دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

سنگینی كفه ترازوی جمعیت ایران به نفع افغانستانی ها در آینده نزدیك / منتظر كرسی نمایندگان افغان در مجلس باشیم؟
 
اقتصاد میهن: اگرچه مهاجرت به خودی خود پدیده ای خطرناك تلقی نشده و حتی مهاجرت قانونی افراد كارآمد و دارای تخصص و مهارت كه از پشتوانه غنی فرهنگی برخوردار بوده و به قوانین كشور میزبان احترام می گذارند مفید هم قلمداد می شود، اما حضور بی ضابطه و غیرقانونی افراد فاقد دانش و مهارت و درگیر فقر فرهنگی ...

اقتصاد میهن: اگرچه مهاجرت به خودی خود پدیده ای خطرناك تلقی نشده و حتی مهاجرت قانونی افراد كارآمد و دارای تخصص و مهارت كه از پشتوانه غنی فرهنگی برخوردار بوده و به قوانین كشور میزبان احترام می گذارند مفید هم قلمداد می شود، اما حضور بی ضابطه و غیرقانونی افراد فاقد دانش و مهارت و درگیر فقر فرهنگی در كشوری كه خود با میزان قابل توجهی از فقر فرهنگی، فقر اقتصادی و جرائم و آسیب های اجتماعی دست به گریبان است می تواند در طولانی مدت تبعات جبران ناپذیری را بر پیكره جامعه و به ویژه لایه های زیرین اجتماع وارد كند.

نگاهی به آمار اتباع خارجی در كشور

بیشترین مهاجران به ایران را اتباع افغانستان، پاكستان و عراق تشكیل می دهند، آنطور كه امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه كشور می گوید: تنها افغانستانی های حاضر در كشور 5 میلیون نفر تخمین زده می شوند. وزیر امور خارجه افغانستان، اما این تعداد را 2.5 میلیون نفر اعلام می كند. این آمار یعنی باید میلیون ها نفر دیگر را به جمعیت 85 میلیون نفری ایران اضافه كرد. روزنامه جمهوری اسلامی نیز مدعی شده كه بر اساس آمار های میدانی تعداد اتباع افغانستان 8 میلیون نفر است.تناقض در آمار های ارائه شده نشان می دهد كه ارائه آمار دقیق از تعداد بیگانگان حاضر در ایران بسیار دشوار است چرا كه این افراد عموما به صورت غیرقانونی وارد كشور شده و هویت و پیشینه آن ها در دسترس نیست به علاوه آنكه این افراد در داخل كشور فرزندآوری زیادی داشته و فرزندانی را به دنیا می آورند كه آن ها نیز از داشتن اوراق هویت محروم هستند؛ بنابراین دور از ذهن هم نیست كه آمار اتباع بیگانه اعم از افغانستانی، پاكستانی و عراقی در كشور از اعداد یاد شده بیشتر باشد.به ویژه آنكه مهاجران غیرقانونی در هیچ كمپی ساماندهی و شناسایی نمی شوند و اصولا كمپ های دارای امكانات برای مهاجران در ایران دری نایاب است.

وجود این تعداد از اتباع بیگانه در كشوری مانند ایران كه در جامعه بین الملل به عنوان كشوری مهاجرفرست و نه مهاجرپذیر شناخته می شود و قطعا زیرساخت های لازم برای پذیرش و زندگی بخشی به این تعداد مهاجر را ندارد برای هر دو گروه مهاجر و میزبان خطرناك و خطرساز است. اما متاسفانه هنوز مشخص نیست كشور ما تا چه تعداد مهاجر را می تواند تحت پوشش خود درآورده و امكانات اولیه زندگی را در اختیار آنها بگذارد و حمایت از مابقی مهاجران را به كمیساریای عالی پناهندگان واگذار كند. ایران باید یك بار برای همیشه تكلیف خود را درباره تعداد مهاجرانی كه می تواند بپذیرد مشخص كند.كشور ما به ویژه در سال های اخیر با مشكلاتی نظیر كمبود منابع آبی و تبعات ناشی از آن، تخریب گسترده محیط زیست، ناكامی در تامین معیشت شهروندان خود، فقر لجام گسیخته ایرانیان در سایه بی تدبیری ها، افزایش قیمت ها در حوزه دارو و درمان و به دنبال آن افزایش بزه و آسیب های اجتماعی مواجه شده است.

تبعات اجتماعی و زیستی حضور بی رویه اتباع غیرقانونی در كشور

حضور اتباعی كه به صورت غیرقانونی و گروهی وارد كشور شده و دانش، مهارت و مكنت مالی كافی برای تامین معاش خود را ندارند و اضافه شدن آن ها بر جمعیت فاقد شناسنامه های ایرانی، نیازمندان، متكدیان، كودكان كار، كودكان بازمانده از تحصیل (به دلیل نبود امكانات در مناطق محروم كشور)، زنان سرپرست خانوار فقیر و افراد بیكار و از سوی دیگر از دست رفتن فرصت های شغلی و معمولا كارگری ایرانیان به نفع این گروه كه عموما كارفرما تكلیفی برای بیمه و پرداخت حقوق تعیین شده از سوی وزارت كار به آن ها را ندارد از عواملی ست كه باعث می شود میزان جرائم و آسیب های اجتماعی در كشور رشد فزاینده ای داشته باشد.

از سوی دیگر بحران آب و كاهش روز افزون منابع آبی كشور و به دنبال آن عدم توانایی كشور در كاشت و زراعت و نگهداری از دام ها در آینده و وجود مشكل در تامین آب و خوراك مردم از دیگر عواملی است كه باعث می شود نتوانیم به سیل بی رویه مهاجران در كشوری با محدودیت امكانات مانند ایران نگاهی خوش بینانه داشته و بتوانیم با نگاهی مثبت به این سوال پاسخ دهیم كه آیا منابع زیستی كشور پاسخگوی خیلی عظیم جمعیت كشور به علاوه سیل مهاجران هست؟

ورود بی ضابطه این افراد در شرایطی كه عمدتا در كشور خود از شرایط بهداشتی لازم برخوردار نبوده و پس از مهاجرت نیز به تبع فقر فرهنگی، فقدان شناسنامه و گرانی هایی كه گریبان مردم كشور را نیز گرفته است توجه كمتری به سلامت خود دارند می تواند چالش هایی را برای كشور میزبان ایجاد كند. شیوع سرخك طی هفته های اخیر در كشور شاهدی بر این مدعاست، به این معنا كه به گفته متخصصان درحالی كه طی سال های گذشته كشور به سمت ریشه كنی بیماری سرخك حركت كرده است، اما بار دیگر زنگ خطر این بیماری در كشور به صدا درآمده است.

از یك سو دانشگاه علوم پزشكی مشهد نسبت به شیوع گسترده سرخك در افغانستان و پیامد های آن در ایران هشدار داده و از سوی دیگر مسعود مردانی، متخصص عفونی در گفتگو با رسانه ها از بیش از 100 مورد انتقال سرخك طی سال گذشته خبر داده كه عمدتاً از بین مهاجران بوده است. او همچنین گفته است كه اولین مورد ابتلاء به سرخك در استان كرمان توسط مهاجران شناسایی شده كه با افزایش بار مهاجرت ها این بیماری به بیشتر نقاط كشور منتقل شده است.

حضور اتباع غیرقانونی و خطرات مرتبط با امنیت اجتماعی و نظم عمومی

اما سیل مهاجرت غیرقانونی اتباع بیگانه كه هیچ اطلاعی از هویت و بالطبع پیشینه آن ها در دسترس نیست می تواند امنیت و نظم عمومی جامعه را به مخاطره بیندازد. اگر بپذیریم كه در خوش بینانه ترین حالت 8 میلیون تبعه افغانستانی در كشور حضور دارند كه بخش قابل توجهی از آن ها غیرقانونی و ناشناس هستند یعنی می توان گفت تقریبا به ازای هر 9 ایرانی یك افغانستانی در كشور وجود دارد این درحالیست كه از آمار تقریبی سایر بیگانگان ساكن در كشور نیز خبری در دسترس نیست.گروهی كه از گذشته آنان و عدم داشتن سوءپیشینه یا تعلق آن ها به گروهك های تروریستی نیز اطلاعی در دست نیست. اتباع غیرقانونی و شناسایی نشده بی هیچ تعارفی می توانند به صورت بالقوه خطری برای كشور باشند.

چند روز پیش بود كه ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان ضمن توهین به ایرانیان و متهم كردن آنان به آزار و اذیت هموطنانش، ایران را تهدید كرد كه به زودی ایران را فتح و تبدیل به یكی از ولایات خود می كند و همچنین آرزو كرد كه به زودی ایرانیان به كشور او مهاجرت كرده و از رافت اسلامی آن ها برخوردار شوند، لابد همان رافتی كه طالبان در حق مردم خود روا می دارد! در این بین، اما سخنگوی وزارت امورخارجه ایران نیز عنوان كرد كه طالبان باید به مسئولیت خود عمل كرده و موج آوارگان به ایران نمی تواند ادامه یابد. او گفت كه ایران بیش از چهار دهه گذشته میزبان كریمانه ای برای همسایگان و عزیزانش در افغانستان بوده و بهترین شاهد برای این رفتار كریمانه و میزبانی محترمانه، موج بلاانقطاع آوارگان افغانستانی است. متأسفانه برخی تلاش می كنند این ها نادیده گرفته شود و موج ایران هراسی را در افغانستان ایجاد كنند یا برخی در ایران موج افغانستان هراسی ایجاد كنند.

به هر حال جامعه ایرانی درباره سیل بی رویه مهاجران دو رویكرد متفاوت دارد، رویكردی كه هرگونه مدیریت، ساماندهی، انتقاد و بازگو كردن تبعات منفی، جرائم و آسیب های ناشی از حضور غیرقانونی و فله ای اتباع خارجی و به ویژه افغانستانی ها را محكوم و نشانی از نژادپرستی می داند و رویكردی دیگر كه از خطرات حضور بی رویه، بی سامان و فاقد اوراق هویت اتباع ناشناس آگاه بوده و با نگاهی منطقی به این مساله نگاه می كنند. واگویه كردن شعار های توخالی مادامی كه با آسیب های جبران ناپذیر یك پدیده آسیب زا مانند مهاجرت بی رویه و بی ضابطه مواجه نشده ایم آسان است، اما اگر با این پیامد ها مواجه شده و نگاهی واقع گرایانه به تبعات این موضوع خارج از مسائل نژادی و ملیتی داشته باشیم اوضاع اندكی متفاوت می شود، چرا كه وقتی از حقوق بشر سخن می گوییم منظور حقوق همه افراد است و نه تنها یك گروه خاص اگر مهاجران قابل احترامند كه حتما هستند، جامعه كشور میزبان نیز قابل احترام بوده و مهاجران درحین و پس از ورود به خاك كشور میزبان ملزم به رعایت قوانین آن هستند. در واقع رابطه مهاجران و میزبان رابطه ای دو سویه است.

تاثیر مهاجرت بی رویه بر كیفیت جمعیت

دكتر علی پژهان، جمعیت شناس و استاد دانشگاه درباره حضور بی رویه اتباع خارجه در كشور به جامعه 24 می گوید: مهاجرت همواره یكی از مواردی است كه در حوزه مولفه های جمعیتی هم تاثیرگذار و هم تاثیرپذیر است. مهاجرت محصول، توسعه نامتوازن است و مساله ای تاریخی است. اما در واقع از قرن فعلی به عنوان قرن مهاجرت یاد می كنیم. مهاجرت به خودی خود بد نیست، اما باید آن را مدیریت و ساماندهی كرد. مهاجرت می تواند كاركرد های مثبتی برای كشور داشته باشد. قرن حاضر قرن حكمرانی داده ها و مهاجرت است.

وی با بیان اینكه مهاجرت بر ساختار جمعیت تاثیر می گذارد، عنوان می كند: مهاجرت همچنین بر تركیب، میزان و در بلندمدت بر كیفیت جمعیت تاثیرگذار است. به عنوان مثال افرادی كه از ایران به آمریكا مهاجرت می كنند غالبا نیرو های تحصیلكرده هستند كه می توانند تاثیری مثبت بر اقتصاد این كشور داشته باشند، اما مهاجرانی كه به كشور ما سرازیر می شوند، غالبا افراد رانده شده ای هستند كه اگر وضعشان خوب بود یا درگیر شرایط جنگ نبودند به جای كشور ما به كشور های دیگر مهاجرت می كردند. در واقع این گروه از مهاجران از سر اجبار به كشور ما مهاجرت می كنند. این جمعیت شناس اظهار می كند: اینكه ما برای افغانستانی ها تبدیل به كشور مهاجرپذیر شدیم به دلیل این است كه مخرج مشترك های فرهنگی زیادی با آن ها داریم كه برای آن ها قابل هضم تر است. اینكه یك فرد افغانستانی فاقد سواد به كشور های دیگر سفر كرده و مثلا انگلیسی صحبت كند بسیار سخت است به همین دلیل هم اولین نقطه ای كه برای مهاجرت انتخاب می كنند ایران است.

وی خاطرنشان می كند: ورود بی رویه مهاجران و تغییرات جمعیتی ناشی از آن در بلندمدت تمام مناسبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را برهم زده و باعث دگرگونی اساسی در حوزه جمعیت می شود. وقتی سیل مهاجران به كشور سرازیر می شود و ما بستر های لازم برای این پدیده را نداریم باعث چالش ها و مشكلاتی می شود یعنی این پدیده در كوتاه مدت باعث بی نظمی، بی هنجاری و اختلال در روابط افراد می شود همچنین بر خرده نظام های اقتصادی و خرده نظام های خانوادگی تاثیر می گذارد و تا این افراد بخواهند با كشور ما تطبیق پیدا كنند باعث ایجاد رعب و وحشت می شوند.پژهان می افزاید: این موضوع همچنین باعث سوءهاضمه فرهنگی می شود یعنی برخی از این افراد به فرهنگ كشور ما پشت پا زده و عملا نمی خواهند فرهنگ كشور میزبان خود را بپذیرند كه این موضوع باعث مشكلات روحی و روانی برای فرد مهاجر و مشكلاتی برای جامعه میزبان می شود. اگر این افراد بتوانند میزان جامعه پذیری خود را بالا ببرند می توانند مانند سایر شهروندان ایرانی در كشور ما زندگی كنند، اما در غیر این صورت نمی تواند شهروند خوبی برای كشور ما تلقی شود.

این جمعیت شناس با تاكید بر اینكه با توجه به میزان ورود اتباع خارجی به كشور باید در این زمینه سیاست گذاری هایی را داشته باشیم، عنوان می كند: دولت ایران باید به این افراد آموزش داده و آن ها را با فرهنگ و شرایط جامعه ایرانی آشنا كند، زیرا با این روند مهاجرت اتباع بیگانه و به ویژه افغانستانی ها به ایران و با توجه به میزان بالای باروری آن ها اگر برنامه ریزی بلندمدتی در این خصوص نداشته باشیم این موضوع می تواند باعث ایجاد چالش هایی شود.

پیش بینی مطالبه افغانستانی ها برای داشتن نماینده در مجلس ایران

این استاد دانشگاه تصریح می كند: بر اساس مقررات بین المللی وقتی درصدی خاص شاید حدود 10 درصد از جمعیت یك كشور را اقلیت های دیگر تشكیل می دهند حتی اگر این موضوع به وسیله مهاجرت باشد بعد از مدتی باید به رسمیت شناخته شده و شهروند تلقی شوند. بعد از مدتی هم باید برای آن ها كرسی نمایندگی مجلس در نظر گرفت. حال اگر 10 تا 15 نماینده افغانستانی در مجلس حضور داشته باشند می توانند در اصلاح و تدوین قوانین در بلندمدت تاثیرگذار باشند.به باور وی، مسائل جمعیتی را باید از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد تا در آینده كمتر موجب مخدوش شدن روابط میان مهاجران و جامعه ایرانی شود. آنچه در كشور ما رخ داده آن است كه سالانه 100 تا 180 هزار نفر نیروی تحصیل كرده و كارآمد از كشور خارج می شود و به همین تعداد اتباع بیگانه و به ویژه افغانستانی به كشور ما سرازیر می شوند كه از دانش، مهارت و... مناسبی برخوردار نیستند.

پژهان می گوید: در ایران ما با مهاجرت نسبی یا خویشاوندی اتباع بیگانه مواجهیم یعنی فردی كه به ایران آمده افراد خانواده خود را نیز با خود به همراه می آورند. همچنین ما با مهاجرت پله ای مواجهیم یعنی این افراد ابتدا ایران را به عنوان مقر خود انتخاب می كنند، اما بعد از اینكه در ایران سروسامان گرفتند به سایر كشور ها مهاجرت می كنند درواقع ایران برای برخی از اتباع بیگانه سكویی برای پرواز است و در نهایت آن هایی در ایران باقی می مانند كه ضعیفند.این جمعیت شناس در پاسخ به این سوال كه آیا حضور بی رویه اتباع بیگانه كه معمولا از اقشار ناآگاه، كم سواد و فاقد مهارت هستند می تواند بر میزان جرائم و آسیب های موجود در كشور بیافزاید، عنوان می كند: چنین مساله ای طبیعتا رخ می دهد، زیرا جایی نیست كه به این مهاجران قوانین و فرهنگ كشور را آموزش بدهد، قطعا مهاجرت بدون آموزش های لازم آسیب زاست. از سوی دیگر هیچ نهادی شرایط مهاجران را رصد و مدیریت نمی كند و آن ها به صورت ولنگار در جامعه پراكنده هستند، عدم مدیریت مهاجرت قطعا باعث بروز آسیب های اجتماعی مضاعف شده و میزان تخلفات را افزایش می دهد.

به مهاجران در كمپ ها آموزش بدهید

این مدرس دانشگاه می افزاید: به عنوان مثال مهاجرت بی رویه و بدون مدیریت باعث می شود كه این گروه صاحب مشاغل شده و جوانان ایرانی بیكارتر شوند. اتباع بیگانه، كارگر ساختمانی و كارگر داخل باغات و... می شوند. به عنوان مثال تا 10 سال آینده و با این سیل مهاجرت، كفه وزنی تركیب جمعیتی لواسان به سمت افاغنه خواهد بود زیرا در تمامی باغات این منطقه كارگران افغانی همراه با خانواده و زاد و ولد بالا حضور دارند. وی با بیان اینكه مهاجرت بدون برنامه در كوتاه مدت و بلند مدت تبعات زیادی دارد، اضافه می كند: باید مهاجران را ساماندهی كرد نه به این معنی كه برای ورود بی رویه آن ها فرش قرمز پهن كنیم بلكه باید سیاست های مهاجرتی را در دستور كار قرار دهیم. از سوی دیگر آن ها را مورد آموزش قرار داده و فرهنگ جامعه ایرانی را به آن ها آموزش بدهند. زندان و پس زدن مهاجران از نظر من كار درستی نیست، اما تعلیم و تربیت و اجازه تحصیل به آن ها و تبدیل كردن شان به شهروندانی خوب و علاقه مند به ایران راهكاری مناسب است.

پژهان خاطرنشان می كند: امروز جمعیت افغانستانی ها 8 میلیون نفر است، اما در آینده این جمعیت به 15 میلیون نفر هم می رسد یعنی كفه ترازو در بلند مدت به نفع مردم این كشور در ایران می شود و این مساله می تواند امنیت را به خطر بیندازد. این جمعیت به تدریج مطالباتی در كشور ما خواهند داشت صاحب نماینده در مجلس می شوند؛ بنابراین مهاجران باید شناسایی شوند و بدون خشونت جمع آوری و در كمپ ها تحت آموزش قرار گرفته و ساماندهی شوند، اما نباید نسبت به آن ها بی توجه بود.

شادی مكی
منبع خبر:
اقتصاد میهن
   تاریخ: ۱۶:۵۰ - ۲۷/۰۱/۱۴۰۱   بازدید: ۹۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *