مروری بر اولین اختلاس تاریخ معاصر ایران
|
|
|
|
|
آلمانیها عموما در تاریخ ایران چهره نامطلوبی نداشته اند. اما اداره بانك ملی توسط آنها باعث شده است تا ریاست این بانك یعنی كورت لیندن بلات با همدستی تیمورتاش به اختلاس از این بانك بپردازد.
|
|
|
مروری بر اولین اختلاس تاریخ معاصر ایرانبه گزارش مشرق، سابقه تاسیس بانك در ایران به زمان مظفرالدین شاه قاجار برمی گردد. در آن زمان حاج محمدحسن امین الضرب اصفهانی پیشنهادی مبنی بر تاسیس بانك به پادشاه قاجار داده بود، كه البته به جایی نرسید. اما چند سال بعد، انگلیسیها با نفوذ و قدرتی كه بر روی دربار و سیاسیون ایرانی داشتند موفق به كسب امتیاز تاسیس و اداره بانك شاهنشاهی از حكومت قاجار شدند و بدین ترتیب نبض امورات مالی و استقراضی ایران را در اختیار خود قرار دادند.
روسها نیز برای اینكه از قافله عقب نمانند امتیاز مشابهی را دریافت نموده و بانك استقراضی ایران و روس را ایجاد كردند.
تا پایان حكومت قاجار این دو بانك تنها موسسات و شركتهای بانكی حاضر در ایران بودند و اموراتی نظیر انتشار اسكناس(بانك شاهنشاهی) و پرداخت وام(هر دو بانك) و ... را انجام می دانند. اما در زمان پهلوی اول چند بانك دیگر نیز شكل گرفت كه مهمترین آنها بانك ملی ایران بود كه با كمك آلمانیها ایجاد شد و تا چندین سال توسط آنها اداره می شد. اما پس از مدتی رئیس، معاون و برخی كارمندان این بانك به جرم اختلاس مورد محاكمه قرار گرفتند و اخراج شدند. این مقاله در پی بررسی این موضوع بوده و سعی خواهد داشت تا كم و كیف این واقعه را مورد كاوش قرار دهد.
آلمانیها و تاسیس بانك ملی ایران
در اواخر دوران قاجار و دوران حكومت رضاشاه پهلوی، حكومت ایران به دنبال وارد كردن كشوری ثالث(در مقابل روسیه و انگلستان) در امورات اقتصادی و مالی ایران و استفاده از ظرفیتهای آن برای پیشرفت و توسعه ایران شد. این كشور در ابتدا آمریكا بود و در این زمان میلسپوی آمریكایی برای سر و سامان دادن به امورات مالی ایرانیان وارد این كشور شد. اما میلسپو پس از چند دوره حضور در ایران، نهایتا و به دلایل متعددی ایران را ترك كرد. در نتیجه حكومت ایران تصمیم گرفت تا از آلمانیها در سیستم مالی و اقتصادی ایران استفاده نماید. در این زمان، آلمانیها نیز به دنبال همكاری با كشورهای شرقی، به خصوص ایران بودند. آلمانیها این كار را به خاطر منافع آلمان در سرزمینهای شرقی و توسعه نفوذ و قدرت خود در این كشورها و افزایش میزان تجارت و سرمایه گذاری خارجی خود انجام می دادند.1
فاصله بین سالهای 1305 تا 1309 را می توان دوره گسترش روابط ایران و آلمان دانست. همین دوره مصادف با عدم تمدید قرارداد مستشاران آمریكایی بود و همین مسئله باعث شده تا دو نفر آلمانی(یك كارشناس مالی به نام دكتر شینوید و یك كارشناس بانكی به نام لیندن بلات) به استخدام دولت ایران درآیند.2 در این میان آلمانیها در حوزه های مختلف از قبیل راه آهن و حمل نقل، خطوط هوایی و ... با ایرانیان همكاری كردند و قراردادهایی در این زمینه و سایر زمینه های اقتصادی و صنعتی بین ایران و اتباع آلمان منعقد گردید. یكی دیگر از حوزه هایی كه از متخصصین آلمانی در اصلاح و مدیریت آن استفاده گردید حوزه بانكداری بود.
بر این اساس در سال 1308 یكی از اتباع آلمانی به ریاست دیوان محاسبات منصوب گردید و یكی دیگر از اتباع این كشور به سمت مدیر امور مالی با اختیارات تام انتخاب شد. همچنین در ایجاد وزارت تازه تاسیس مالیه از آلمانیها استفاده بسیاری شد.3 اما تاسیس و مدیریت بانك ملی ایران یكی از عمده ترین پروژه های همكاری ایرانیان با آلمانیها بود. پس از تصویب قانون تاسیس این بانك و تایید آن توسط رضاشاه، كورت لیندن بلات4 آلمانی به عنوان رئیس این بانك و شش كارشناس آلمانی برای مشاورت و كمك در تاسیس و مدیریت آن انتخاب گردیدند. گروه دیگری از كارشناسان آلمانی هم سرپرستی سایر بخشهای اداری و شعب آن در سایر شهرها و استانهای ایران را بر عهده گرفتند.5
آلمانی ها و تخلفات مالی
آلمانیها عموما در تاریخ ایران چهره نامطلوبی نداشته اند. اما اداره بانك ملی توسط آنها باعث شده است تا ریاست این بانك یعنی كورت لیندن بلات با همدستی تیمورتاش به اختلاس از این بانك بپردازد. پس از این اتفاق بلات و معاونش به بیروت فرار كردند. معاونش(فوگل) در آنجا خودكشی كرد، اما بلات به ایران برگردانده شد و مورد محاكمه قرار گرفت و به حبس و جریمه محكوم گردید. مروری بر اولین اختلاس تاریخ معاصر ایران
جلسه كورت لیندن بلات رئیس آلمانی بانك ملی ایران با اعضای اطاق تجارت ایران
لیندن بلات به هجده ماه حبس و پرداخت هفت هزار لیره انگلیس محكوم گردید. در نهایت، پس از سپری نمودنِ مدّتی در زندان، طبق رایزنیهای انجام شده، شصت و سه هزار تومان به بانك ملّی ایران پرداخت كرد و به كشور خود بازگشت. تیمورتاش نیز كه پس از این واقعه و به دلایل سیاسی - اقتصادی عدیده، مورد غضب رضاشاه قرار گرفته بود، دستگیر گردید و به زندان انداخته شد و نهایتا در زندان قصر كشته شد. پس از این وقایع یك آلمانی دیگر به نام ''هورست'' به ریاست بانك ملی انتخاب گردید. اما وی نیز پس از مدتی جای خود را به اولین مدیركل ایرانی بانك ملّی ایران یعنی امیرخسروی داد.6
واكنش حكومت
در واقع در سال 13011 به رضاشاه گزارشهایی مبنی بر تخلف كارمندان و روسای بانك ملی ایران رسید و وی گروهی را برای تفحص و تحقیق درباره این موضوع به بانك فرستاد. مهدی قلی خان هدایت مخبرالسلطنه نخست وزیر وقت در كتاب «خاطرات و خطرات» خود به خوبی به تشریح این واقعه پرداخته و گفته است:
حسینقلی خان نواب، تخلفاتی در بانك كشف كرد، به عرض رسانید معلوم شد معاملاتی بدون وثیقه كافی انجام شده و خساراتی وارد آمده است. لیندن بلات رئیس بانك زیاد مقید به رعایت نظریات هیات نظارت نبوده است و شاید متكی به تیمورتاش. در هرحال اختلاساتی مسلم شد. لیندن بلات به خیال گریز است به بهانه مرض و معالجه، با اجازه مسافرت می كند. فوگل نایب رئیس چاره را در فرار می بیند. شاه شخصا به بانك رفته و طلای وثیقه را بازدید می كند، نقص نداشته است. فوگل(ناگهان) مفقودالاثر می شود، آیرم در گاراژها معلوم می كند كه دندان ساز آلمانی به دعوتی به بغداد رفته است. تفحص می كند، هیچ جا او را در اتومبیل نمی یابند. بعدها كاشف به عمل آمد كه در صندوق پشت اتومبیل پنهان بوده است به این تدبیر از سرحد می گذرد، در بغداد معطل نشده، به بیروت می رود. حال هفتاد نفر آلمانی در بانك مستخدمند. دولت فوگل را از حكومت شام می خواهد ناچار انتحار می كند. 7
دسیسه انگلستان؛ آری یا خیر؟
اما با وجود این ادعاها برخی صحت اختلاس را انكار می كنند و آنرا به دسیسه های انگلستان و بانك شاهنشاهی نسبت می دهند. در واقع در زمان تاسیس بانك ملی ایران، رقابت بین این بانك و بانك شاهنشاهی بسیار شدت گرفته بود و عموما انگلیسیها كه امتیاز بانك شاهنشاهی را در اختیار داشتند با تاسیس و ادامه كار بانك ملی مخالفت می كردند. نهایتا كار به جایی رسید كه تیمورتاش با همكاری مسئولین بانك و شخص لیندن بلات، لایحه نظارت بر اسعار خارجی را تصویب كرد و با این كار، كنترل بانك شاهنشاهی بر معاملات ارزی برای همیشه از بین رفت.8
همین مسئله باعث شده است تا عده ای اتهام اختلاس را بی اساس دانسته و آن را ساخته و پرداخته نیروهای انگلیسی بدانند. شخص لیندن بلات نیز در زمان اوج انتقادات به شیوه مدیریتی خویش، به این مسئله اشاره كرده و گفته است كه: «دشمنیهای دولت اعلیحضرت پادشاه بریتانیا و خودداری دو نهاد انگلیسی، به ویژه بانك شاهنشاهی ایران، از همكاری با بانك ملی نقش مهمّی در ناكامی وی داشت.»9
اما با تمام این تفاسیر، به نظر می رسد كه فساد و اختلاس مالی وجود داشته است. به رغم این موضوع، برخی از افراد نظیر تقی زاده وزیر مالیه وقت و مخبرالسلطنه هدایت نخست وزیر وقت برای خنثی كردن اثرات منفی این واقعه و جلوگیری از تاثیرگذاری آن بر مناسبات ایران و آلمان، تلاش فراوانی كرده و سعی در خواباندن این ماجرا داشتند. نهایتا همین مساله باعث شده است تا رئیس بعدی بانك نیز از میان اتباع آلمان انتخاب شود. البته دوران ریاست ''هورست'' چندان دوامی نیاورد و وی جای خود را به امیرخسروی یعنی اولین رئیس بومی بانك ملی ایران داد.
بدین ترتیب این مرحله از همكاری ایرانیان و آلمانیها به صورتی نه چندان مطلوب خاتمه یافت. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و درخواست آنها از دولت مبنی بر اخراج آلمانیهای مقیم ایران(كسانی كه در صنایع، كارخانجات و موسسات ایرانی مستشاری می كردند)، صحنه سیاست و اقتصاد ایران از وجود آلمانیها خالی شد و جای آن را سایر كشورهای غربی و مهمتر از همه ایالات متحده آمریكا گرفت.
نتیجه گیری
در دروان پهلوی اول نخستین جرقه های جدی همكاری فی مابین ایرانیان و آلمانیها زده شد و اتباع آلمان در مسئولیتهای مالی و اقتصادی حكومت رضاشاه گمارده شدند. مسئولیتهایی نظیر ریاست دیوان محاسبات، مساعدت در تاسیس و راه اندازی وزارت مالیه و تاسیس و مدیریت بانك ملی ایران از مهمترین موارد همكاری بین ایرانیان و آلمانیها در این دوره بود. اما عاقبت مدیریت آلمانیها در بانك ملی ایران به اتهامات مالی بر علیه آنها ختم شد و طی دادگاهی كه می توان آن را اولین دادگاه مهم اقتصادی و مالی ایران قلمداد كرد، رئیس این بانك به حبس و جریمه نقدی محكوم گردید. این اتفاقات، در كنار وقوع جنگ جهانی دوم و اشغال كشور توسط متفقین و فشار آنها مبنی بر اخراج آلمانیها از ایران، منجر به خاتمه این مرحله از همكاری آلمانیها با ایرانیان گردید. این مسئله فضا را برای ورود كشورهای ثالث از جمله ایالات متحده آمریكا به مسائل سیاسی و اقتصادی ایران فراهم كرد. مروری بر اولین اختلاس تاریخ معاصر ایران مهدی قلی هدایت ( مخبرالسلطنه ) رئیس الوزرا به اتفاق اعضای ایرانی و آلمانی هیات مدیره بانك ملی ، در روز افتتاح بانك
منابع
http://www.iichs.ir/s/3953
1.ویپرت بلوشر، سفرنامه بلوشر، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران، بی نا، 1369، ص 142.
2.علی اصغر زرگر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دوره رضا شاه، ترجمه كاوه بیات، تهران، نشر پروین، 1372، ص 225.
3.ایرج ذوقیف، ایران و قدرتهای بزرگ در جنگ جهانی دوم، تهران، پاژنگ، 1368، ص 18.
4.اسكندر دلدم، زندگی پر ماجرای رضاشاه، ج3، تهران، گلفام، بی تا، ص 767.
5.دلدم، پیشین، ص 771.
6.مهدی قلی هدایت، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، 1344، ص 321.
7.زرگر، پیشین ص 337.
8.بارل آرام،یادداشتهای سیاسی ایران، مترجم: افشار امیری، جلد 9، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1393، صص 768-769.
9.دلدم، پیشین، ص 771.
منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
|
|
|
|
|
|
|
تاریخ: ۱۶:۵۵ - ۰۱/۰۹/۱۳۹۵
بازدید: ۱۶ |
|
|
اخبار مشابه در سایر منابع خبری: |
|
|
|
|