاحب سرمایه وتكنولوژی در كشورهای وابسته و یا تازه استقلال یافته مثل ایران بعد از مصدق باعث می شد كه این كشورها به صورت كامل تحت كنترل دولت های بیگانه قرارگیرند. البته ما از اوایل دهه پنجاه كه در زندان شاه بودیم به این نتیجه رسیده بودیم كه باید مسائل را طور دیگر ببینیم. در زندان به این نتیجه رسیده بودیم همانطور كه مسئله سرمایه گذاری خارجی برای دولت های وابسته باعث تشدید وابستگی می شود، برای یك دولت مستقل، تحكیم كننده استقلال است. ببینید ما امروز از توتال می خواهیم كه به ایران بیاید اما آن شركت قبول نمی كند. البته آنها تمایل به حضور در ایران دارند اما چون سیاست خارجی ما تنش زاست، نمی تواند در ایران بماند. متاسفانه ما فكر می كنیم كه اولا خودمان به همه چیز از سرمایه تا تكنولوژی دسترسی داریم. ثانیا هر كسی كه از خارج آمد، جاسوس است و باید در همان لب مرز آن را بازداشت كنیم. این در حالی است كه یك دولت مستقل می تواند بهترین استفاده را از سرمایه گذاری و تكنولوژی خارجی بكند. من تركیه، كره جنوبی، ژاپن، هند و خیلی از كشورهای آمریكایی جنوبی را مثال نمی زنم. به چین نگاه كنیم. چین كه دیگر كشوری وابسته نیست؟ این كشور تمام اقتصادش را با سرمایه و تكنولوژی خارجی به سامان رساند. من سال ها پیش، زمانی كه در مپنا بودم به چین رفت و آمد داشتم. می دیدم همه شركت های معتبر كه در این كشور فعالیت می كردند به یك كمپانی خارجی هم در سرمایه و هم در تكنولوژی ارتباط داشتند به همین دلیل الان چین دومین اقتصاد جهان است. بعید است، حتی مخالفان سرمایه گذاری خارجی در ایران، چین را وابسته بدانند.

خوب به نظر شما چرا بعد از انقلاب این دیدگاه بین انقلابیون تصحیح نشد؟

متاسفانه بعد از انقلاب هنوز تفكرات قبل از انقلابی در جمع بچه های انقلاب حاكم بود. اولاً هنوز فكر می كردیم انقلابی بودن یعنی ضدیت با خارجی ها، فكر می كردیم استقلال یعنی ضدیت با سرمایه گذاری و تكنولوژی خارجی، ثانیاً انقلابی بودن در معنای نفی و طرد همه كسانی تعبیر می شد كه زمانی با خارجی ها كار كرده بودند. حال آنكه، یك كارشناس چه گناهی داشت كه نظام حاكم اختیار اداره آن صنعت را به دست كنسرسیوم داده بود؟ متاسفانه با چنین تفكری، ما آنها را وادار كردیم كه از نفت بروند. این امر باعث شد كه كار از سطح كارشناسی به دست تكنسین ها و كارگرها بیافتد. آنها البته فداكار بودند. در زمان جنگ خیلی از مشكلات جاری و تعمییرات را در صنعت نفت انجام می دادند اما توسعه صنعت نفت كار آنها نبود. متاسفانه این تفكر كماكان در كشور ما وجود دارد. آقای نبوی امروز برخی به دولت و یا صنعت نفت انتقاد می كنند كه نباید سرنوشت اقتصاد كشور را به برجام گره می زد. آنها در اثبات درستی استدلال خویش به نحوه اداره كشور در دهه شصت اشاره می كنند. دهه ای كه در آن شما از مسئولین اجرایی كشور محسوب می شدید. نظر شما در این مورد چیست؟ جالب است كسانی كه مهندس موسوی و امثال من را فتنه گر می دانند، امروز دهه شصت را مثال می زنند. به نظر این جور موضع گیری ها صرفاً برای جلوگیری از شكل گیری برجام و بهره گیری از نتایج آن یعنی سرمایه گذاری خارجی، مطرح می شود. امروز بزرگترین مشكل كشور ما فقدان سرمایه و تكنولوژی روز است. خودروسازی ما را با خودروسازی چین مقایسه كنید. من تا سال 77 كه به چین می رفتم، یك خودروی چینی نمی دیدم. امروز همه بازار جهان را تصاحب كرده اند. چون به سراغ سرمایه و تكنولوژی خارجی رفتند. به همین دلیل من فكر می كنم این صحبت هایی كه در مورد دهه شصت می شود برای جلوگیری از شكل گیری چنین تحولاتی در اقتصاد ایران است. ضمن اینكه آن روش ها، در همان زمان هم جواب خیلی روشنی به مشكلات نداد. وضعیت اقتصاد ما در اواخر جنگ كه فروش نفت به سالی هفت میلیارد دلار رسید، بسیار وخیم بود. بودجه ما در سال 67 یا 68، دقیقاً به یاد ندارم، 100 درصد كسری داشت. چهارصد میلیارد تومان جمع بودجه بود كه دویست میلیارد آن كسری بود. البته آن روزها ما درگیر جنگی توان فرسا و هزینه بر بودیم و كسی حاضر به سرمایه گذاری دركشورمان نبود. مع الوصف ارتباط تكنولوژیك ما با جهان بسیار گسترده بود. باید بپذیریم امروز مسئله اصلی كشور ما اقتصاد است و مشكل اقتصاد با ورود سرمایه و تكنولوژی حل می شود. به همین دلیل نیازمند تغییر رویكرد در سیاست خارجی هستیم. پس شما اعتقاد دارید كه اتكا به توانمندی های داخلی كه مدام مورد تاكید قرار می گیرد، اشتباه است. ببینید به نظر من این حرف ها شعار است. امروز بر خلاف گذشته می گویند تجربه پتروپارس خوب بود. چرا از همین تجربه استفاده نمی كنند؟ مگر در همین پتروپارس كه ما اداره می كردیم، چه اتفاقی افتاد؟ خود من خیلی تلاش كردم كه از ظرفیت های داخلی حداكثر استفاده را بكنم اما در راس همه كنسرسیوم ها شركت های خارجی را گذاشتیم. چون می دیدم سازمان گسترش، صدرا و تاسیسات دریایی هنوز در مرحله ای نیستند كه كار را طراحی كنند، خرید هایش را انجام بدهند و اجرا كنند. در فازهای بعدی همین شركت ها حضور داشتند، اما به عنوان پیمانكار دسته دوم فعالیت می كردند. چون لازم بود كه در چند فاز به همین ترتیب فعالیت كنند و تجربه كسب كنند. جالب است بدانید كه ما در خود پتروپارس علی رغم همه تجربیات اجرایی و نیروهای قوی، با یك شركت پیمانكار مدیریت، به عنوان مشاور قرارداد بستیم. چون مدیریت این كار را هنوز خوب بلد نبودیم. همین شركت خیلی از كارها را به ما یاد داد. اتكا به توانمندی های داخلی در این وضعیت به نظر من شعار است. برای تقویت توانمندی های داخلی به كره نگاه كنیم. كره در ابتدا همه شركت هایش را به شركای خارجی و كمپانی های معتبر متصل كرد و بعد همین شركت های كره تبدیل به رقبایی قدرتمند برای كمپانی های بزرگ بین المللی شدند. ما هم باید این مراحل را طی كنیم. اما بعد از پتروپارس ما شاهد فعالیت شركت های ایرانی در امر توسعه فازهای پارس جنوبی بودیم.

شركت هایی به جز آنها كه شما نام بردید . باید ببنیم فازهای 15 و 16 و سایر فازها را چطور توسعه دادند؟

قبل از صحبت درباره خروج از برجام باید به تجربیات قبل از آن خصوصا در دولت های نهم و دهم نگاه كنیم. تا آنجا كه به یاد دارم، آقای احمدی نژاد در مصاحبه ای كه در روزنامه اطلاعات در اواخر سال 91 یا اوابل سال 92 منتشر شده بود، فرموده بودند، برای اجرای هفت فاز پارس جنوبی تا زمان مصاحبه 45 میلیارد دلار هزینه شده و متوسط پیشرفت فیزیكی حدود 50 درصد بوده است! البته اقای زنگنه آن ارقام را اغراق آمیز می داند، ولی معتقد است برای هر فاز بیش از سه میلیارد دلار، یعنی سه برابر فاز یك و یك و نیم برابر فازهای 2 و 3 به صورت نقدی( و نه بیع متقابل) هزینه شده است. این نتیجه كار شركت هایی نظیر پیمانكاران فازهای 15 و 16 است.

آقای نبوی نظر شما در مورد خروج از برجام چیست؟

من در یك جمله می گویم كه خروج از برجام بر خلاف منافع ملی ما است. امروز و پس از خروج آمریكا از برجام، اجماع جهانی به سود ما است. دنیا پذیرفته كه ما به تعهدات خود عمل كرده ایم و این آمریكا است كه ناقض تعهدات بین المللی است. تنها خاصیت خروج از برجام برای ما، ساخت بمب اتمی است كه صریحاً اعلام كرده ایم به دنبال آن نیستیم. ضمناً سرنوشت كره شمالی كه در این كار پیشگام بود، پیش روی ماست. خوب نظر شما در مورد پیشنهاد مذاكره با آمریكا در مقطع فعلی چیست؟ به نظر من مذاكره با آمریكا تنها در صورت تجدیدنظر در سیاست های فعلیش بدون اشكال است.

خوب نظر شما در مورد پیشنهاد مذاكره با آمریكا در مقطع فعلی چیست؟

به نظر من مذاكره با آمریكا تنها در صورت تجدیدنظر در سیاست های فعلیش بدون اشكال است.

منبع: نفت
منبع خبر:
خبر فوری
   تاریخ: ۰۱:۳۰ - ۲۲/۰۴/۱۳۹۷   بازدید: ۲۸

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *