|
بردن نفت به بورس و گسترش فساد سیدغلامحسین حسنتاش به تازگی موضوع بردن نفت خام به عنوان یك كالا به بازارهای بورس كالایی كشور مطرح شده است. به نظر می رسد منظور از آن انجام معاملات فیزیكی نفت خام در بورس باشد. برای ورود به اینكه آیا چنین اقدامی شدنی است یا نه و حتی اگر نفت خام را به عنوان یك ماده استخراجی، یك كالای تولیدی در نظر بگیریم، این كالا با سایر كالاها چه تفاوت هایی دارد، مقدماتی لازم است: 1- نفت خام در تمام كشورهای جهان غیر از یك استثنا (ایالات متحده آمریكا) در مالكیت دولت است و در جمهوری اسلامی ایران نیز نفت خام به طور قانونی در تملك دولت است و انحصاری از سوی شركت ملی نفت ایران تولید می شود و طبق سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی نیز بخش بالادستی صنعت نفت شامل اكتشاف و استخراج و تولید نفت خام قابل واگذاری به بخش خصوصی نیست؛ بنابراین شركت ملی نفت ایران زیر نظر وزارت نفت عرضه كننده انحصاری نفت خام است، در نتیجه بازار داخلی نفت خام یك بازار انحصاری است، در حالی كه بورس كالا در یك بازار رقابتی معنا و مفهوم پیدا می كند. 2- كل نفت خام تولیدی در مناطق مختلف خشكی برای صادرات از طریق خطوط لوله، به جزیره خارك منتقل و از آنجا صادر می شود و نفت خام تولید دریایی نیز بسته به مورد از نزدیك ترین پایانه دریایی و عمدتا از جزیره خارك بارگیری می شود؛ بنابراین كل امكانات لجستیكی نفت خام در كنترل شركت ملی نفت و شركت های زیرمجموعه آن است. نفت خام در حجم های بالا بارگیری می شود. كوچك ترین سایز كشتی های حمل نفت خام در حداقل 80 هزار تن معادل 600 هزار بشكه است و نفت خام ایران معمولا در كشتی های 120 هزار تا 350 هزار تنی معادل حدود یك تا 2.5 میلیون بشكه بارگیری و صادر می شود كه فقط در اسكله های جزیره خارك امكان پذیر است. 3- نفت خام یك كالای جهانی است و پایه قیمت آن در سطح جهان براساس ملاك های جاافتاده و پذیرفته شده در سطح بین المللی تعیین می شود و مراجع پذیرفته شده از سوی خریداران و فروشندگان، قیمت آن را اعلام می كنند و البته تفاوت هایی میان قیمت انواع نفت خام ها در مناطق مختلف وجود دارد كه از سوی همان مراجع اعلام می شود و همان گونه كه همه می دانند و در بسیاری از قوانین و مقررات نیز مشخص است، حتی قیمت نفت خام های تحویلی به پالایشگاه های داخلی نیز براساس قیمت جهانی آن (فوب خلیج فارس) محاسبه می شود؛ بنابراین موضوع كشف قیمت نیز كه یكی از اهداف بورس های كالایی است، درباره نفت خام مصداق ندارد. 4- امور بین الملل شركت ملی نفت ایران به طور نسبی بدون تردید مطلع ترین و مسلط ترین سازمان در كشور در زمینه فروش نفت خام است و این سازمان حداقل در دوره بعد از انقلاب غیر از مشكلات ناشی از تحریم، مشكل چندانی در زمینه بازاریابی و فروش نفت نداشته است و اصولا هرگز میزان رقابت و اضافه عرضه در بازار جهانی نفت به گونه ای نبوده و نیست كه به اصطلاح نفت روی دست كسی بماند. 5- مشتری های نفت خام ایران و بازارهای مقصد نفت خام ایران كم و بیش مشخص هستند و با توجه به رقابت نسبی كه در سطح جهانی و بین كشورهای صادركننده نفت وجود دارد، معنا ندارد كه صادرات نفت كشور از حالت تمركز خارج شود و رقبای داخلی نیز در بازار جهانی با یكدیگر رقابت كنند و این می تواند موجب صدمه به صادرات نفت كشور شود. 6- روال و رویه مشخصی برای خریداری نفت خام از شركت ملی نفت ایران وجود دارد. شركت خریدار باید معتبر باشد یا پالایشگاه داشته باشد یا به طور رسمی واسطه خرید نفت برای یك پالایشگاه (مصرف كننده نهایی نفت باشد)، حساب