دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

برای تغسیل هفت نفر آمد اما ماندگار شد
 

یك غساله می گوید: ابتدا به نیت تغسیل هفت نفر آمدم كه به نظرم شغلی قشنگ و آرامبخش آمد و 10 سال است كه پابند شده ام.

به گزارش گیلانستان، یكی از مشاغلی كه علی رغم تاثیرگذاری بسیار در جامعه، اما در تقویم روزی به نام آن و قدردانی از شاغلان این عرصه ثبت نشده، «غسالی» است. برای گفت وگو با غسالان شاغل در آرامستان شهرداری رشت، راهی باغِ رضوان شدم. باغِ رضوانی كه بر خلاف معنایش ناخودآگاه غم تلخ فراق عزیزی را یادآور می شود و یا مرگ را جلوی چشمان مان می آورد.

در مسیر به سوالات گوناگون فكر می كردم. مهمترین مورد این بود كه چرا نگاه مان به مرگ با ترس، وحشت و غم همراه است؟! چرا از دیدگاه اجتماعی شغل غسالی هنوز كه هنوز به عنوان یك شغل شریف مورد پذیرش عموم قرار نگرفته است؟!

زمانی كه رسیدم علی رغم هماهنگی های از پیش به عمل آمده برای مصاحبه تصویری، متاسفانه بنابر دلایلی شرایط انجام مصاحبه تصویری فراهم نشد و حتی از 6 بزرگوار شاغل در بخش غسالخانه فقط دو نفر حاضر به مصاحبه شدند كه برای حفظ احترام، اصرار بیش از این جایز نبود.

وقتی به جلوی ساختمان «عروجیان» محل تغسیل متوفیان رسیدم، آمبولانس منتظر بود تا فرد متوفی را به محل تدفینش انتقال دهد؛ به علت اینكه غسالان مشغول تغسیل چند متوفی بودند باید مدتی را منتظر می ماندم به همین دلیل به دفتری كه مقابل ساختمان عروجیان بود، رفتم.



مرگ را به عنوان یك واقعیت می پذیریم

الهام روشن ضمیر، مسئول ناظر نیروهای شركتی شاغل در مجموعه آرامستان شهرداری رشت، در بدو ورودم می گوید تا قبل از اینكه كار همكاران در بخش غسالخانه تمام شود و بیایند، چای می خورید؟ كه با تشكر كردنم می خندد و می گوید "نترس اینجا همه چیز ضدعفونی شده".

همین گفت وگوی مختصر باعث شد راحت تر بپرسم «كار كردن برای شما به عنوان یك خانم جوان در چنین مجموعه ای سخت نیست؟» گفت: پنج سال قبل كه تازه وارد این مجموعه شده بودم، سعی می كردم سمت ساختمان عروجیان نروم و حتی اگه تدفینی در مجموعه انجام می شد مسیر عبورم را عوض می كردم كه چشمم به متوفی نخورد، اوایل از همكاران فاصله می گرفتم یا اصلا با خانم های غساله دست نمی دادم و همه هم از ترسم مطلع بودند؛ اما الان ترس اولیه را ندارم ولی همچنان حضور در ساختمان عروجیان برایم سخت است و نمی روم.

وی در پاسخ به این سوال «آیا اینكه ترس اولیه را ندارید یعنی پس از مدتی حضور در چنین فضایی شرایط برای شما عادی شده و ترس از مرگ و میت وجود ندارد؟» گفت: شرایط برای ما پرسنلی كه اینجا كار می كنیم هیچ وقت عادی نمی شود چون ما هم احساسات و عاطفه داریم، هر كدام مان بارها و بارها با غصه و ناراحتی بازماندگان غصه دار شده ایم و گریه كردیم اما خداوند صبری می دهد كه تحمل شرایط را فراهم می كند و مرگ را به عنوان یك واقعیت می پذیریم. به مراتب روحیه حساسی هم پیدا كرده ایم چون هر روز میت، لباس مشكی، اشك و ناراحتی خانواده های عزیز از دست داده را شاهد هستیم.

روشن ضمیر در پاسخ به این سوال «از زمان شیوع كرونا شرایط كاری سخت تر شد؟» می گوید: ساخمان عروجیان همه روزه ضدعفونی می شود، غسالان هم از لباس های ایزوله استفاده می كنند و بعد از انجام كار، دوش می گیرند؛ علاوه بر این كل محوطه هم هر روز ضدعفونی می شود. بحمدالله در تمام این دوره كرونا هیچ یك از پرسنل غسالخانه مشكلی به لحاظ آلوده شدن برای شان پیش نیامد.

این ناظر نیروهای شركتی در آرامستان شهرداری رشت بیان كرد: همكاران ما چه در بخش تغسیل و چه در بخش تدفین انصافا از لحاظ گندزدایی، سم پاشی و ضدعفونی كردن كم نگذاشتند و همه با جان و دل كار كردند.

وی در پاسخ به سوال «عجیب ترین اتفاق این مدت چی بوده؟»، می خندد و می گوید: عجیب ترین اتفاق تماسی بود كه در اوج شیوع كرونا داشتم و از من پرسیده شد «واقعیت دارد كه مبتلایان به كرونا را دسته جمعی و با بولدزر دفن می كنند؟»؛ در حالیكه وقتی نهادها و ارگان های دیگر به صورت یك سوم در محل كارشان حاضر می شدند، ما اینجا همه روزه و بی وقفه در محل كارمان خدمات مربوط به بخش تغسیل، تدفین، ترخیص و امور اداری را ارائه می دادیم.

گفت وگوی مان به اینجا رسید كه آقا رضا یكی از غسالان كه حدودا 50 سال سن دارد، با كلاه، ماسك و لباس مخصوص برای انجام مصاحبه آمد و تاكید داشت از آنجایی كه باید به كمك همكارانش برود، گفت وگو را كوتاه كنم.

یك غسال: معنویات و توسل رمز موفقیت ماندن در این شغل است

وی در پاسخ به این سوال كه «چندسال است كه در غسالخانه كار می كنید؟ چطور این شغل را انتخاب كردید و آیا صرفا به خاطر درآمد به سراغ این حرفه آمدید؟» گفت: به مدت پنج سال است كه در غسالخانه كار می كنم؛ قبل از هر چیزی كسی كه سراغ این شغل می آید معنویاتش را در نظر می گیرد، مطمئن باشید هیچكس بخاطر مادیات سراغ این شغل نمی آید.

وی افزود: كسی كه می پذیرد شغل غسالی را انتخاب كند، باید شرایط خاصی داشته باشد؛ خصوصا با شیوع كرونا كه شرایط سخت تر شده اگر به یك فرد 100 میلیون تومان هم بدهند تا جنازه عزیزش را غسل و كفن كند، حاضر به كار در چنین مجموعه ای نمی شود!

آقا رضا در پاسخ به این سوال كه «شغل سختی دارید؟»، با قرائت آیه "إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ"، می گوید: معنویات و توسل رمز موفقیت ماندن در این شغل است، خداوند همانطور كه وعده داده صبر لازم برای ماندن در این شغل را هم به بندگانش می دهد.

این غسال در خصوص شرایط كاری همزمان با شیوع كرونا گفت: اوایل همزمان با شیوع كرونا و حساسیت انتقالی كه این ویروس دارد آمادگی لازم را نداشتیم درست مانند اوایل جنگ تحمیلی؛ نمی دانستیم چگونه باید عمل كنیم كه پس از مدتی دستورالعمل های بهداشتی لازم ابلاغ و طبق الگویی كه از سوی كارشناسان بهداشت ارائه شد، شست وشوها هم انجام گرفت.

آقا رضا كه دو فرزند دارد در پاسخ به این سوال كه «دیدگاه اطرافیان به شغل شما چیست؟» تصریح كرد: به غیر از همسرم دیگر كسی نمی داند كه شغل من چیست!

به گفت وگو با این غسال شریف به همینجا بسنده می كنم و از آنجایی كه هنوز كار غساله های خانم تمام نشده؛ همراه خانم روشن ضمیر راهی قطعات 20 و 21 باغ رضوان كه محل تدفین مبتلایان كروناست، می شویم. با نگاهی ساده قبور پزشك، پرستار، پیشكسوت ورزشی، خانم باردار 18 ساله، بازاریان سرشناس و پیر و جوان هایی به چشم می خورد كه ناخواسته و ندانسته تسلیم جبر ویروسی موذی به نام كووید19 شدند!









وقتی برگشتیم ساعت كاری پایان یافته بود، به ساختمان عروجیان رسیدیم یكی از غساله های خانم راضی به مصاحبه نشد اما سرانجام زهرا محمدی كه آماده رفتن بود و حدودا 10 سال هم سابقه فعالیت در غسالخانه را دارد با قول یك مصاحبه مختصر، پذیرفت تا گفت وگوی كوتاه داشته باشیم.

یك غساله: شغل قشنگ و آرامشبخشی دارم

این غساله در پاسخ به این سوال كه «چطور شد غساله بودن را انتخاب كردید؟»، اظهار كرد: ابتدا به نیت تغسیل 7 نفر آمدم كه بنابر علاقمندی پابند شدم، برایم شغلی قشنگ و آرامبخشی بنظر آمد.

وی در پاسخ به این سوال كه «نیاز مالی شما را به این شغل رساند؟» با لبخند می گوید: نه اصلا بحث نیاز مالی نبود.

با تردید و مكث می پرسم «می توانم بدانم شغل همسرتان چیست و چند فرزند دارید؟» در عین اینكه به مسیر خروج می نگرد خنده ای می كند كه هر آن منتظر بودم تا جمله معروف "امان از دست شما خبرنگاران" را بشنوم، اما صبورانه می گوید: یك دختر 16 ساله دارم و همسرم هم زرگری دارد.   

وی در پاسخ به این سوال «اگر می شود بیشتر از قشنگی های این شغل می گویید؟» گفت: خب قشنگی به این معنا نیست كه این شغل تاثیرات عصبی، فشار كاری و روحی ندارد، بلكه با توجه به اینكه مرگ به نوعی آخرین مرحله حیات دنیوی است را راحت تر می پذیریم و هر تعلقات و دلبستگی هایی كه شاید مرگ را سخت می كند؛ كمتر می شود و آرامشی كه من از شغلم می گیرم به مراتب بیشتر از فشار كاری و روحی آن است.

محمدی در پاسخ به این سوال «اطرافیان و اقوام با شغل شما مشكلی ندارند و چالشی در ارتباطات شما ایجاد نشده؟» گفت: اطرفیان و خانواده من همه می دانند من شغلم چیست و براساس شناختی كه از من دارند، در ارتباطاتم هم مشكلی پیش نیامده؛ اتفاقا همواره همه جا هم با افتخار می گویم كه غساله هستم و در غسالخانه كار می كنم.

وی در پاسخ به اینكه «در هنگام تغسیل چه چیزی آرام تان می كند؟»، می گوید: وقتی كه برای متوفی دعا می خوانم.

این غساله در پاسخ به این سوال «انجام كدام تغسیل ها برای تان سخت می شود؟» گفت: وقتی متوفی همسن و سال دخترم باشد، عمیقا ناراحت می شوم و غصه می خورم و اشك می ریزم.

محمدی در پاسخ به این سوال كه «اگر امكانش هست در خصوص تغسیل یكی از غساله های بزرگوار كه همكاری مشترك داشتید می فرمایید»، گفت: این همكار بزرگوارمان از باسابقه های مجموعه بودند كه شاید بیش از 1000 تغسیل انجام داده اند، متاسفانه سه ماه پس از بازنشستگی بر اثر سانحه تصادف جانباختند؛ خب قطعا سخت ترین و دردناكترین تغسیل ها بود چون ما در بازه زمانی 10 ساله همكاری مشترك داشتیم.

به عنوان آخرین سوال می پرسم «ارتباط شما با خدا ویژه است؟» كه می خندد با اشاره ابرو می گوید: نمی دانم این سوال را باید از خدا پرسید! البته از زمانی كه وارد غسالخانه شدم ارتباطم با خدا بیشتر شده چون دریافتم كه از تولد تا مرگ فاصله ای نیست.

علت ترس از مرگ را باید در خودمان جستجو كنیم! چون همه ما مسافران یك اتوبوس با مسیری واحد و ایستگاه های متفاوت هستیم و همانطور كه از یك مبدا سوار شده ایم در نهایت بالاخره در مقصدی مشخص و از پیش تعیین شده هم پیاده می شویم؛ پس ترس برخی از ما از مرگ یا شغلی مانند غسالی به چه علت است؟!

انتهای پیام/ایسنا print
منبع خبر:
گیلانستان
   تاریخ: ۱۸:۴۳ - ۰۷/۱۰/۱۳۹۹   بازدید: ۷۶

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *