
نهادهای ذی ربط حاكمیتی باید برای مقابله با خرافه گرایی برنامه ریزی مدون و قوانین متقن و راهبردهای اساسی تدوین كنند تا عملاً عرصه برای افرادی كه سلامت روحی جامعه را به خطر می اندازند تنگ شود.
به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی است از احمد نثاری، پژوهشگر و مدیرعامل سابق بنیاد اندیشه اسلامی كه در ادامه از نظر می گذرد؛
شرایط جدید و تحولات برق آسا دهه های اخیر در سرتاسر جهان به ویژه تحولات چند دهه ایران و منطقه پرسش های متعددی را در ذهن مردم و نسل جوان از زن و مرد پدید آورده است؛ شرایط جهان تغییر كرده است، تعداد باسوادها زیاد شده است، سطح سواد و محتوای دانش متحول شده است و در سایه تكنولوژی روزآمد و توسعه رسانه ها به ویژه فضای مجازی اطلاعات فراوان و شگفت انگیز به صورت آسان در اختیار همگان قرار گرفته است. همه روزه اطلاعات گوناگونی از شرایط متفاوت ملت ها به مردم می رسد؛ كشورهای پیشرفته و ثروتمند و كشورهای فقیر از حال همدیگر با خبر می شوند.
این شرایط كه تا حدودی به خاطر سطح سواد مردم و انتظارات ملت ها و كشورهای در حال توسعه و عوامل ریز و درشت دیگر پدیده آمده، همه و همه دست در دست هم داده اند، جوانان را در مسیر فكری خود دچار حیرت و تردید ساخته و سوالات گوناگونی را در ذهن آنان پدید آورده.
بی شك، این شرایط و تحولات در هر جامعه ای و نیز كشور ایران بی تأثیر نبوده و سوالات متعددی را در ذهن مردم، به ویژه جوانان به وجود آورده است؛ چرا كشورهایی كه تا چهل سال پیش از ما عقب تر و یا همسطح ما بودند اكنون نسبت به كشور ما وضع بهتری دارند و بعضاً توسعه شگفت انگیزی داشته اند، چرا كشورهایی كه در همین منطقه حاشیه خلیج فارس بعضاً از یك استان ایران كمترند، اكنون و در ظرف سی سال اخیر جزو كشورهای پیشرفته به شمار می روند و حتی ثروت آنها بعضاً از كشورهای پیشرفته دنیا هم فراتر رفته است!!
شایان یادآوری است:
الف _ پرداختن به بعضی پرسش ها پیرامون توسعه كشور در برخی حوزه ها و اقتضائات آن نظیر اقتصاد، تجارت، صنعت و معدن، تولید و استخراج، تولیدات ناخالص، منابع و ثروت ملی، گردشگری و … خارج از مجال این نوشتار است، اما باید متخصصان و مسئولان ذی ربط به این پرسش ها بپردازند و نكات قوت را تشریح و نكات ضعف را تذكر دهند تا هم پرسش ها بی پاسخ نماند و هم مسیر توسعه كشور از هر جهت فراهم گردد.
اما هدف نگارنده این مقاله تنها پرداختن به پرسش ها در حوزه فرهنگ و دین است.
ب – رویكرد این نوشتار بیشتر انتقادی است و هدف اصلی آن آسیب شناسی مدیریت فرهنگی برای تنبه مسئولان و متولیان ذی ربط در حوزه فرهنگ و دین است، اما بیان نقطه ضعف ها در این نوشتار هرگز به معنی نادیده گرفتن نكات قوت و پیشرفت ها در حوزه توسعه و آبادانی كشور نیست
بی شك نظام جمهوری اسلامی ایران در طول سالیان گذشته پیشرفت هایی در حوزه های نظامی و امنیتی، تكنولوژی هسته ای، توسعه آبادانی و رفاه عمومی، دسترسی همگانی به خدمات دولتی، علوم زیر ساختی نظیر تكنولوژی نانو و علوم شبیه سازی و…، توسعه آموزش و ایجاد زیر ساخت های آموزشی، شكوفایی استعدادها و تولید مقالات علمی و كسب امتیازات بین المللی و… داشته است كه انصافاً درخور تقدیر و شكر گذاری است. از این رو، بیان برخی نكات در این نوشتار هرگز به معنی قدر ناشناسی و نادیده گرفتن پیشرفت ها و توفیقات نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، بلكه همان گونه كه در ابتدا بیان گردید، بیشتر هدف آگاهی بخشی و تنبه مسئولان ذی ربط و نخبگان فرهنگی است كه متأسفانه نسبت به وظایف و رسالت های خود غفلت های داشته اند
اكنون نوبت آن رسیده است كه نخبگان جامعه و متولیان دینی و فرهنگی به كنكاش و تحقیق بپردازند آیا اساساً این پرسش ها پاسخی دارد؟ و می توان به این شبهات پاسخ داد؟
به نظر نگارنده، این پرسش ها، بیش از آنكه نتیجه تحولات دنیا و جامعه باشند، نتیجه عدم پرداختن به زیرساخت های فكری آحاد مردم و جامعه است، به عبارت دیگر؛ اگر تعارف نكنیم، باید بگوییم نه تنها هیچ كار اساسی و منطقی در حوزه زیرساخت های فرهنگی در دهه های گذشته صورت نگرفته است، بلكه در مواردی خرابكاری، سوءمدیریت و اقدامات نادرست نیز متأسفانه صورت پذیرفته است! یعنی به جای آنكه نخبگان دینی و فرهنگی به اصلاح ساختار فكری جامعه بپردازند، به دلیل كم كاری اصحاب فكر و فرهنگ، متأسفانه در مواردی افراد بی سواد و نااهلان میدان دار جامعه شده اند و افكار نادرست و باورهای غلط به جامعه پمپاژ كرده اند، برنامه ها و اقدامات لحظه ای و عدم پرداختن به برنامه ریزهای حساب شده و درازمدت از جمله این موارد به شمار می رود.
به عنوان یك نمونه بعد از گذشت چهل سال از حاكمیت دینی و اسلامی و مدیریت جامعه توسط متولیان دین و مذهب، تاكنون هیچ نهادی و ارگانی به برنامه ریزی اصولی روی محتوای منابر و محافل دینی و مذهبی و مبلغان و… نپرداخته است كه مثلاً چه نوع مطالبی نباید به هیچ وجه مطرح شود و اگر فردی از این قوانین تخطی كرد با او چه نوع برخوردی باید صورت پذیرد.
به عنوان مثال وقتی یك مبلغ مذهبی در یك محفل كاملاً خصوصی حرفی می زند كه به عنوان لطیفه سر زبان ها می افتد، به جای آنكه این سخن و شرایط آن محفل مورد بررسی قرار گیرد و اگر شبهه ای در ذهن مردم شكل گرفته است، نخبگان فرهنگی و دینی برای تنویر افكار عمومی اقدامات درخور انجام دهند، اما اگر آن مبلغ مذهبی با كج فهمی و برداشت های نادرست خود از متون دینی موجب ایجاد شبهه و سوال در ذهن مردم و جامعه شده است، وظیفه دستگاه های مسئول این است كه صادقانه با وی به شدت برخورد كنند تا هم عرصه برای افراد بی سواد و نادان تنگ شود و هم جامعه اسلامی از این نوع شبهات مصون بماند.
جالب است بدانیم بعد از گذشت چهل سال از مدیریت جامعه توسط نظام دینی و اسلامی عملاً همچنان روش های سنتی بر محافل دینی جامعه حاكم است و حتی در مواردی نه تنها هیچ برنامه ریزی منطقی و اصولی در تراز یك مملكتی اسلامی كه تحت مدیریت دین و مذهب اداره می شود صورت نگرفته است، بلكه همان روش های قدیمی و بعضاً پر از اشكال و غیرمسئولانه در محافل مذهبی نظیر مساجد و تكایا جاری و ساری است!!
همین بی توجهی به زیرساخت های فكری و بی توجهی به ساماندهی جدید تبلیغات و مبلغان و فقدان برنامه ریزی منطقی و اصولی در این حوزه ها باعث شده است كه عملاً نتوانیم از همه امكانات بالقوه و بالفعل كشور و نظام اسلامی استفاده كنیم! اكنون پرسش اساسی اینجا است كه مراكزی چون دانشگاه ها، آموزش و پرورش، حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما، وزارت ارشاد و… با این همه بودجه از بیت المال مسلمین چرا وضعیت فكری و فرهنگی جامعه امروزه چندان رضایت بخش نیست؟ چرا با هر نسیمی باورهای دینی و اعتقادات مذهبی آسیب پذیر می شود؟ چه نوع اقداماتی توسط چه نهادهای باید صورت می گرفته كه انجام نشده است؟
اساساً بعد از گذشت چهل سال، چرا كار جدی و اساسی در حوزه علوم انسانی در این كشور صورت نگرفته است! به خاطر همین مدیریت های نادرست در مسائل فرهنگی است در كشوری كه نظام مدیریتی و سیاسی آن دینی است، متأسفانه همواره حوزه فرهنگ و دین و اعتقادات مذهبی آسیب پذیرتر از حوزه های دیگر است!!
شكی نیست این به هم ریختگی در حوزه فرهنگ و دین، محصول مدیریت های نادرست و بعضاً غلط و غیرعلمی و مسئولانه نهادها و مراكزی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی، پژوهشگاه های متعدد در حوزه فرهنگی و دین، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی قم، حوزه های علمیه و … است. صرف نظر از آمارها و اقدامات شكلی و ظاهری از عملكرد این دستگاه ها و نهادها آیا اساساً سازمان تبلیغات اسلامی و دفتر تبلیغات اسلامی قم به عنوان اصلی ترین متولی حوزه دین و مذهب نظارت اصولی بر محتوای مبلغان و مداحان و محافل دینی دارند؟ و یا برای اینكه چه محتوای مطرح شود و چه محتوایی مطرح نشود برنامه مدونی از سوی این نهادها تاكنون ارائه شده است؟ آیا اگر مبلغی در هر سطحی مطلب نادرست و ناصوابی در جامعه مطرح كرد، چه نهادی و چه دستگاهی مسئولیت رسیدگی و پاسخگویی را به عهده دارد؟ به عبارت دیگر؛ با توجه به تشكیل حكومت دینی و مذهبی آیا همچنان می شود گفت نظام و حكومت هیچ مسئولیتی در قبال محتوای مطرح شده توسط مبلغان دینی را ندارد؟ و اگر نظام مسئولیت دارد پس پاسخگویی به برخی مطالب سخیف و شبهه انگیز و پر از اشكالی كه توسط برخی مبلغان دینی مطرح می شود اساساً به عهده چه نهادی است؟!
متأسفانه توجیه برخی مسئولان نهادهای ذیربط در این گونه موارد این است كه منبر و مسجد و محافل مذهبی باید به همان حالت سنتی خود اداره شوند و حكومت نباید هیچ گونه دخالتی در این امور داشته باشد. صرف نظر از درستی یا نادرستی این نظریه، آیا شرایط امروز جامعه كه كشور تحت مدیریت و حاكمیت دینی قرار دارد، با شرایط گذشته قبل از انقلاب قابل مقایسه است؟ پر واضح است در شرایط فعلی هر سخنی كه از سوی اصحاب دین و متولیان محافل مذهبی مطرح شود خواسته یا ناخواسته تأثیر آن سخن مستقیم متوجه حاكمیت می شود و به عبارت دیگر؛ حاكمیت كشور در معرض سوال قرار می گیرد و باید پاسخگو باشد. لذا در این شرایط كه حاكمیت جامعه دینی است دیگر نمی شود گفت محافل دینی و مذهبی باید به صورت سنتی اداره شوند و حاكمیت نباید دخالت كند.
به عنوان نمونه دیگر در شرایط فعلی كه كشور و بلكه تمام دنیا درگیر یك معضل اجتماعی است و یك ویروس تمام زندگی مردم را تحت الشعاع قرار داده است، برخی اقدامات و رفتارهای نادرست از سوی افراد نادان و جاهل به نام دین و مذهب و یا اهتمام بیش از حد آنها به انجام بعضی اعمالی كه ماهیت استحبابی دارد و حتماً باید در شرایط مناسب انجام پذیرد، آیا وجاهت شرعی دارد؟!
سوال اساسی اینجاست چرا در مواقعی كه كشور در وضع و شرایط عادی كشور نسبت به برخی تندروی های نادرست به نام دین و مذهب و بزرگنمایی در خصوص برخی آئین های مستحبی هیچ برخورد و اقدامی از سوی متولیان و نخبگان دینی و فرهنگی صورت نمی پذیرد؟ تا آنكه در شرایط اضطراری كشور كه عملاً امكان انجام آن عمل مستحبی فراهم نیست موجی از نافرمانی های اجتماعی به نام دین ومذهب صورت نپذیرد كه گویی مردم قرار است یك امر واجب را ترك كنند. این در حالی است كه طبق موازین فقهی حتی انجام اعمال و آئین های صد در صد واجب مانند روزه، حج، امر به معرف و نهی از منكر و… منوط به شرایط خاص است و ممكن است با فقدان آن شرایط حتی در مواردی مصلحتا بنا بر تشخیص فقها یك امر واجب هم بصورت موقت قابلیت انجام را نداشته باشد.
زیرساخت ها
برای انجام یك كار درست در هر جامعه ای داشتن امكانات و تجهیزات از یك سو و بهرمندی از یك مدیریت علمی و كارآمد برای بكار گیری امكانات در مسیر درست از دیگر سو، شرط لازم است.
اگر در جامعه ای امكانات باشد، اما مدیریت و توان بهره برداری از امكانات نباشد، امكانات به تنهایی مشكلی را حل نمی كند. چنانكه سال های سال است بلكه قرن ها است كه برخی كشورها سرشار از منابع نفتی بوده اند، اما فقط در قرن اخیر از این منابع بهره برداری كرده اند. به عبارتی سال ها این كشورها روی منابع ثروت زندگی فقیرانه داشته اند ولی از وجود آن بی خبر بوده اند، چرا مثلاً سیصد سال پیش از این منابع ثروت هیچ بهربرداری صورت نگرفته است؟ چون آن زمان نیرویی كه بتواند از این امكانات این بهره برداری را بكند وجود نداشته است. دین هم همین است. حتماً باید مومنانی خردمند، اندیشور، عالم به زمان و شایسته دائم در حال تحقیق باشند و ابعاد گوناگون دین را مورد كنكاش قرار دهند مبانی را با باورها تطبیق دهند شبهات را بررسی كنند پاسخ های مستدل و منطقی به شبهات ارائه دهند و … مادام كه این تحقیق و فرایند توسط نخبگان و شایستگان صورت نبندد نمی شود از دین بهره برداری درست كرد. از این رو؛ پرواضح است، وضعیت موجود ناشی از قصورها و ناتوانمندی های مسئولان ذی ربط و مجامع نخبگانی است كه نتوانسته اند از شرایط و امكاناتی كه نظام جمهوری اسلامی فراهم آورده است به خوبی و منطقی بهره برداری كنند.
آبادی میخانه نه ز ویرانی ماست
جمعیت كفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هرعیب كه هست از مسلمانی ماست
دیگر نكته اینكه: فرهنگ و تمدن پرآوازه ایران زمین همواره در طول تاریخ زبانزد عام و خاص بوده است. آثار و منابع علمی فراوانی در تمام حوزه ها از ادبیات و فرهنگ و علوم انسانی گرفته تا فیزیك و شیمی و علوم پزشكی و همچنین مفاخر نامدار علمی و نخبگانی كه همه و همه درخشش جهانی دراین مرزوبوم داشته اند، جزو افتخارات این كشور عزیز به حساب می آیند. توجه به علم و دانش و ارزش های دینی و مذهبی یكی از ویژگی های برجسته پیشینیان این مرز و بوم بوده و هست. اما چرا در شرایط فعلی بعضاً با فرار مغزها مواجه می شویم و یا اینكه برخی ارزش ها در زمان فعلی بعضاً كمرنگ تر از گذشته است! به نظر نگارنده؛ دلیل عمده این به هم ریختگی فرهنگی نیز عدم توجه جدی به زیرساخت ها و پایه های اصولی نظام فرهنگی و دینی جامعه است. با توجه به رویكرد فرهنگی و دینی انقلاب توقع نخبگان فرهنگی و علمی نیز توجه جدی به پایه ها و زیرساخت های فرهنگی بوده و هست، اما متأسفانه این توقع تا كنون لااقل در حوزه فرهنگ و دین برآورده نشده است.
این زیرساخت ها عبارت است از:
یك – خداوند متعال در آیاتی از قرآن كریم می فرمایند:
... هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ...
... هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمَیٰ وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ...
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ
سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ ۖ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ ۖ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا
با تأمل در این آیات و آیات دیگر قرآن كریم در می یابیم كه جهان هستی محاسباتی دارد، جهان هستی هرگز بیهوده و بدون محاسبه خلق نشده است. قوانین الهی و نظام هستی و جهان بر اساس سنت های الهی، هرگز تغییر نمی كند و نظام ثابتی دارد.
نهادهای ذی ربط و نخبگان دینی و فرهنگی در خصوص مفاهیمی از این دست و قانون علیت و نظام هستی چه آموزشی به مردم و جامعه داده اند؟
از نظر فلسفه نیز جهان قانونمند است و نظام ثابتی دارد. نظام جهان به گونه ای است كه آفرینش جهان ضرورتاً باید بر اساس قانون علیت باشد. از اینجاست كه فیلسوفان می گویند از خدا برای نخستین بار، جز یك موجود مجرد، قابل آفرینش نیست! یعنی برای خدا امكان ندارد كه در نخستین آفرینش خود، دو چیز را با هم ایجاد كند! لذا همواره باید در جامعه عقلانیت از این سنخ حاكم باشد؛
در رهنمودهای ائمه اطهار هم همین هست كه بارها فرموده اند كه خداوند كارها را با اسبابش انجام می دهد.
بنابراین؛ باید این مفاهیم و عقلانیت و نظم جهان و نظام هستی را به مردم آموزش داد، زیرا اگر مردم یك جامعه ای با تحفظ بر این مفاهیم همواره خود را اهل تلاش و كوشش بداند آن جامعه موفق و پیشرو است، اما اگر برخی مفاهیم خرافی محور تفكرجامعه ای گشت و سستی و كرختی و تنبلی حاكم شد آن جامعه همواره عقب می ماند و جوامع دیگر سبقت می گیرند.
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
دو – اگر در جامعه ای مبانی ایمان و باورهای دینی توأمان با عقل و منطق درست برای مردم تبیین گردد، كه این فرایند نیز از وظایف اصلی نخبگان فرهنگی هر جامعه ای به شمارمی رود آن جامعه اهل نجات خواهد بود، اما اگر برخلاف نص قرآن كریم و مبانی اصولی دین، مردم در جامعه احساس كنند هیچ تكلیفی ندارند و خدا و پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به جای آنها كار می كنند و مردم را نجات می دهند، طبیعتاً این چنین جامعه ای موفق نخواهد بود. بنی اسرائیل به موسی گفتند تو و خدایت بروید و بجنگید، ما اینجا نشسته ایم! چنین چیزی نباید اتفاق بیفتد.
در جنگ بدر مسلمانان درست عمل كردند و پیروزجنگ هم شدند، اما در جنگ احد، برخی به وظیفه خود درست عمل نكردند، لذا مسلمانان شكست خوردند! در هردو جنگ، خدا همان خدا بود و رهبر هردو جنگ هم پیامبر خدا (ص) بود! بنابراین؛ نباید فكر كرد كه یك نفر هست و هرچه لازم باشد، انجام می دهد بدون اینكه انسان هیچ زحمتی بكشد! البته این مفاهیم و گفته ها هیچ منافاتی با توكل و توسل به خدای متعال ندارد، بلكه به قول معروف با توكل زانوی اشتر ببند، یعنی تلاش و كوشش برای بالا بردن علم و فهم و دانش و اقدامات فیزیكی و تلاش برای توانمندی و بالا بردن قدرت و ثروت در جامعه هیچ منافاتی با توكل و توسل به خدای متعال ندارد.
سه – جهان ماده هرگز از شر خالی نخواهد بود. فلاسفه موجودات جهان را به پنج قسم تقسیم می كنند؛ خیر خالص، شر خالص، خیر و شر مساوی، خیر بیشتر، شر بیشتر.
فلاسفه می گویند از حكمت خداوند دور است كه موجودی را كه سراپا شر باشد یا شر آن بیشتر از خیرش باشد، ایجاد كند. بنابراین فقط سه قسم می ماند. از این سه قسم هم خداوند موجودی كه خیر و شرش مساوی باشد، نمی آفریند، چون ارزشی ندارد. از این رو فقط دو قسم باقی می ماند؛ خدا چیزی را می آفریند كه یا خیر خالص باشد و یا خیر آن بیشتر از شرش باشد.
خیر خالص در جهان ماده پیدا نمی شود و فقط در جهان مجردات است. از این رو، در جهان ماده فقط یك نوع موجود است و آن موجودی كه خیرش بیشتر از شرش باشد. مثلاً آتش سود زیادی دارد، اما گاهی آسیب هم دارد. روی هم رفته بودنش بهتر از نبودنش است.
زیان و شر در جهان ماده اجتناب ناپذیر است، بنابراین نمی توان توقع داشت كه در جهان نه وبا باشد، نه طاعون و نه كرونا و نه بیماری های دیگر. وظیفه انسان و بشر این نیست كه تسلیم نشود، بلكه وظیفه انسان آن است كه مبارزه كند تا زنده بماند. آتش سود دارد، اما گاهی باعث آتش سوزی می شود لذا وظیفه انسان این است كه مواظب باشد چنین اتفاقی رخ ندهد! اگر هم رخ داد، باید به مبارزه با آن برخیزد نه اینكه بنشیند و فقط دعا بخواند. بدیهی است؛ هر مسلمان مؤمنی در هنگام مبارزه حق دارد از خداوند متعال یاری بجوید و با دعا و نیایش و توسل به اهل بیت برای پیروزی خدا بكوشد.
از این رو؛ نباید انتظار داشت كه شر وجود نداشته باشد، اما انسان باید آماده باشد دچار شر نشود و اگر شر رخ داد، استقامت كند و با آن مبارزه كند. برای همین است كه همواره سخت كوشی و مبارزه در هر عصر و زمان یك امر مقدس تلقی شده و مورد توصیه همه مصلحان و نخبگان بوده است.
چهار –عقلانیت در دوران خاتمیت یعنی اینكه پس از ختم نبوت باید تمام توجه بشر به پاسداری از عقلانیت باشد و فضا برای خرافه تنگ شود. چون انسان رو به تكامل پیش می رود و هوش و آگاهی آیندگان بیشتر می شود. هر روز اسرار جدیدی از كائنات كشف می شود و هر روز نكته های جدیدی را می آموزد. این انسان در آینده به دنبال عقلانیت خواهد بود. از این رو، اسلام اساس خود را بر عقلانیت گذاشت. در قرآن تمام تأكیدها بر روی عقل و علم است. زیرا دین با گذشت زمان كهنه نخواهد شد، اما اگر عقلانیت را پاس نداریم و دچار خرافه شویم، به دین و مكتب خیانت شده است. چرا كه خرافه نمی تواند جاودانه باشد و سرانجام شكست می خورد. آنچه می ماند انسان است و عقلانیت و درست اندیشی.
خلاصه و نتیجه:
1- زیر ساخت های فرهنگی و دینی باید همواره مورد توجه و اهتمام جدی متولیان و مسئولان ذی ربط قرار گیرد و محور آموزش ها و تبلیغات دینی باید اهتمام به همین زیر ساخت ها باشد و اكیداً از هرگونه رفتار و گفتار خرافی در هر سطحی در جامعه پرهیز شود.
2- نهادهای ذی ربط حاكمیتی باید برای مقابله با هرگونه خرافه گرایی برنامه ریزی مدون و قوانین متقن و راهبردهای اساسی تدوین كنند تا عملاً عرصه برای افرادی نااهل و نادان كه سلامت روحی جامعه را به خطر می اندازند تنگ شود.
3- فرهنگ غالب در كشور باید به گونه ای باشد كه محور و اساس رفتار انسان ها در هر زمانی به ویژه در شرایط بحرانی منطبق با عقل و منطق باشد و از هرگونه اقدام احساسی و غیر منطقی نیز باید همواره پرهیز شود.
4- رفتارهای دینی و آئین های مذهبی همواره باید عیناً مطابق دستور شرع مقدس باشد و حدود دستورات مستحبی و اوامر واجب باید رعایت شود یعنی اعتبار و ارزش هر عملی باید محدود به اهمیت و ارزش واقعی آن عمل مطابق با دستور شارع باشد و هرگز دستورات مستحبی جای اوامر واجب را نگیرد.