معتبر در بانك های معتبر بین المللی و گردش حساب مناسب داشته باشد و بازار مقصد و مقررات ایران برای انتقال ندادن نفت به رژیم صهیونیستی را تعهد كند. بتواند LC معتبر از بانك های معتبر ارائه كند؛ بنابراین هركسی قراردادی با یك پالایشگر داشته باشد و بتواند تضمین های بانكی لازم را ارائه كند و رویه های شركت ملی نفت را كه همه در جهت اطمینان از تخریب نشدن بازار نفت ایران و بازگشت مطمئن وجوه مربوطه و سوء استفاده نكردن دلالان رانت خوار است، داشته باشد، می تواند نفت خام را خریداری كند. با این وصف در شرایط عادی نفت خام به صورت مطمئن و با تضمین برگشت پول، فروخته می شود و قدرت نقدشوندگی بالایی دارد، در نتیجه این كاركرد بورس یعنی (نقدشوندگی) نیز درباره نفت خام مصداق ندارد. با توجه به آنچه ذكر شد، در شرایط عادی بردن نفت خام به بازارهای بورس كالایی، نمی تواند معنا و مفهومی داشته باشد؛ نه رقابتی در میان است و نه برای كشف قیمت معنا دارد و نه به نقدشوندگی كمكی می شود و نه به بازاریابی. بردن نفت خام به یك بورس داخلی می تواند مشكلاتی را هم به وجود بیاورد: الف- آیا قیمت به ریال تعیین و نفت به ریال معامله خواهد شد یا به دلار، اگر به ریال معامله شود نرخ تبدیل ریال به دلار چه خواهد بود.
واقعیت این است كه در ایران به دلایل مختلفی كه خارج از حوصله و موضوع این بحث است، با وجود تلاش های انجام شده، اولا همواره چندین و حداقل دو نرخ برای دلار وجود داشته و ثانیا روند قیمت دلار همیشه افزایشی بوده است. در فضای واقعی و شناخته شده كسب و كار ایران، گرایش به استفاده از مابه التفاوت نرخ ارز، هم می تواند فشارهای رانت جویانه ای را به چنین بورسی تحمیل كند و هم می تواند موجب شود ارجحیت درآمدهای رانتی ناشی از استفاده از مابه التفاوت نرخ ارز نسبت به دقت در فروش نفت خام به بهترین بازار و به بهترین قیمت برای استفاده بهتر از حاشیه سود، موجب بی دقتی در فروش، خراب كردن بازار نفت خام ایران برای دستیابی هرچه سریع تر به ارز حاصله و بازی كردن با ارز شود. تجربه ای كه متأسفانه به روشنی درباره پتروشیمی های خصوصی سازی شده كه بعد از نفت بیشترین درآمد صادراتی را دارند، در پیش چشمان اقتصاد ما قرار دارد. ب - چه ضوابطی برای ورود خریداران و تشخیص صلاحیت آنها باید وضع شود؟ آیا در فضای شناخته شده و واقعی كسب وكار ایران این ضوابط در عمل رعایت خواهد شد؟ یا رانت جویان با فشارهای گوناگون خود را تحمیل خواهند كرد؟ ج - محموله ها با چه احجامی در بورس عرضه خواهد شد؟ یك محموله حداقلی برای ظرفیت كوچك ترین سایز كشتی بر اساس قیمت های فعلی نفت (حدود 70 دلار) و با توجه به نرخ رسمی اعلام شده برای دلار (چهارهزارو 200 تومان) حدود 180 تا 200 میلیارد تومان خواهد بود. آیا خریداران پول نقد خواهند داد یا ال سی ریالی باز خواهند كرد؟ بانك ها امكان بازكردن ال سی ریالی با این مقادیر را خواهند داشت. به فرض اینكه چنین مواردی طبق ضوابط تحقق یابد، نفت باید علی القاعده در جزیره خارك به خریدار بورسی تحویل شود، در این صورت هزینه های شركت نفت برای انتقال و بارگیری چه می شود. آیا خریداران بورسی نفت را خودشان در خارك در كشتی های ملكی یا استیجاری خود تحویل خواهند گرفت یا خریداران خارجی را خواهند یافت و معرفی خواهند كرد؟ برای بیمه كشتی و بیمه محموله و ... چه خواهند كرد؟ آیا ضوابط شركت ملی نفت را در مورد خریداران خارجی رعایت خواهند كرد؟ و اگر خریدار خارجی با رعایت تمامی ضوابط شركت ملی نفت ایران وجود داشته باشد، چه دلیلی دارد كه اصولا به خود شركت ملی نفت مراجعه نكند و با واسطه عمل كند. د - اگر اختلافاتی در هر یك از این موارد پیش آمد، مرجع رسیدگی كجا خواهد بود؟ آیا نظام قضائی كشور آمادگی و صلاحیت فنی رسیدگی به این گونه پرونده ها را خواهد داشت. به طورخلاصه به نظر نگارنده در شرایط عادی چنانچه ذكر شد، بردن نفت خام به بورس نه معنا دارد و نه ارزشی می آفریند، اما می تواند زمینه ای را برای بازشدن باب یك فساد گسترده جدید در كشور فراهم كند، اما آنچه گاهی مطرح می شود و اخیرا نیز توسط معاونت محترم رئیس جمهور مطرح شد، موضوع استفاده از بورس برای دورزدن تحریم هاست. از آنجا كه در دور قبلی تحریم ها به بهانه دورزدن تحریم ها سهمیه های نفت خام به بعضی از افراد داده شد تا به عنوان بخش غیردولتی یا خصوصی بفروشند و آن اقدامات موجب فسادهای عظیمی شد و وجوه آن هم هرگز برنگشت، حالا مطرح می شود كه این كار می تواند در بورس و به صورت شفاف عمل شود و از طریق بورس شركت ها یا افرادی غیردولتی این نفت را بخرند و صادر كنند. عجیب است كه در این مورد به یك مسئله بسیار ساده توجه نمی شود و آن این است كه ممنوعیت صادرات كه توسط تحریم ها تحمیل می شود مربوط به نفت خام ایران است و تفاوتی نمی كند كه این نفت توسط چه كسی صادر و فروخته شود. همه دست اندركاران بازار جهانی نفت می دانند در ایران غیر از دولت كسی نفت خام ندارد. خریداران نفت خام ایران تحت فشار هستند كه نفت ایران را نخرند، در غیر این صورت تحت تحریم های آمریكا قرار می گیرند (تحریم های ثانویه) و طبیعتا هركسی كه به طور شفاف و در بورس و در هرجای دیگری نفت خام ایران را با هدف صادراتی خریداری كند، می تواند بلافاصله در فهرست افراد تحریم شده و تحت تعقیب قرار گیرد. هر نفت خامی دارای شناسنامه خاص خود است. نفت خام ایران حتی در صورت اختلاط با یك نفت خام دیگر كاملا قابل شناسایی بوده و پالایشگران محدود و شناخته شده در جهان كه قادر به پالایش نفت خام ایران هستند، هرگز تمایل به ورود به چنین قمار خطرناكی كه بی تردید جرائم سنگین آمریكا را برایشان در پی خواهد داشت ندارند، مگر اینكه به نوعی مجوز دریافت كنند كه در آن صورت تفاوتی نمی كند نفت ایران را از كجا بخرند. خصوصا باید توجه كرد نظام حقوقی تحریم ها بسیار شخصی شده است؛ به این معنا كه مثلا شركتی كه حتی با ایالات متحده نیز هیچ گونه تعامل مالی و اقتصادی نداشته باشد اگر در خلاف جهت تحریم های آمریكا با ایران كار كند، ممكن است مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره آن تحت تعقیب آمریكایی ها قرار بگیرند. با توجه به تحریم هم زمان نفت كش ها، شركت های بیمه و سیستم بانكی عملا راهی برای شركت های خصوصی برای ورود به این به اصطلاح بازار بورس نفت وجود ندارد. نكته قابل تأمل دیگر این است كه در هیچ كجای دنیا، نفت خام فیزیكی در بورس معامله نمی شود و معاملات نفت خام كه عمدتا در دو، سه بورس مهم نفت جهان انجام می شود معاملات آتی ها یا به عبارتی معاملات كاغذی و مشتقه است كه داستان بسیار متفاوتی دارد. نگارنده سال ها قبل در مورد آن نوشته ام و تجربیات شكست خورده فراوانی در مورد آن وجود دارد. در پایان باید ذكر كنم كه بردن نفت خام به بورس كالا و خصوصا بدون تأملات لازم و بدون مطالعات دقیق و بدون قواعد محكم و مقررات دقیق می تواند موجب چنان آنارشی ای در صادرات نفت كشور شود كه در عمل به اهداف غائی تحریم ها كمك كند. در شرایط خطیری كه در حال ورود به یك جنگ اقتصادی هستیم، همه باید به فكر دفاع از كیان كشور باشند، نه اینكه خدای نكرده بخواهند از این نمد، كلاهی برای خود ببافند. كارشناس ارشد انرژی
|