دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

تصویر شاطر لیلا ؛ بانوی نانوای ایران | بانویی كه پای تنور در كنار همسرش می ایستد
 
بانویی كه پای تنور در كنار همسرش می ایستد و نان سنگك را از تنور داغ بیرون می كشد و با خنده و خوش رویی به دست مشتری می سپرد. «لیلا خبازی» بانوی 40ساله نوش آبادی است كه بعد از آنكه پرستاری در مطب یك پزشك و مدیریت در تالار جشن را تجربه كرده، چند سالی است كه بخشی از حیاط خانه خود را تبدیل به ...
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، اصفهان هر كسی نوش آباد رفته باشد، روبروی پارك نسترن، یك مغازه نانوایی را می بیند كه یك زوج جوان در آنجا مشغول كار هستند. هرچقدر این صحنه برای مشتری های محلی آشنا است، اما برای گردشگران جالب و تعجب برانگیز است.

بانویی كه پای تنور در كنار همسرش می ایستد و نان سنگك را از تنور داغ بیرون می كشد و با خنده و خوش رویی به دست مشتری می سپرد. «لیلا خبازی» بانوی 40ساله نوش آبادی است كه بعد از آنكه پرستاری در مطب یك پزشك و مدیریت در تالار جشن را تجربه كرده، چند سالی است كه بخشی از حیاط خانه خود را تبدیل به نانوایی كرده و همپای همسر خود، كار می كند.

بوی نان تازه از چند متر جلوتر به استقبال می آید و هر رهگذری را به خود جلب می كند. چاشتگاه است و هر دو نفر مشغول تمیز كردن پیاده روی جلو نانوایی هستند.

دیدن ما برای آنها تعجبی ندارد، انگار آنكه به پذیرایی از آدم های غریب عادت كرده اند و با چای گرم و نان سنگكی كه دیگر داغ نیست، از ما نیز پذیرایی می كنند و بعد از صحبت كوتاهی ماجرای نانوا شدنش را می گوید.



این بانوی نانوا می گوید: بعد از آنكه در رشته حسابداری دیپلم گرفتم، علاقه ای به دانشگاه نداشتم و بعد از ازدواج مشغول خانه داری شدم. شغل همسرم، رنگ كاری ساختمان بود و كارش هم رونق داشت، اما به مرور كه كاغذ دیواری و مدل های دیگر مد شد، رنگ كاری هم از رونق افتاد و من با توجه به آنكه دوره امدادگری را بلد بودم برای كمك به اقتصاد خانواده عصرها در مطب یك پزشك مشغول كار شدم. چند سالی گذشت كه به یك تالار پذیرایی رفتم. صبح ساعت 8 تا 12 و عصرها از ساعت 3 تا 11 كه گاهی تا پاسی از نیمه شب هم به طول می كشید.

وی ادامه می دهد: اوضاع رنگ كاری كه خراب شد، همسرم به سفارش پدرم و پدرش تصمیم گرفت مشغول شغل پدری خود شده و نانوایی راه بیندازد و بعد از این شد كه من هم تصمیم گرفتم تا خودم در نانوایی مشغول كار شوم و چون نانوایی شغل خانواده پدری ام بود، فوت و فن كار را بلد بودم و مشغول كار شدم.

وقتی از واكنش مشتری ها پرسیدم، باز هم لبخند زد و گفت: روزهای اول برای مردم جالب بود كه یك خانم در یك محیط مردانه كار می كند و چون همسایه و آشنا بودند كسی واكنش خاصی نداشت، اما گردشگران در برخورد اول تعجب كرده و كمی نگاه می كنند و بعد نانشان را می خرند. اما به نوعی این امر باعث اعتبار مغازه شده است چون به نسبت مغازه های مردانه، هم محیط تمیزتر است و هم نوبت رعایت می شود.

در این هنگام خانمی برای خرید نان مراجعه می كند و من فرصت به دست آورده و از او می پرسم، به نظر او، اگر یك خانم در نانوایی باشد چه فرقی با سایر نانوایی ها دارد؟ در جوابم می گوید: وقتی یك خانم در نانوایی هست، خیالمان راحت می شود كه نان در یك محیط تمیز پخته شده است.

ساعت به 10 رسیده و خمیر آماده شده است. فرصت فراغت زن و مرد نانوا به پایان رسیده و امیر ارباب، تنور را روشن می كند و با جاروی مخصوص، سنگ های تنور را تمیز می كند، كم كم گرمای تنور فراگیر می شود.

شاطر، اولین چانه خمیر را از خمیردانی برداشت و بسم الله بلندی گفت و خمیر را روی پارو انداخت و با هر دو دست خود به روشی خاص آن را پهن كرد. اول به شكل مستطیل و به اندازه سطح پارو شد اما كم كم به اندازه ای نازك شد كه نوك مثلثی شكل آن از پارو بیرون زد و در حالی كه پنداشتم الآن بر زمین می افتد پارو را داخل تنور برد و با شیوه ای هنرمندانه، نان را بر روی سطح تنور پهن كرد.

شاطر لیلا، به دقت نگاه می كند و نان های پخته شده را با چنگك، از تنور بیرون می آورد و به میخ های سینه دیوار می كوبد. صورتش از گرمی آتش، سرخ می شود اما توجهی به گرمای تنور ندارد و با لبخندی كه بر لب دارد، با مشتری سلام و علیكی گفته و نان را به دست او می دهد.



از شاطر امیر پرسیدم، نانوایی كار سختی نیست؟ نگاهی كرد و گفت: قدیمی ها بر این باور بودند كه نانوایی حرمت دارد و لیاقت می خواهد. نانوایی، مخصوصاً نان سنگك و سنتی، كار سخت و طاقت فرسایی است، اما وقتی فكر كنی كه حاصل زحمت تو، بركت سفره مردم است، یك حس خوب و خوشایندی به وجودت می افتد كه نمی توان فراموش كرد. به قول روانشناسی كه مشتری ماست، بوی نان تازه، حس مثبت دارد.

شاطر امیر می گوید: پخت نان سنگك با سایر نان ها تفاوت دارد، ساعت 4 صبح باید خمیر آن را آماده كنی تا بتوانی ساعت 6 صبح شروع به پخت كنی و این دو ساعت فاصله زمانی برای سایر نان ها نیست و در هر نوبت پخت تكرار می شود و می توان گفت كه همه روز از ساعت 4 صبح تا 10 شب گرفتار هستی.

وی ادامه می دهد: برای پخت سنگك باید قدرت بدنی داشته باشی تا بتوانی پاروی سه متری را بر روی سنگ ها حركت بدهی و به همین علت، بسیاری از نانواها دچار بیماری های كمر درد و پادرد می شوند.

در همین فاصله شاطر لیلا با خنده بر لب گفت: حواست به سلیقه مشتری هم باید باشد برخی نان برشته می خواهند و یكی نان نرم می پسندد، برخی هم مشتری نان كنجدی هستند كه ما باید مطابق سلیقه آنها نان را تحویل بدهیم تا همه راضی باشند و بر سفره دعا كنند.

این زوج نانوا، دو فرزند دارند، دخترشان زهرا كه دانش آموز سال دهم دبیرستان استعدادهای درخشان است و هم به كلاس زبان می رود و هم عضو تیم والیبال است و پسرشان سینا كه كلاس اول ابتدایی است و رسیدگی به درس و مشق آنها هم بر عهده مادر است.

امیر ارباب افزود: عصرها كه نانوایی شلوغ می شود، پدر و برادرهایم به كمك می آیند و در این فاصله، همسرم به فرزندان رسیدگی می كند تا از درس و مدرسه عقب نمانند و شكر خدا كه تا حالا مشكلی نبوده و پیش معلم ها و همكلاس های خود سربلند بوده اند.

لیلا خبازی، پیش از نانوایی عضو تیم والیبال بوده است و هنوز هم گاهی كه فرصت داشته باشد به باشگاه می رود و هر شب در پارك محله پیاده روی و تأكید می كند: ورزش و تفریح برای سلامت روان و جسم زنان امروز، یك ضرورت است.

این بانوی نانوا گفت: هر شب بعد از مغازه یا صبح در فاصله آماده شدن خمیر، ناهار را آماده می كنم و گاهی هم مادرم یا مادر همسرم این زحمت را بر دوش می كشند و نگهداری از پسرم هم بر عهده دخترم است كه هم باید به درس های خودش برسد و از این فرصت استفاده می كنم تا از همراهی آنها سپاسگزاری كنم.

خبازی در مورد 16 آوریل روز جهانی قدردانی از همسر گفت: چرخ روزگار برای هركسی به نوعی می چرخد و برای خانواده ما هم با گرمای تنور و طعم خوش نان سنگك می چرخد. هم خوشی دارد و هم ناخوشی، اما این چرخ باید بچرخد و نباید در برابر آن ایستاد. قدردانی نیاز به بهانه و هزینه های گزاف هم ندارد، همین كه یكدیگر را درك كنیم و همدلانه برخورد كنیم، بهترین چاره است.

بیرون از مغازه، یكی از مشتریان نانوایی گفت: همه چیز را كه نوشتی، این را هم اضافه كن كه در چند سالی كه كرونا، بلای جان مردم شده بود، و همه از یكدیگر فرار می كردیم، لیلا خبازی، در همه شبانه روز، با خودروی شخصی خود به منزل بیماران می رفت و مثل یك دختر دلسوز برای آنها سرم تزریق می كرد و پرستار آنها بود.

بر شیشه نانواییِ ارباب، بر یك پرده كه همه آن را به خوبی ببینند، منشور سه گانه ای نوشته شده است«به حقوق یكدیگر احترام بگذاریم، سالمندان، حق تقدم دارند، نوبت را رعایت كنیم».

یك روان شناس گفت: قدردانی از همسر حتی اگر به صورت زبانی هم باشد، باعث تقویت روحیه همدلی در خانواده شده و مانع از روزمرگی و یكنواختی زندگی مشترك می شود، همان طور كه امام علی(ع) فرموده است انسان ها نیازمند احسان و نیكی هستند.

الهه خیرخواه اظهار كرد: قدرشناسی در ارتباطات به ویژه در محیط خانواده، منجر به تقویت رابطه شده و بهداشت روانی افراد خانه را بهبود می بخشد، ضمن آنكه نگاه و دیدگاهشان نسبت به زندگی اجتماعی نیز بهبود پیدا می كند.

وی افزود: وقتی خدمت دیگران نسبت به خود را می شماریم، رابطه ما با دیگران مثبت می شود و قدردانی از همسر یكی از مهم ترین مؤلفه های حفظ زندگی مشترك است كه هیچ جایگزینی ندارد و نباید در این دنیای پرسرعت و متلاطم به بهانه شغل و گرفتاری های روزانه فراموش شود.

خیرخواه تصریح كرد: افراد قدرشناس، از نظر روحی، انرژی مثبت بیشتری دارند و از زندگی شخصی خود نیز لذت بیشتری می برند و با تمام وجود خود، خوشبختی و آرامش را احساس و به اطرافیان خود منتقل می كنند و كمتر دچار افسردگی می شوند.

این روان شناس تأكید كرد: قدرشناسی از خود و دیگران، حس خشم و حسادت را كمرنگ كرده و باعث می شود كه فرد از زندگی خود، رضایت داشته باشد، ضمن اینكه قدرشناسی از همسر، مهارتی است كه سود آن به خود فرد می رسد و او را در جایگاهی قرار می دهد كه از امنیت خاطر و سلامت روان بهره مند شود.

خیرخواه گفت: شخصی كه هیچ وقت از همسر و اطرافیان خود تشكر نمی كند، قطعاً به رابطه مشترك آسیب می رساند. در حالی كه بهانه های خیلی ساده و كوچك می توانند، زندگی مشترك را بهبود ببخشد، زیرا این كار بر نگرش همسر تأثیر مثبت گذاشته و او را تشویق می كند تا كارهای مثبت خودش را باز هم تكرار كند.
منبع خبر:
همشهری
   تاریخ: ۱۵:۴۶ - ۲۷/۰۱/۱۴۰۱   بازدید: ۶۳

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *