
خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال 1371 تا 1376، هر شب منتشر می شود. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال 58 تا 71 در سرویس تاریخ «انتخاب» منتشر شده بود.
سرویس تاریخ «انتخاب»: متن كامل خاطرات 71 تا 76 (كه به صورت اختصاصی در «انتخاب» منتشر می شود) در زیر آمده است
سال 1371
در خانه بودم. به استراحت و مطالعه گذشت. خانم (منیره) گرجى آمد. براى جلوگیرى از تعویض مدیر مدرسه اش استمداد كرد. به وزیر گفتم كه عزل اش نكنند.
سال 1372
(آقای سید ابوالفضل موسوی تبریزی)، دادستان كل كشور آمد. گزارش كامل داد و براى توسعه مهدكودك هاى كودكان بى سرپرست كه سرپرستانشان در زندان اند، كمك خواست.
(آقای مهدی كرباسیان)، رییس سازمان تأمین اجتماعى آمد. گزارش درآمد و هزینه ها و سرمایه گذارى را داد و براى اصلاح ساختار ادارى و... استمداد كرد. عباس، فرزند آقای موحدى كرمانى آمد. مقدارى از خانواده شان احوال پرسى كردم. در كار صادرات و واردات است. براى تأسیس مركزى در جزیره خارك، براى جمع آورى نفت هاى مخلوط به آب كه در شستن كشتى ها به دست مى آید، كمك خواست.
دكتر هاشمى(گلپایگانی) براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى و دكتر (حسن) حبیبى، (معاون اول رییس جمهور)، براى امور جارى آمدند. ظهر مهدى و محسن آمدند. عصر آقاى نوربخش، (وزیر امور اقتصادی و دارایی) همراه با معاونش آقای (پرویز) داودى آمد. توضیحاتى دربارة طرح هاى تحقیقات اقتصادى دادند. این طرح ها را با همكارى دانشگاه ها در دست تحقیق دارند.
آقاى (غلامرضا) فروزش، (وزیر جهاد سازندگی) آمد و براى كسب روشن شدن وضع اش در كابینه آینده، به نحوى سئوال كرد؛ راضى رفت. از كسانى كه مخالفت بی جا دارند، شكایت داشت.
دكتر (رضا) ملك زاده، (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكی) آمد. ایشان هم دربارة كابینه آینده سئوال داشت و براى پرداختن به كارهاى علمى اظهار تمایل نمود. (آقای عبدالله نوری)، وزیر كشور آمد. گزارش كامل ترى از انتخابات ارایه داد و دربارة آینده و برنامه دوم مذاكره كردیم. شب در دفترم ماندم.
سال 1373
(آقای منیر تلحوق)، سفیر جدید لبنان براى تقدیم استوارنامه و (آقای هرنان كالكوریان)، سفیر ونزوئلا براى خداحافظى آمدند. آقاى (علی محمد) بشارتى، (وزیر كشور) آمد. براى معرفى استاندار كرمان و تهران توافق گرفت. آقاى (محمدرضا) نعمت زاده، (وزیر صنایع) آمد. براى حل مشكلات ارزى صنعت استمداد كرد. براى تقویت صنایع تبدیلى سیب زمینى تأكید كردم.
مهدى از آلمان تلفن كرد كه امیرعبدالله، ولیعهد عربستان سعودى، درخواست كرده كه در مغرب به ملاقات او برود و خیلى اصرار دارد؛ اجازه دادم همراه آقاى موسویان، سفیرمان در آلمان برود.
عصر در جلسه هیأت دولت، بحث قیمت ارز آزاد را داشتیم. قرار شد سیاست پایین آوردن نرخ ارز را ادامه دهیم؛ روزانه مبلغى از قیمت ارزهاى خارجى كم و ریال تقویت شود.
شب آیت الله خامنه اى میهمانم بودند. دربارة مسأله ارز اعتبارات خارجى، فروش سلاح به یمن و سوریه و پاكستان و مسایل نماز جمعه صحبت كردیم. شب در دفترم ماندم بعد از ساعت دوازده خوابیدم.
آقاى (علی نقی) خاموشى، (رییس اتاق بازرگانی)، تلفنى اجازه گرفت كه مطابق برنامه، هیأت اتاق بازرگانى به انگلستان برود. بعد آقاى (سیدمحمود) واعظى، (معاون اروپا و آمریكای وزارت امور خارجه)، تلفنى گفت، بهتر است به خاطر موضع خصومت آمیز (جان میجر)، نخست وزیر و وزیر امورخارجه انگلیس در اجتماع سران هفت كشور صنعتی جهان در ایتالیا، انجام این سفر به عنوان اعتراض، به تأخیر بیفتد؛ پذیرفتم.
سال 1374
آقای (سیداسماعیل) داودی(شمسی)، نماینده اردكان و میبد آمد. از پیشرفت ها و عمران منطقه و كارهای زیربنایی تشكر كرد و گفت، برای مردم منطقه اش خواسته قابل توجهی نمانده؛ برای یك مجتمع فرهنگی كمك گرفت و خبر عوض شدن هیأت رییسه كمیسیون برنامه و بودجه مجلس را داد كه عجیب است.
آقای (اسماعیل) جبارزاده، نماینده تبریز آمد. از سفرم و توجهات دولت به آذربایجان تشكر كرد و از احتمال تعویض استاندار، اظهار نگرانی نمود؛ گفتم چنین قصدی نیست. از صداوسیما به خاطر حذف اخبار تُركی از تلویزیون گله كرد و خواست كه به (آقای محسن مجتهد شبستری)، امام جمعه جدید تذكر داده شود كه گرایش خطی نداشته باشد.
(آقای رسول پورزمان)، نماینده نقده آمد. تقاضا برای تسریع در گازرسانی داشت. (آقای معروف صمدی)، نماینده سنندج آمد. بر تقویت (آقای محمدرضا رحیمی)، استاندار، تأكید داشت كه توانسته مردم را راضی كند و تقاضای سرعت بیشتر در سازندگی منطقه داشت. برای تعمیر مسجد جامع كمك خواست و سفرم به كردستان را. (آقای محمدرضا بهمئی)، نماینده رامهرمز آمد. از مشكلات انتخابات اظهار نگرانی داشت و برای عمران بیشتر منطقه استمداد كرد.
اولین جلسه شورای عالی كشاورزی تشكیل شد. جهادسازندگی و كشاورزی در دبیرخانه اختلاف نظر دارند. قرار شد برای تبدیل آبیاری ثقلی (= سطحی) و دیمزارها به آبیاری تحت فشار، اقدام وسیعی بكنیم. قرار است، امسال در سیصدهزار هكتار عمل شود. عصر شورای اقتصاد جلسه با چند مصوبه داشت. آقای فلاحیان، (وزیر اطلاعات) آمد و برای سفر به روسیه، در مورد مسایل مختلف كسب نظر كرد.
سال 1375
مسئولان سازمان تأمین اجتماعى آمدند. دكتر (علیرضا) مرندى، (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكی) و آقاى (مهدی) كرباسیان، (رییس سازمان تأمین اجتماعی)، گزارش كار دادند. من هم دربارة اهمیت و ضرورت بیمه ها و ارزش خدمات سازمان تأمین اجتماعى صحبت كردم. (آقای سام ساوات لینگ سواد)، وزیر امورخارجه لائوس آمد. صحبت ها دربارة شروع همكارى بود. اولین سفر در چنین سطحى از لائوس بعد از انقلاب است؛ با اینكه نظرات مشترك مان زیاد است؛ وضعی شبیه ویتنام دارند. با رژیم كمونیستى، به سوى اقتصاد آزاد در حركت اند.
آقاى (علی) رازینى، رییس كل دادگسترى تهران آمد. براى رفاه كارمندان و امكانات ادارى استمداد كرد و توضیحاتى از خدمات اصلاحى و كار قضا داد. من در خصوص جلوگیرى از آلوده شدن قضا به سیاست نصیحت كردم؛ همان گونه كه در انتخابات پیش آمد و جلوگیرى از افراط در تبلیغات، مثل آنچه در پرونده اختلاس از بانك صادرات بود. اخوى محمد، (معاون اجرایی رییس جمهور) براى امور جارى آمد. اخوى احمد آمد و براى ادامه تحصیل در دوره دكتری در هلند اجازه گرفت.
سال 1376
مدیران اصناف و مجامع و اتحادیه هـا و شـوراهاى اسـلامى اصـناف آمدنـد. آقـاى (یحیـی) آل اسحاق، (وزیر بازرگانی) گزارش داد. لوح سپاس و قالى نفیسى كه آیات فراوان قرآنـی در آن بافته شده تقـدیم كردنـد. بـه آقـاى (منـصور موسـوی )خلیـق، (مـدیركل صـادرات و واردات وزارت بازرگانی) نشان (خدمت) دادم و از كمك های اصناف به مبارزه و انقـلاب صحبت كردم و از آنها خواستم كه سیستم توزیع را اصلاح و مدرن كنند.
آقاى میرزاده ،(رییس سازمان برنامه و بودجه) و همكاران آمدند. گزارش بررسـى برنامـه اقتصاد بدون اتكا به صادرات نفت خام و ایران 1400 را آوردند. قرار شد در دولت مطـرح شود.
آقاى (علی) آقامحمدی آمد. راجـع بـه فقرزدایـى و ایـران 1400 صـحبت كـرد و از مـن خواست كه كمك كنم، بـراى اینكـه كابینـه خـوب و مـؤثرى تـشكیل شـود و بـراى ادامـه تحصیل كمك خواست. آقاسیدعلى محقق داماد آمد. وضع كـسالت خـود را توضـیح داد.امیدوار است و براى تكمیل بیمارستانش استمداد كرد. از وضع بیمـه درمـانى و فـساد ادارى انتقاد داشت.
آقاى محمدى از (وزارت) اطلاعات آمد. گزارش هایى از وضع فكـرى و برنامـه هـاى دو خــط و دو جریــان بعــد از انتخابــات و وضــع وزارت داد و از تغییــر نامناســب در وزارت اظهـارات نگرانـى كـرد. عـصر آقـاى (غلامحـسین) كرباسـچى (شـهردار تهـران) آمــد. از پیامدهاى پیگیری دادگـاهى شـدن كارهـاى شـهردارى و بـرج سـازى اظهـار نگرانى كـرد و توضیحاتى دربارة كابینه آینده داد و از من براى حل مشكل شهردارى استمداد كرد.
به تالار وحدت رفتیم ؛ براى جشن سینماگران و برنامه تقدیم لوح سپاس و تندیس جامعـه سینماگر به من. سخنرانى مفصلى درباره اهمیت تكالیف سینماگران داشتم.
به منزل فاطى رفتم . هنوز درد دارد و كم كم روشن مى شود كه آپاندیس آسـیبى نداشـته و عمل جراحى بی مورد بوده است؛ بیشتر نشانه ها از شن كلیه خبر مى دهد.