دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

تصویرنفت خوزستان سیل زده، جایی ورای خیال و وهم
 
فرزین سوادكوهی &– ایران پترونت: سرك كشیدن در مناطق نفتی جنوب در ایام اوج بحران سیل و آبگرفتگی برای من هم به عنوان یك خبرنگار، پرشگفت طی شد... روزی كه در اهواز و در جلسه مدیریت بحران شركت ملی نفت ایران با گردانندگی شركت ملی مناطق نفتخیز جنوب شركت كردم، با پیش زمینه ای اندك از اطلاعات مغشوش سیاه ...

فرزین سوادكوهی &– ایران پترونت: سرك كشیدن در مناطق نفتی جنوب در ایام اوج بحران سیل و آبگرفتگی برای من هم به عنوان یك خبرنگار، پرشگفت طی شد... روزی كه در اهواز و در جلسه مدیریت بحران شركت ملی نفت ایران با گردانندگی شركت ملی مناطق نفتخیز جنوب شركت كردم، با پیش زمینه ای اندك از اطلاعات مغشوش سیاه و سفید، نمی توانستم بدون قضاوت و نگاهی مثبت داستان را پیگیری كنم.

اخبار و مطالب جسته و گریخته فراوان رسانه ها و شبكه های مجازی، به همراه شنیده های بعضا متضاد از اطرافیانی كه دستی در حوزه نفت داشتند یا نداشتند، نمی گذاشت بفهمم كه نفتی ها در این روزها مشغول چه كاری هستند. هرچند، شب قبل از این جلسه وقتی برای دو روز راهی اهواز می شدم، در فرودگاه،كریم زبیدی نماینده ویژه وزیر نفت در بحران سیل خوزستان را دیده بودم و با یكی دو تا از دوستان همكار با او گفتگویی كوتاه به عمل آورده بودم و هدف از سفرش به اهواز را پرسیده بودم و او تاكید كرده بود فارغ از هر گرایش و نگاه گروهی و سیاسی در پی فرونشاندن این بحران به اهواز می رود.

این را می دانستم كه خوزستان (با همه حكایت هایی كه به دلیل گرایشات مختلف سیاسی و اجتماعی خاصی كه طی دهها سال از سر گذرانده) همواره قابلیت تبدیل شدن به كانونی از ماجراهای ویژه را دارد و بحران اخیر نیز می تواند آبستن فضایی بسیار ملتهب برای مناقشاتی از این دست شود.

شبكه های اجتماعی هم كه الا ماشالله در دمیدن در بوق قومیت گرایی و اختلاف افكنی، لحظه ای كوتاه نمی آمدند. عرب را به جان عجم انداختن، دارایی های به باد رفته مردم شهر و روستا را در بلندگوها فریاد زدن، روستایی سیل زده را جلوی گوشی ها و دوربین ها به گریه و فغان واداشتن، وزارت نفت و نیرو را مقصر جلوه دادن، بسیج و سپاه و هلال احمر و استانداری را به كم كاری و بی خیالی متهم كردن، از تندخویی استاندار خوزستان به پیرمرد عرب زبان فیلم گرفتن و پخش كردن و هزار و یك حرف و سخن راست و دروغ را به چهار گوشه جهان مخابره كردن، تنها داشته های اطلاعاتی من در همان روزها بود.

اما خب همه ماجرا این نبود. در جلسه ستاد بحران اما چراغ اول را فرخ علیخانی سرپرست معاونت امور تولید مدیرعامل شركت ملی نفت ایران روشن كرد و گفت كه نمایندگان ارشد شش شركت بزرگ درگیر در ماجرای سیل به این جلسه فراخوانده شده اند تا اقدامات خود را برشمرند و از نیازهای خود برای مدیریت بحران صحبت كنند. خستگی از چهره علیخانی می بارید، اما چشم و گوش خود را به گفته های مدیران و نمایندگان شركت های مناطق نفتخیز جنوب، نفت و گاز اروندان، متن، مدیریت اكتشاف، ملی حفاری و نفت مناطق مركزی دوخته بود تا ببیند همگی با هم تا چه حد می توانند با هماهنگی با دیگر دستگاه های كشوری و استانی كار را جلو ببرند.

حدود دو ماه و نیم پیش، وقتی كه هنوز سیلی درنگرفته بود با رضا اردكانیان وزیر نیرو درخصوص اقدامات لازم برای مقابله با سیل خوزستان – كه وقوعش پیش از آن بارها مسبوق به سابقه بود &– گفتگو كرده بودم و او گفته بود برای بحران های احتمالی سیلاب های خوزستان كارگروهی تشكیل شده و 61 میلیارد تومان اعتبار هم برای آن در نظر گرفته شده، اما بعدتر متوجه شدم همان 61 میلیارد تومان را هم نتوانسته اند از سازمان برنامه و بودجه اخذ كنند  و سرنوشت آن كارگروه هم چندان مشخص نشد.

در آن وضعیت طبیعی بود كه اگر چنین سیلی با این ابعاد راه بیافتد با چندین برابر آن مبلغ هم نمی توان جلوی تخریب هایش ایستاد، برای همین هم بود كه به همین جلسه ستاد مدیریت بحران هم نمی توانستم خوش بین باشم.

اما حال، می دیدم علیخانی كه در تمام ایام نوروز در منطقه حضور داشت و تمام قد قضیه را پیگیری می كرد، در جواب مدیرانی كه هر كدام از نبود پول و امكانات گلایه می كردند، به پشتوانه گفتار زبیدی می گفت كه برای حل و فصل این ماجرا 350 میلیارد تومان اعتبار كشوری درنظر گرفته شده است. علیخانی چه بسا با دست خالی در آن جلسه می بایست پاسخگوی مدیرانی و مردمان رنجدیده ای می بود كه در خوزستان، به درست و غلط، مقابله با سركشی سیل را از وزارت نفت طلب می كردند و تو گویی در این كشور دستگاه دیگری جز نفت مسئولیت این كار را به عهده نمی گیرد و اساسا این را وظیفه ذاتی نفت می دانند.

مدیریت بحران سیل، 8 شهر را كامل به 6 شركت نفتی ای سپردند كه این روزها برای گذران روزگار خود هم دچار هزار و یك مشكل هستند، اما چاره ای نبود. بیژن زنگنه وزیر نفت این دستور را صادر كرده بود تا هرچه زودتر قضیه فیصله یابد.

آنطور كه علیخانی گفت قرار شد موضوعاتی مانند بهداشت و درمان، ارتباطات و مخابرات، تهدیدات زیست محیطی، امكانات لجستیكی، پدافند غیرعامل، اسكان سیل زدگان و تغذیه آنها، ایجاد بانك اطلاعاتی، امداد رسانی و نجات، تامین منابع مالی، مستند سازی اقدامات، تهیه و ارائه گزارش، رصد توانایی دیگر دستگاه ها و چندین و چند آیتم دیگر، توسط دستگاه نفتی كشور در دستور كار مدیران نفتی استان خوزستان قرار بگیرد.

شگفت زده شدم كه برای مدیریت بحران سیل، واقعا آیا فهرست و كار دیگری مانده بود كه برای نفت سفارش نداده باشند؟! از خودم پرسیدم آیا چون خوزستان نفت خیز است دستگاه نفتی كشور باید بحران هایش را حل كند؟ مثلا در میدان نفتی یرداهو آمریكا، "بی پی" و "اكسون موبیل" سیلاب و طوفان و زلزله را مدیریت می كنند؟ گرفتاری های احتمالی میادین تگزاس و اوكلاهما و لئوییزیانا را هم به "شورون" و"هالیبرتون" و "اسو" و "بیكرهیوز " و "شلمبرژه" و "فیلیپس" و امثالهم می سپارند؟ و آیا در ماجرای طوفان كاترینا هم همینطور عمل شد؟

بله، درست است كه نفت ایران دولتی است، اما آیا این دولت دستگاه های دیگری ندارد؟ وزارتخانه های راه و شهرسازی، كشور، كشاورزی، نیرو، اقتصاد، بهداشت و درمان و ده ها نهاد عریض و طویل دیگر كه سالانه بودجه هنگفتی از محل همین درآمدهای نفتی راهی صندوق های نهان خود می كنند كجای این معادله قرار می گیرند؟ با خود گفتم بگذار و بگذر و بقیه قصه را دنبال كن كه فعلا بیرون نیامدن بی بی از بی چادری است و پیوستن به این افكار آب در هاون كوبیدن است!

در جلسه مدیریت بحران بیشترین اظهارات به تخصیص اعتبارات و تجهیز مناطق سیل زده به ماشین آلات راهسازی و ادوات مربوطه تعلق گرفت.نماینده هرشركت از بود ونبود امكانات خود سخن گفت وكارهایی كه در مقابله با سیل انجام داده بود را به تفصیل توضیح داد.

احمد محمدی، مدیر عامل شركت ملی مناطق نفت خیز جنوب هم كه رهبری شركت های تحت امر خود را به عهده داشت از اختصاص همه امكانات برای مقابله با شرایط اضطراری سخن گفت و اظهار كرد كه هزار نفر از نیروی تحت مدیریت خود را برای این كار بطور مستقیم وارد میدان كرده است.

من در وهله اول انتظار داشتم مدیرانی همچون محمدی، در آغاز از اقداماتی كه برای صیانت از دستگاه ها و تاسیسات و ابنیه نفتی منطقه انجام داده اند سخن بگویند كه خوشبختانه معلومم شد این موضوع در الویت های بعدی این مدیران قرار گرفته و برایم مسجل شد با همه مشكلات و نواقص موجود،حفظ جان و مال مردم نخستین هدف این اقدامات بوده است.البته وقتی ویدیوهای تهیه شده از مناطق آب گرفته كه برای دقت نظر بیشتر مدیران  در حل بحران را دیدم  و دیدم كه بر روی آنها هم سرود و قطعات موسیقی حماسی گذاشته اند سخت دلخور شدم كه به راستی چه زمانی قرار است از این بازی های تبلیغاتی دست برداریم؟ مگر كلیپ تبلیغاتی ساخته اید كه رویش موسیقی گذاشته اید؟از این دست حكایت ها البته همیشه می توان دید.

بعدتر مدیران نفتی منطقه در حاشیه جلسه ،با من به اجمال و البته با پرده پوشی سخن گفتند.همچنین از مشكلاتی كه از ناحیه اختلاف افكنی های ناجوانمردانه برخی جریانات سیاسی كه چوب لای چرخ می گذارند سخن گفتند.

همانجا بود كه فهمیدم هنوز در خوزستان برخی از مناطق هست كه به دلیل تبلیغات منفی شبكه های مجازی و رسانه های عمومی داخل و خارج ، چه بسا تردد خودروهای آرم دار و مدیران و كاركنان شركت ملی مناطق نفت خیز جنوب ممكن است با اعتراضات و یا مخاطراتی مواجه شود.این واقعیت عریان كه اهمال وكاهلی دستگاه های بزرگ رسانه ای كشور در نشان دادن واقعیت های موجود چه معضلاتی را باعث شده اند، اوقات همه نفتی های جنوب را تلخ كرده بود.

مدیری می گفت كه برای بازكردن مسیر آب در برخی مناطق از سوی عده ای تهدید به ضرب و جرح شده است.مدیر دیگری می گفت جرات نمی كنیم از كاری كه می خواهیم برای بهبود وضعیت انجام دهیم صحبت كنیم.چون عده ای فقط نشسته اند تا از كاه كوه بسازند.بسیاری از سلیبریتی ها هم كه طبق معمول برای عكس گرفتن و  طرفدار و فالوور و نوچه جمع كردن به منطقه آمده اند جز این كه جلوی دست و پای افراد عملیاتی را بگیرند كار دیگری نمی كنند.

این در حالی بود كه شركت ملی مناطق نفتخیز جنوب در این بحران بیش از 300 دستگاه انواع ماشین آلات سنگین و نیمه سنگین خود را وارد كار كرد تا حاشیه های رود كارون و دز و كرخه را ایمن سازی كند، اموال و احشام مردم را از خطر برهاند، مایحتاج سیل زدگان را تامین كند، تجهیزات ویژه عملیات حفاری مثل پمپ تراك، كمپرسور هوا و ژنراتور برق و... را به كار گیرد، چیزی نزدیك به 70 كیلومتر سیل بند بسازد،لوله های مجاور و یا مشرف بر كارون را در امنیت قرار دهد، آبرسانی و راهسازی و باز كردن جاده ها وایمن سازی چاه های تولیدی  را انجام دهد و در كنار همه این ها به مسئولیت های اجتماعی خود هم تداوم بخشد.تسلط بر تولید پایدار نفت از مناطق تحت پوشش نیز كه در اولویت های بعدی شركت مناطق نفتخیز جنوب بود و تا حدود زیادی هم محقق شده بود، ایضا به این فهرست اضافه می شد.

آنوقت خیلی ها گفتند ونوشتند كه نفتی ها قبل از جان و مال مردم، نگران تاسیات خود هستند و اصلا در نظر نیاوردند كه در آن بلبشو حتی به لحاظ غریزی هم كه شده همه قبل از هرچیز به فكر جان و مال خودند و نفتی های جنوب هم با خانواده های خود در همان سرزمین زندگی می كنند واین وصله ها به آنها نمی چسبد.شك نیست كه حتما دستگاه های نفتی در ایام بحران و یا حتی پیش از آن چه بسا خطاهایی داشته اند.عدم هماهنگی واقدامات خودسرانه افراد و دستگاه ها در كشور ما چیز تازه ای نبوده ونیست.اما این اصلا منصفانه نبود كه برخی در اوج بحران، تازیانه بر گرده نفتی ها بزنند وخود كنار گود بایستند و تحقیر و تمسخر پیشه كنند.

بعدتر هم دیدیم كه رسانه رسمی كشور در روز روشن گفتار وزیر نفت در خصوص هدایت آب به هورالعظیم را قلب  وتحریف كرد و نمكی دیگر بر زخم مردمان سیل زده پاشید.اظهار نظرهای غیركارشناسی  اما همچنان با بی انصافی تمام  پی گرفته شد و كماكان هم ادامه دارد.
در شرایطی كه برای تخلیه فاضلاب اهواز شركت آبفای استان تهران به عنوان معین تعیین شد وبه حق این اقدام را با توفیق به انجام رساند آیا روا بود و هست كه همه رتق و فتق امور را به گردن نفتی ها بیاندازند؟

بنظر می رسد این انتقاد بر خود دستگاه نفتی كشور هم وارد است كه به دلیل خدمت رسانی، هر سفارشی را بی كم و كاست پذیرفته، در حالیكه به لحاظ سازمانی چنین وظیفه ای برایش تعیین نشده است.

در هرحال غروب همان روز جلسه، وزیر نفت به اهواز آمد و طی نشستی شبانه، تعدادی از مدیران اصلی ستاد را فراخواند تا گزارش كار خود را بدهند.من در آن جلسه حضور داشتم و برآشفتن ضمنی وزیر در برخی لحظات را مشاهده كردم كه در جواب مشكلات حاشیه ای مطرح شده از سوی مدیران، با جدیت تاكید می كرد دستگاه نفتی كشور برای مقابله با بحران سیل برنامه ریز نیست و فقط باید تابع تصمیمات ستاد بحران استان عمل كند و این كه به عمد یا سهو تلاش می شود مدیران نفتی را وارد وادی های تفصیلی كنند، در حقیقت به فروبسته تر شدن گره های كور می انجامد.
وزیر نفت می گفت: چرا می گذارید شما را وارد مباحث فنی و شاخص ها و ویژگی های توپوگرافیك مناطق آب گرفته كنند؟ مگر تخصص شما مسائل زمین شناختی و منطقه ای و اجتماعی و مباحثی از این دست است؟

مدیران با توجه به موضوعات، هركدام از اقدامات و البته از نیازهای خود برای مقابله با بحران سخن گفتند.

محمدی كه پیش از این  در همان جلسه ستاد بحران هم گفته بود كه نیروهای متخصص و ماهر و اپراتورهای زبده شركت متبوع خود را برای مقابله با سیل به كار گمارده است مجددا این اقدامات را در ابعادی تازه تر به زنگنه گزارش داد.

او تاكید كرد كه در خصوص خدمات رسانی به مردم تاكنون آنچه را كه در توان داشته اند،اعم از ماشین آلات و نیروی انسانی به مناطق سیل زده اعزام كرده و حال با تلاش شبانه روزی تمام شركت های تابع وزارت نفت و كلیه دستگاه های اجرایی در منطقه توفیقات خوبی حاصل شده اما كار هنوز پایان نیافته است.

من فردای همان روز به یكی از روستاهای اطراف شهرستان سوسنگرد رفتم.روستایی بنام سبهانیه كه تقریبا به طور كامل در آب غرق شده بود.نیروهای مردمی وبخصوص بسیجی ها سخت مشغول محدود كردن جریان سیلاب بودند. بالشخصه از مردم منطقه پرس و جو كردم تا فارغ از هرگونه جهت گیری از اقدامات نفتی ها صحبت كنند و بسیاری را دیدم كه از این اقدامات اظهار رضایت كردند.در همان جو متشنج و شلوغ ،من كسی را ندیدم كه از بی مهری نفتی ها سخن بگوید.حتی همان ها كه كفشی به پا نداشتندو خسته  وكوفته،تا زانو در گل و لای فرو رفته بودند.

با خود اندیشیدم تاثیرات سو و هیاهو افكنی شبكه های مجازی و غرض ورزی برخی جریانات تا چه حد می تواند افكار منفی را در ما وهمین من رسانه ای تقویت كند. وما چقدر راحت تحت تاثیر ابتذال موجود در فضای مجازی قرار گرفته ایم.

فكر كردم اگر بخواهم بدون پیش داوری قدری از ماجرای سیل خوزستان و اقدام نفتی ها در این باب اطلاعات خود را بالا ببرم باید بطور مستقیم در منطقه حضور داشته باشم.متاسفانه شرایط موجود فرصتی برای قضاوت منصفانه باقی نمی گذارد و تنها وقتی می توان از متن ماجراهایی كه در این مدت بر خوزستان همیشه زخم خورده گذشته مطلع شد كه كه شخصا آلام وسختی های مردم این بخش از كشور را از نزدیك ببینیم و لمس كنیم.لازم است كلاه خود را قاضی كنیم و همانگونه كه حرف و حدیث مردمان رنجدیده مناطق سیل زده را می شنویم، از نزدیك سر در كار مدیران و كاركنان نفتی دخیل در رفع این بحران هم فرو بریم و حرف های آنها را هم بشنویم و به عینه ببینیم كه یك مسئول  رده متوسط هم در حوزه نفت، باید برای جور كردن كیسه و گونی وغذا وبخاری و بنزین و گازوییل و پوشك وچكمه ونراكتور و چسب زخم  و كمپرسی و لودر و بیل وكلنگ و تیر چراغ برق و هزار و یك نیاز دیگر به عز والتماس بیافتد و دیوان سالاری و كار شكنی و غرض ورزی و دشمنی و حقد و حسد را دور بزند وبرای هرچیز كوچكی، گوشی بدست، التماس كند تا بلكه بتواند مرحمی بر زخم خوزستان بگذارد.براستی كه انصاف هم خوب چیزی است.

از خود پرسیدم در تمام این مدت چه كسی خبر دار شد كه مسئول یك بخش كوچك نفتی در خوزستان برای باز كردن مسیر آب در  یك مزرعه ،به قتل زن و فرزندش تهدید شد؟چه كسی دید یك كارمند ساده نفتخیز جنوب، شباهنگام،سرش را بر بالین همان زمین گل آلودی گذاشت كه كشاورز و روستایی و ارتشی و كارگر و نیروی مردمی بر روی آن آرمیده بود؟چشمان دردمند و بی خواب خلایق ،جوهرقلم ها را خشكاند و عدسی دوربین ها را مكدر كرد تا خط بطلانی بر قهرمانی های پوشالی بكشد.

در همان غروب پرغربت به چشم دیدم تصویرخوزستان نفتخیز سیل زده ،به راستی جایی است ورای خیال و وهم امثال من.برای همچون منی، آنچه طی دو روز در زیر آن آسمان گذشت هیچ دخلی به گزارش و خبر وتصویر نداشت.آینه خوزستان غرق در آب، تلالو تصویر كسانی بود كه هنوز هم بیل بدست، مرزهای مهربانی و شرف را جایی خارج از صفحات دیجیتالی رنگ به رنگ روزگار به تصویر می كشند. و به خودم گفتم شرم بر من اگر غبار از آن نزدایم .

ع/22
منبع خبر:
ایران پترونت
   تاریخ: ۱۳:۲۴ - ۰۲/۰۲/۱۳۹۸   بازدید: ۸۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *