دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

ده مقاله از هیلری پاتنم یا منتخب مقاله های فلسفی پاتنم
 
انتشارات فرهنگ نشر نو با همكاری نشر آسیم كتاب «هیلری پاتنم؛ منتخب مقاله های فلسفی» را منتشر كرد.



به گزارش كتاب نیوز به نقل از ایبنا، كتاب «هیلری پاتنم؛ منتخب مقاله های فلسفی» با تدوین كاوه لاجوردی و ترجمه گروهی از مترجمان از سوی انتشارات فرهنگ نشر نو و با همكاری نشر آسیم در 257 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 110 هزار تومان منتشر شد.

لاجوردی در مقدمه این كتاب آورده است: «بخش عمده این مجلد متشكل است از ترجمه فارسی ده مقاله فلسفی هیلری پاتنم. این مقاله ها در بازه سال های 1960 تا 1990 منتشر شده اند و به نظرم، با هر معیار معقولی، تعدادی از این مقاله ها در شمار مقاله های كلاسی فلسفه اند. مقاله ها طیف وسیعی از حوزه ها را شامل اند: فلسفه ذهن، فلسفه زبان، فلسفه علم، فلسفه ریاضیات، مابعدالطبیعه.»

وی در ادامه در معرفی پاتنم می نویسد: «هیلری پاتنم در 1926 در ایالات متحده امریكا متولد شد. از كمی بعد از تولد تا 1911 در فرانسه زندگی كرد (و در این مدت انگلیسی یاد نگرفت)، و این به سبب پروژه پدرش در ترجمه آثاری از فرانسوا رابله بود. پاتنم در 1951 در دانشكده فلسفه دانشگاه كالیفرنیا در لس آنجلس رساله دكتری اش را زیر نظر هانس رایشنباخ تمام كرد و بعد از چند سالی تحقیق و تدریس در پرینستن و جاهای دیگر، از 1965 در دانشگاه هاروارد بود. پاتنم در 2016 درگذشت و تا پایان عمر فعال و پرنویس بود، و از 2014 وبلاگ هم می نوشت.»

در جایی دیگر نیز آورده است: «خواندن این مقاله ها می بردمان به قلب بعضی از مهم ترین مباحث سنت انگلیسی - آمریكایی فلسفه در نیمه دوم قرن بیستم - در فلسفه زبان: بحث احكام تحلیلی و تألیفی، برونگرایی در معنا، معناشناسی نام های گونه های طبیعی، استدلالی فلسفه زبانی بر ضد شكاكیت؛ در فلسفه علم: جدال با پوزیتیویسم منطقی، و اقامه استدلال هایی برای این رأی كه نظریات نوعاً نه با ابطال و مثال های ناقض بلكه فقط با برآمدن نظریه های رقیب است كه بر می افتند؛ در فلسفه ذهن كاركردگرایی و نقد آن؛ در فلسفه ریاضیات: اولین ایده های ریاضیات چونان منطق وجهی؛ در مابعدالطبیعه: احیاء ذات گرایی (هم ذات گرایی ارسطویی و هم شكل های انقلابی اش)، و طغیان پاتنم بر ضد صحبت خالص مابعدالطبیعی از ضرورت و امكان. و غیر ذلك.»

وی در معرفی مقالات این مجلد می نویسد: «ده مقاله این مجلد در سه بخش می آیند: 1. فلسفه زبان (چهار مقاله)، II. فلسفه علم (چهار مقاله)، III. فلسفه ذهن (دو مقاله، و یك نقد كتاب). این تقسیم بندی نه فقط در مورد كل آثار پاتنم كه حتی در مورد مقاله های همین مجلد نیز جامع نیست و مثلا می شود بخش جداگانه ای تأسیس كرد با عنوان فلسفه ریاضیات و بخش دیگری با عنوان مابعدالطبیعه. به علاوه، مرزهای این بخش ها نیز دقیق نیست و مثلاً مقاله مشهور 1962 دست كم همان قدر كه دربردارنده بحثی است مهم در فلسفه علم، شامل بحثی مهم در مابعدالطبیعة نیز هست. غرض از این تقسیم بندی سردستی تسهیل كار خواننده ای است كه با این مقاله ها آشنایی قبلی ندارد، و احتمالاً كمك به مدرسی كه قصد دارد درسی در آثار پاتنم بگوید. این تدوینگر در ابتدای هر یك از سه بخش این مجلد دو كتابشناختی مقاله های ترجمه شده در آن بخش را آورده است، به همراه و بسیار مختصر در مورد بعضی آثار مربوط از پاتنم و دیگران. ... »

پاتنم در مقاله ای با عنوان «نگاهی دوباره به دو جزم» آورده است: «من معتقدم زمان آن فرارسیده كه نگاهی دیگر به مقاله پرآوازه كواین (1951) دو جزم تجربه گرایی بیندازیم. تحلیلی از این مقاله كه معمولاً در سمینارهای فلسفه ارائه می شود بسیار ساده است: كواین در حال حمله به تمایز تحلیلی - تألیفی بوده است. استدلال او صرفاً این بوده است كه همه تلاش ها برای تعریف این تمایز دوری اند. گمان می كنم چنین نگاهی به آنچه در آن مقاله در جریان بوده بیش از حد ساده است. (تصدیق مداوم اهمیت زیاد دو جزم نشان می دهد بسیاری از خوانندگان در سطحی از سطوح لابد متوجه اند كه اتفاق ژرف و سرنوشت سازی برای فلسفه در جریان بوده است.)

استدلال خواهم كرد چیز مهمی كه در مقاله كواین در جریان بوده از آنچه كواین و مدافعان اش (و نه فقط منتقدان اش) تصور می كرده اند نیز ظریف تر و پیچیده تر است. بعضی از استدلال های كواین متوجه یك تلقی از تحلیلیت بوده اند، بعضی متوجه تلقی ای دیگر. به علاوه، استدلال های كواین از كیفیت یكسانی برخوردار نبوده اند. یكی از تلقی های متعدد از تحلیلیت كه كواین در دو جزم تجربه گرایی بدان ها تاخته است به یكی از روایت های كانت از تحلیلیت (یعنی، اینكه حكم تحلیلی حكمی است كه سلب اش به تناقضی می انجامد)، یا به تقریری زبان شناختی از روایت كانت، نزدیك بود: جمله تحلیلی است اگر بتواند از یكی از صدق های منطق از طریق قراردادن مترادف ها به جای مترادف ها به دست آید. اجازه دهید این را تلقی زبان شناختی از تحلیلیت بنامیم. بر ضد این تلقی، استدلال كواین فقط اندكی از این فراتر می رود كه كواین نمی تواند چگونگی تعریف ترادف را تصور كند. اما كواین تلقی بسیار متفاوتی را هم بررسی می كند: تلقى صدق تحلیلی به صورت صدقی كه فارغ از هر چیز دیگری تایید می شود. من چنین ادعا خواهم كرد كه این تلقی سنتی از پیشینی بودن، یا در واقع یكی از تلقی های سنتی از پیشینی بودن، است. این تلقی، یا اقسام گوناگون اش، از روزگار مردم باستان در سرتاسر فلسفه، و در همه شاخه های مختلف فلسفه، نقشی محوری بازی كرده است. به علاوه، گمان می كنم حمله كواین به این تلقی صحیح بود. و استدلال كواین علیه این تلقی به هیچ وجه به دوری بودن تعاریف ربطی نداشت.»

وی در ادامه همین بحث می نویسد: «اگر حق با من باشد، كواین فیلسوفی است با اهمیت تاریخی. او اهمیت تاریخی دارد زیرا نخستین فیلسوف سطح بالایی بود كه هم انگاره پیشینی بودن را رد كرد و هم لااقل رؤوس كلی تصوری معقول از روش شناسی عاری از پیشینی را به دست داد. البته، اگر من اشتباه كرده باشم و چیزی چونان صدق پیشینی در كار باشد، آن وقت بی تردید دارم درباره اهمیت كواین در تاریخ فلسفه گزافه گویی می كنم.»

پاتنم در مقاله ای دیگر با عنوان «ذهن ها و ماشین ها» آورده است: «معماها و مباحث گوناگونی كه مسأله سنتی ذهن و بدن را تشكیل می دهند، سرشتی سراسر زبانی و منطقی دارند: همه آن اندك واقعیات تجربی كه شاید در این حوزه وجود داشته باشند همان قدر یك نظر را پشتیبانی می كنند كه نظر دیگر را. امید ندارم كه این ادعا را در این مقاله ثابت كنم، اما امیدوارم كه كاری در جهت معقول تركردن اش انجام دهم. مشخصاً، تلاش خواهم كرد كه نشان دهم كه همه این مباحث در ارتباط با هر سیستم محاسبه گر دارای قابلیت جواب دادن به سؤالات درباره ساختار خودش مطرح می شوند، و لذا هیچ ربطی به ماهیت منحصر به فرد (اگر منحصر به فرد باشد) تجربه انفسی انسان ندارد.»

................ هر روز با كتاب ...............
منبع خبر:
كتاب نیوز
   تاریخ: ۱۶:۵۸ - ۲۷/۰۱/۱۴۰۱   بازدید: ۷۳

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *