|
چند ماهی است نرخ برابری ارزها با ریال دچار نوسان هولناك شده است و همه مردم شریف ایران را دچار نگرانی و بعضا ناامیدی كرده است. متاسفانه تصمیمات خام و منفعل دولت نه تنها چاره ساز نبود بلكه به شدت و دامنه ناامیدی كمك كرد. این موضوع تا جایی پیش رفت كه به تغییر رئیس كل بانك مركزی انجامید و حالا مردم و فعالان اقتصادی منتظرند ببیند كه رئیس كل جدید چه می كند. از وقتی كه مشكل افزایش قیمت ارز چهره واقعی خود را نشان داد و دولت قیمت رسمی ارز را به 4200 افزایش داد بسیاری از افراد كه دستی در آتش داشتند ضمن مصاحبه اعلام كردند كه عمق و سطح مشكل بسیار فراتر از نگاه ساده انگارانه دولت است و لازم است تدابیر بسیار بیشتری به انجام برسد. مطمئنا راه درست برخورد با این مشكل آن است كه ریشه های این افزایش های چند سال یك بار، شناسایی و خشكانده شود. پدیده افزایش نرخ ارز یك موضوع چند وجهی است كه به حوزه اقتصاد و سیاست و امنیت مرتبط است و بارها توسط متخصصان مطرح شده است. در حوزه اقتصاد این فرایندهای تباهنده اقتصادی هستند كه سال هاست در اقتصاد ما جا خوش كرده اند و همچون موریانه محتوای اقتصاد را خورده و زباله تحویل می دهند. فرایند تباهنده، فرایندی است كه منابع را می گیرد و محصولی كم ارزش و یا بی ارزش تحویل می دهد. نمونه فرایندهای تباهنده در اقتصاد سر به هزاران می زند. كار بانك ها كه پول مردم را گرفته و سودهای آنچنانی می دهند بدون آنكه حجم اقتصاد واقعی را بزرگ كنند نمونه ای از یك فرایند تباهنده است. وقتی ظرف اقتصاد بزرگتر نمی شود مَثَل این پول ها، مَثَل ظرف شیری است كه روی اجاق به علت گرما و حجم زیاد، كف می كند. وقتی سرریز شد هم خودش می سوزد و هم اجاق را خاموش می كند. یعنی آن سپرده گذار كه تا حالا سالانه 20 درصد سود می گرفت و خوشحال بود كه بی هیچ تلاشی، ثروت بی زحمت می اندوزد، الان محاسبه می كند می بیند نسبت به پارسال ارزش واقعی پولش به یك سوم رسیده و به یاد این ضرب المثل می افتد كه: پنیر مجانی در تله موش است!! بگذریم. فرایندهای تباهنده بسیار است و افراد آگاه و شجاع كه خوشبختانه در كشور كم نیستند باید به آنها بپردازند و راه برون رفت از شر فرایندهای تباهنده را بگویند. اما به صورت فوری و فوتی برای كنترل بازار ارز، باید چند كار را به طور واقعی و نه تصنعی به انجام رساند. قبل از آن لازم است ذكر كنم كه مدل پیشنهادی اولا بر اساس مدیریت عرضه و تقاضای ارز و نه براساس كنترل نقدینگی (كه كاری زمانبر و لازم است) می باشد و ثانیا براساس تجربه موفقی است كه در سال 91 به كار گرفته شد. بر این اساس پیشنهاد به دولت و به ویژه به بانك مركزی این است كه به طور كامل با طرحی كه ما در سال 91 تحت عنوان «مركز مبادله ارزی» انجام دادیم آشنا شده و آن را به طور كامل تر و نه ناقص تر به كار بندد. قاعدتا همه می دانند كه دولت به خاطر اتهامات و مجموعه حرف های ناصوابی كه راجع به دو دولت قبل از خودش گفته علاقه ندارد نوع كارش شباهتی با كار آنها داشته باشد تا بعدا شرمنده نباشد. اما بهتر است دست از لجاجت بردارد و با عذرخواهی و یا بدون آن، كار درست و حرف درست را از همه بشنود. بهتر است همه در مقابل سخن حق، خاضع باشیم زیرا خداوند حامی چنین سخنی است و آبرو و عزت در دست اوست. آنچه تاكنون دولت انجام داده یك برداشت ضعیف و ناقص از «مركز مبادله ارزی» است كه متاسفانه جوابگو نیست. «مركز مبادله ارزی» مشخصات مدیریتی و ارتباطی داشت كه الان اصلا وجود ندارد. بازار ثانویه ارز مثل برخی دیگر از كارهای دولت، پریشان و منفعل است. هیچ كس دقیقا نمی داند فرایندش چیست و چكار باید بكند. در عوض «مركز مبادله ارزی» هم یك نقطه جغرافیایی خاص بود (وزارت صمت درشمال میدان ولی عصر) و هم یك پنجره واحد فیزیكی و سیستمی بود كه مجتمع از همه بانك ها و بانك مركزی و صراف ها و واردكنندگان و صادركنندگان و سامانه «ثبتارش» و دیگر عوامل دخیل بود. به علاوه گروه بندی ها بر اساس سامانه بود و از امضای طلایی خبری نبود. ما در آن دوران، یك «بسته كامل تصمیمات اقتصادی» را اجرا كردیم كه من تنها بخش وزارت صنعت آن را می گویم. الان خبری از این نگاه نیست. ظاهرا آقایان می خواهند كنار بایستند و یك روز صبح از خواب ناز برخیزند و ببینند همه مسائل خودش حل شده!! است. امكان ندارد چنین شود این رویا با قوانین الهی سازگار نیست. باید از همه ابزارهای این «جعبه ابزار» استفاده شود. ما در وزارت صنعت با موضوعاتی همچون: واردكننده، تولیدكننده، ثبت سفارش، تخصیص ارز، تعرفه گمركی، ترخیص كالا، قیمت گذاری، توزیع و فروش، صادركننده، انتقال ارز و قیمت گذاری ارز صادركننده، ایجاد محلی برای تبادل ارز صادركننده و واردكننده، اولویت بندی، سرمایه در گردش، بازرسی و نظارت بر بازار، اطلاع رسانی و... و همكاری همه جانبه وزارت نفت، همكاری همه جانبه بانك مركزی، تعامل همه جانبه رسانه ها، و اطلاع رسانی به سایر قوا سروكار داشتیم و این كار را با همه توان كردیم. یعنی برای همه بازیگران صحنه برنامه خاصی داشتیم تا از توان همه استفاده كنیم و بلاتكلیفی را به حداقل برسانیم. حتی در مورد ارز خدماتی مداخله و مشاوره داشتیم. تقریبا همه تعرفه های كشور كه هفت هزار قلم هستند را به نصف كاهش دادیم. یعنی هر موضوعی حتی به ظاهر بی ارزش شناسایی و مورد ارزیابی قرار می گرفت. خدا می داند چه تعداد جلسه با دستگاه های دولتی و غیردولتی همچون صادركنندگان، واردكنندگان، تولیدكنندگان، اصناف، اتاق های بازرگانی و تعاون، اصحاب رسانه و نمایندگان دستگاه های بازرسی و نظارت داشتیم تا چیزی از قلم نیفتد. از همه مهم تر زحمت طاقت فرسایی بود كه برای ذخیره سازی كالای اساسی انجام شد و به فرجام خود رسید و رئیس دولت بعد متاسفانه عمدا و یا سهوا اعلام كرد انبارها خالی بوده است!! (نگرانی بعدی درباره همین ذخیره سازی كالاهای اساسی و اجرای فاز بعدی هدفمندی است. موضوعاتی كه دولت قاعدتا مجبور است با همین نام ها و یا با نام های دیگری سراغش برود). مطمئنم فهرست كارهایی كه انجام شد خیلی بیشتر بود كه من الان نمی توانم به خاطر بیاورم. دولت باید بداند هنوز در آغاز یك راه سخت است نباید این قدر زود امیدش را از دست بدهد و به انفعال بیفتد. نكند خدای نكرده حرف مخالفان دولت درست از آب دربیاید كه ژنرال های پیر و خسته، قبل از مردم تسلیم می شوند. این مشكل حل شدنی است. از مردم كمك بخواهید و آنها را فقط برای روزهای انتخابات ندانید. از اینكه تقریبا هیچ یك از شعارهای انتخاباتی شما كه با مبالغه و راست و دروغ همراه بود و به نتیجه نرسید درس بگیرید و راست و صادق و صریح و متواضع باشید با مردم. آنگاه خداوند درهای رحمت را باز می كند و از طریق همین مردم راه نجات را پیش پای شما می گذارد. مهدی غضنفری- وزیر اسبق صنعت، معدن و تجارت
|