در گفت وگو با مدیركل سازمان زمین شناسی اصفهان: تب اصفهان از فرونشست زمین/تا سال 1409 آبی در آبخوان اصفهان باقی نمی ماند

در فاصله كمتر از چند هفته از شروع سال جدید، وقوع چند حادثه ریزش زمین در خیابان های شهر اصفهان رخ داده است كه مدیركل سازمان زمین شناسی و اكتشافات معدنی در اصفهان آن را تبی می داند كه نشان دهنده خالی شدن آبخوان اصفهان تا سال 1409 است.
به گزارش خبرنگار ایمنا، یك ماه گذشته از سال 1401 با چندین حادثه فروریزش زمین در مناطق مختلف شهر اصفهان همراه بوده است، از ریزش زمین در بخشی از خیابان آپادانا دوم در روز 16 فروردین ماه، گرفته تا فرونشست قسمتی از خیابان چهارراه حكیم نظامی در 25 فروردین ماه و اتفاقات كم سروصداتری مانند ریزش خیابان های زینبیه، امام خمینی (ره)، انوشیروان و … تكرار این حوادث، بار دیگر هشدار فرونشست زمین و پیامدهای ویرانگر آن در اصفهان را بر سر زبان ها انداخت.
با اینكه مسئولان شركت آب و فاضلاب و مدیریت بحران استانداری دلیل اصلی تكرار این حوادث را فرسودگی و قدمت بالای نیم قرنی خطوط لوله فاضلاب در كلان شهر اصفهان می دانند، رضا اسلامی؛ مدیركل سازمان زمین شناسی و اكتشافات معدنی در اصفهان هشدارهای جدی تری مطرح می كند و بر این باور است كه اگر دو راهكار كنترل فرونشست یعنی جریان دائمی زاینده رود و توقف هرگونه برداشت از چاه های آب اصفهان هرچه زودتر اجرا نشود، تا سال 1409 آبی در آبخوان اصفهان نیست و این یك تهدید جدی برای تمدن دیار زنده رود است. متن كامل این گفت وگو را در ادامه می خوانید:
علت ریزش زمین در خیابان های اصفهان فرسودگی لوله های فاضلاب است یا فرونشست زمین؟
دشت اصفهان _برخوار یك دشت یكپارچه است كه اكنون بیشینه نرخ نشست آن در سال 18.5 سانتی متر است، هر چه در این دشت قرار داشته باشد در بالا یا زیرزمین، كم یا زیاد، تحت تأثیر فرونشست قرار خواهد گرفت. در منطقه های جنوبی اصفهان ضخامت آبرفت كم و حدود 30 تا 40 متر است و خاك آن نیز خاك دانه درشت است و ضخامت دانه ریز این خاك بسیار كم است، تحكیم خاك نیز بیشتر در رسوبات دانه ریز اتفاق می افتد یعنی در مناطق جنوبی مانند خیابان های نظر، آپادانا، شیخ صدوق یا میدان آزادی بیشترین حد فرونشست ممكن است یكی دو سانتی متر باشد در حالی كه هر چه قدر به سمت شمال شهر برویم، ضخامت دانه درشت ها كم و ضخامت دانه ریز زیاد می شود، تا به منطقه حبیب آباد برسیم كه تقریباً مركز آبخوان اصفهان و به شكل كاسه ای شكل است، عمق آبخوان در این منطقه به بیشترین اندازه می رسد، در همین منطقه است كه حداكثر نشست 18 و نیم سانتی متر در سال اتفاق می افتد.
حالا به این موضوع توجه كنید كه در دشت اصفهان، یك منطقه با نرخ دو سانتی متری یا بسیار كم فرونشست داریم و یك منطقه دیگر به بیشترین اندازه یعنی سالانه 18.5 سانتی متر فرو می نشیند، اتفاقی كه می افتد این است كه انگار از یك سو كاغذی را بكشیم و از سوی دیگر نیروی كمتری به آن وارد كنیم، در سمتی كه نیروی مضاعف وجود دارد، كشش و ترك ایجاد می شود در اصطلاح زمین شناسی به این حالت فیشرهایی می گوئیم كه زیرزمین اتفاق می افتد.
پس ریزش های زمین در خیابان های اصفهان به دلیل فرونشست است؟
ما می گوئیم این احتمال وجود دارد، زیرا شركت آب و فاضلاب تاكید می كند كه دلیل ریزش زمین تنها پوسیدگی لوله های فاضلاب بتنی مربوط به 50 سال پیش بوده است، گاز H2S یا هیدروژن سولفاید موجود در فاضلاب با آب تركیب شده و اسید سولفوریك تشكیل داده است كه برای سیمان حالت خورندگی دارد و این پوسیدگی ایجاد شده، در حالی كه ما معتقدیم تنها در خیابان آپادانا بیش از 100 تن خاك غیب شده است، كارشناسان آب و فاضلاب می گویند این خاك وارد لوله ها شده است در حالی كه چنین اتفاقی ممكن است در طول سه چهار ماه افتاده باشد اما یك هفته بعد در خیابان نظر ریزش زمین اتفاق افتاد.
حتی اگر این گونه فرض كنیم كه شاید در این خیابان پوسیدگی بسیاری از لوله های فاضلاب باعث شود همچنان خاك وارد لوله ها شود یا به عبارتی خاك زیادی همراه با فاضلاب وارد لوله ها شود، این سوال مطرح می شود كه خاك جامد است و چگونه می تواند حركت كند؟ در پاسخ می گویند فاضلاب این خاك را در خود حل می كند با این احتمال، حساب كنید از پنج تا 10 نقطه كه پوسیدگی ها اتفاق افتاده، خاك در حال جابه جا شدن زیر زمین است، در این شرایط آیا نباید لوله فاضلاب بسته شود؟ به این موضوع نیز توجه كنید كه هیچ جای شهر مشكل پس زدگی فاضلاب نداشته ایم یا اینكه گاز هیدروژن سولفاید فوق العاده اشتعال آور است و وقتی بیل مكانیكی در خیابان آپادانا در حال كار بوده باید در این منطقه انفجار ایجاد می شد، در حالی كه هیچ اتفاقی نیفتاد یا بوی بدی در منطقه گزارش نشد و این هاست كه موضوع را دچار اشكال می كند و ما معتقدیم در زیر لوله های فاضلاب منطقه برخی حفره هایی وجود داشته كه اكنون به وسیله خاك ها پر شده است.
یك سوال دیگر هم پرسیدیم كه لوله های فاضلاب با شیب چند درجه مثلاً پنج درجه ای در كف زمین چیده می شوند تا پساب در آن جریان داشته باشد، اكنون كه می دانیم این منطقه در حد سه تا چهار سانتی متر نشست دارد و در حال تحكیم است، این شیب نیز تغییر می كند و از پنج درجه به سه درجه می رسد، پس دیگر فاضلاب در آن سرعت جریان گذشته را نباید داشته باشد؟ همه اینها علامت سوال هایی است كه مطرح شده و بدون پاسخ مانده است.
تنها موضوعی كه مطرح می كنند این است كه لوله های فاضلاب بتنی و مربوط به 50 سال قبل بوده و از این موارد در سال های گذشته زیاد داشتیم در حالی كه اگر به یاد داشته باشید در خیابان نظر، تقاطع خیابان میر با شیخ صدوق سه چهار سال پیش یك فرو ریزش بسیار بزرگ اتفاق افتاد و نظریه ما این است كه وقتی تعدد یك حادثه زیاد شود، باید روی گزینه های دیگر هم فكر كرد به عبارت دیگر وقتی در عرض 20 روز، سه حادثه فروریزش داشتیم و حتی می توان گفت شاید بیشتر از این رقم باشد زیرا در خیابان زینبیه در خیابان امام خمینی، انوشیروان و … نیز در یك ماه گذشته از سال فروریزش های متعددی داشته ایم، چند مورد از آنها را می توانیم به پوسیدگی لوله های فاضلاب ربط دهیم؟
این گونه كه از پاسخ ها برمی آید برخی از مسئولان فكر می كنند در زیر سطح شهر لوله كشی شده باشد مثل خانه هایی كه سیستم گرمایش از كف دارند و به ترتیب لوله ها نشت می كند و این فروریزش ها اتفاق می افتد. صحبت ما این بود كه در حدس ها و گمان هایتان با قاطعیت تمام نگویید ریزش به خاطر پوسیدگی شبكه فاضلاب بوده است بلكه برای فرونشست هم یك گزینه باز كنید.
به نظر شما سهم فرونشست در این فروریزش ها چقدر است؟
نمی توان این موضوع را منكر شد كه فرونشست اكنون جزئی جدانشدنی از دشت اصفهان برخوار شده است، به هیچ عنوان این گزینه را نمی توان رد كرد. وقتی بدن انسان تب می كند یا می گوئید سرماخورده اید یا كرونا گرفته اید، یكی از گزینه های جدی این است كه بدن دچار عفونت شده است كه به شكل تب خود را نشان داده است و این تب، همان فرونشست زمین است كه آن را نمی توان انكار كرد.
اكنون فرونشست تا داخل شهر اصفهان آمده حتی اگر كف لوله های بتنی را مربوط به پوسیدگی لوله ها بدانیم، خانه های مردم، ایوان های پل خواجو، مسجدسید، گرمابه علی قلی آقا، ترك هایی كه روی دو طرف دیوار خانه ها در خیابان آپادانا و برخی مناطق جنوب شهر یا شهرك كاوه، نیروی هوایی و … ایجاد شده نیز آیا به دلیل پوسیدگی شبكه فاضلاب است؟ به نظر من این یك راه فرار و توجیه است كه برخی هنوز نمی خواهند باور كنند كه فرونشست هم می تواند خطرآفرین باشد، چرا به آن زلزله خاموش می گویند چون سر و صدا ندارد اگر مثل زلزله ناگهان اتفاق می افتاد و خانه ها خراب می شد همه آن را درك می كردند اما فرونشست آرام عمل می كند و این بسیار خطرناك تر از زلزله است.
اگر وجود فرونشست را بپذیریم باید چه اقداماتی انجام شود؟
برای تعویض لوله های فاضلاب كه مربوط به 50 سال قبل است، اعتباری دریافت و مقداری از لوله ها تعویض شده است، ما می گوئیم فرض كنید كه با بودجه 200 میلیون یورو تمام لوله های فاضلاب سطح شهر اصفهان عوض شود ولی وقتی محاسبه شده كه اگر زاینده رود جاری نباشد و همچنان بی رحمانه از آبخوان برداشت شود، در سال 1409 آبی در منبع نیست كه بیرون بكشیم و اگر آبی برای خوردن نباشد، فاضلابی نیز تولید نمی شود، پس در نتیجه تمدنی وجود نخواهد داشت و مردم مجبور به مهاجرت می شوند چرا باید همچنان مردم بیشتر احساس خطر كنند؟
در این شرایط كسی كه در جنوب شهر ساكن است و مثلاً خانه اش 200 میلیارد تومان ارزش دارد با كسی كه در حبیب آباد زندگی می كنند و خانه اش 500 میلیون تومان می ارزد به یك چشم دیده می شوند چون آبی وجود ندارد و تازه وقتی آب آبخوان تمام شود، فروریزش ها تشدید می شود یعنی ناگهان در حال قدم زدن در خیابان هستید یا در خانه نشسته اید كه زمین ریزش می كند و این اتفاق بسیار نزدیك است اگر 20 سال پیش به شما می گفتند روزی زاینده رود خشك می شود باور می كردید؟ پس اینكه می گویم 1409 با ادامه رویه كنونی آبی در آبخوان باقی نمی ماند خیلی دور نیست.
سازمان زمین شناسی در چنین وضعیت بحرانی چه برنامه ای دارد؟
سازمان زمین شناسی در سال 1392 كه استاندار و معاون عمرانی اش در سال 92 همگی از مدیران با سابقه آب بودند و هر دو باید دغدغه آب می داشتند، با اینكه آن زمان خبری از فرونشست ها به این وسعت نبود، درخواست پایش و انجام مطالعات فرونشست دشت اصفهان را داد و قرار شد با ایجاد 48 ایستگاه جی پی اس در دشت اصفهان، نجف آباد، مباركه و مهیار این مناطق را زیر پوشش قرار دهیم، آن زمان سازمان زمین شناسی هم یك ارگان دولتی بود و به استانداری اعلام كردیم ما اعتبار چندانی نداریم در صورت امكان با جابه جایی اعتبار یا صرفه جویی، یك بودجه 50 میلیون تومانی به این طرح اختصاص دهید تا به بودجه سازمان اضافه شود اما با این درخواست موافقت نشد در حالی كه اگر در سال 92 كار پایش و سنجش را شروع كرده بودیم در سال 93 زنگ خطر را اعلام كرده بودیم كه نشست زمین اصفهان در حال اتفاق افتادن است چون آن زمان شكاف ها و ترك ها رو نیامده بود.
گذشت تا سال 98 كه با پیگیری های فراوان، قرار شد اطلس فرونشست دشت های بحرانی اصفهان را تهیه كنیم و این اطلس برای هفت یا هشت دشت كاشان، بادرود یا خالدآباد، اردستان، اصفهان برخوار، نجف آباد، مهیار شمالی و مهیار جنوبی و گلپایگان تهیه شد و عدد و نرخ های به دست آمده نشان داد نرخ فرونشست در دشت اصفهان برخوار بسیار بالاست و به 18.5 سانتی متر می رسد، به همین دلیل 27 ایستگاه جی پی اس در شمال دشت برخوار اصفهان نصب كردیم زیرا بیشترین تأسیسات ملی و تراكم جمعیت مانند فرودگاه، پالایشگاه، خطوط انتقال سوخت و برق، در شمال اصفهان و همه در این منطقه قرار داشت، 13 دوره داده های این بخش را بررسی كردیم، در دوره سیزدهم بود كه پس از شش ماه، برداشت داده ها نشان داد كه نرخ اولیه فرونشست این منطقه در مقایسه سال های 98 تا 1400 بسیار تأسف بار است و پهنه فرونشست در این مدت بسیار گسترش پیدا كرده است.
یعنی اگر در سال 98 به شكل نقطه ای بود اكنون به شكل یك پهنه است كه از سوی شمال شرق و جنوب غرب در حال نفوذ به اصفهان است. در سال 92 گفتیم ابنیه تاریخی مانند سی و سه پل در حال نشست است و درخواست نصب ابزار جی پی اس بر روی این بناها شدیم كه بودجه 40 میلیون تومانی نیاز داشت، اما هیچ ارگانی حاضر به همكاری برای تأمین این بودجه نشد. مدتی بعد اعلام كردیم چون دشت اصفهان چون روی یك آبخوان و دشت در حال فرونشست قرار گرفته است، باید شش دستگاه جی پی اس دو فركانس خریداری و انجام پایش مداوم شود این طرح نیز یك میلیارد اعتبار نیاز داشت اما بازهم كسی زیر بار نرفت و همه این طرح ها خاك خورد.
اكنون هم استان حتی یك ریال كمك نكرده است كمك های استان بیشتر به این شكل بوده كه یا اسكان كارشناسان را فراهم یا غذایی تأمین كرده ولی حتی یك ریال نقدی پرداخت نكرده است اگر كمكی انجام شده بیشتر از خیران بوده است مثلاً شركت خطوط لوله برای كمك به مطالعات، كابل های جی پی اس و شركت شهرك های صنعتی 16 باتری، فولاد مباركه یك دستگاه رایانه برای محاسبه دو و نیم میلیون داده خریداری كرده است، كمك ها در حد 20 تا 40 میلیون تومان بوده است و سر جمع همه اینها به 100 میلیون تومان نمی رسد در حالی كه بیش از هزار و 73 كارشناس روز پایش صحرایی در این مدت داشتیم كه سازمان زمین شناسی برای انجام آن نزدیك به یك و نیم میلیارد تومان هزینه كرده است بدون آنكه ریالی از اعتبارات ملی دریافت كند.
با این شرایط بحرانی نباید از حالت مطالعه به اجرای طرح برسیم؟
راهكار كنترل فرونشست از آنجا كه یك پدیده قابل بازگشت به قبل نیست در دو بخش ساده خلاصه می شود یكی اینكه زاینده رود به عنوان اصلی ترین منبع تغذیه كننده این آبخوان جریان دائمی داشته باشد مثل 18 میلیون سال قبل كه این جریان دائمی بوده است و ناگهان در عرض 22 سال و با اجرای طرح های انتقال آب از سال 1378 خشكید و این خشكی زاینده رود باعث فرونشست زمین شده است.
از سوی دیگر باید هر چه زودتر برداشت از این آبخوان به صفر برسد یعنی همه سه هزار و 600 حلقه چاهی كه در سطح شهر اصفهان وجود دارد، باید پلمب شود و به هیچ عنوان حتی برای شرب از آنها آب برداشت نكنند، هیچ بارگذاری روی حوضه زاینده رود نشود چه بن بروجن باشد چه طرح گلاب كه دو هر بارگذاری روی زاینده رود هستند و باید متوقف شوند اگر بنا بود طرح های انتقال، نجات دهنده اصفهان باشد قبل از اینكه تونل كوهرنگ دو، چشمه لنگان، خدنگستان افتتاح شود كه آورد نزدیك به 440 میلیون مترمكعب از حوضه كارون به حوضه زاینده رود دارد، قبل از این اتفاق زاینده رود را همراه با 370 هزار هكتار زمین كشاورزی، 20 هزار هكتار شالیزار و تالاب گاوخونی داشتیم اما با انتقال این حجم از آب، جالب است آبی به مخزن مان اضافه شد و در عوض 75 درصد از فضای سبز باغ شهر اصفهان را از دست داده ایم!
زاینده رود و تالاب گاوخونی خشك شدند، فرونشست تا قلب شهر پیش آمده، و خانه های ما در برابر خطر سست و آسیب پذیر شده است، اصفهان شهری است كه در برابر ریسك خطرپذیری زلزله، ریسك متوسط دارد اما اكنون خسارات جانی و مالی یك زلزله چهار ریشتری در این شهر با زلزله شش ریشتری تفاوتی ندارد چون خانه های ما آسیب پذیر شده اند و همه اینها نشان می دهد كه انتقال آب برای اصفهان سودی نداشته است.
اگر تنها راه نجات احیای زاینده رود باشد با این موضوع كه مطرح شد حل مشكل زاینده رود 10 سال زمان می برد، چه باید كرد؟
كسانی كه می گویند حل مشكل زاینده رود 10 سال طول می كشد باید بدانند كه 10 سال دیگر اصفهانی نیست كه زاینده رود جاری شود. حل مشكل زاینده رود نیاز به عزم ملی دارد، اگر اصفهان برای دولت مهم باشد باید برای حل این مشكل هزینه كند، اصفهان همیشه این طور نبوده كه 70 درصد فولاد كشور، 16 درصد برق، شش درصد لبنیات، نزدیك به 60 تا 70 درصد سنگ و مصالح ساختمانی كشور را تأمین كند و در همه این تولیدات ركورددار بوده حتی اولین استانی هستیم كه بیشترین مالیات را به دولت پرداخت می كند اما اینجا كه قرار است دولت برای اصفهان هزینه كند زیر بار نمی رود. اكنون دولت یا باید اصفهان را به عنوان فرزند خود به رسمیت بشناسد و برای آن هزینه كند و یا فرصت نجات شهر از دست می رود، اما این عزم تاكنون در هیچ یك از دولت ها نبوده است و همیشه اصفهان چوب نام برخورداری خود را خورده است.
قدم اول به نظر شما برای توجه به چالش زاینده رود و پیامدهای خطرناك آن در اصفهان چیست؟
اول اینكه نباید هر بخشی تنها به فكر خودش باشد، اینكه زاینده رود تبدیل به كانال آبرسانی شود و آب را در چند دوره تنها برای كشاورزان بازگشایی كنند، این اتفاق بدی است و دولت باید بدهكاری خود را به فولاد و كشاورزان پرداخت كند، صحبت ما این است كه دولت موظف است حقابه محیط زیست را بعد از شرب اختصاص دهد در حالی كه اكنون اول حقابه صنعت، شرب، صنعت، كشاورزی و دوباره صنعت را اختصاص می دهد و حتی سهم شرب هم مقدار قابل توجهی نیست.
پس باز هم به تغییر شیوه توزیع آب برمی گردیم؟
بله همه مشكلات ما از مدیریت های غلط وزارت نیرو است چون تصمیم گیری ها در این حوزه بر اساس علم و ضابطه نیست و هیچ گاه پیامد طرح ها در حوضه های آبریز در نظر گرفته نمی شود وگرنه اكنون این بلا بر سر اصفهان نمی آمد.
آیا ممكن است از طریق سازمان زمین شناسی، هشدارها و نتایج پژوهش ها در اختیار مسئولان قرار گیرد؟
ارگان هایی مانند سازمان زمین شناسی كشور، سازمان نقشه برداری، مركز تحقیقات مسكن و شهرسازی، شهرداری اصفهان همه اعلام كرده اند كه اصفهان در شرایط بحرانی قرار دارد و در حال فرونشست است، به عبارت دیگر همه این دستگاه ها مسائل لازم را مطرح كرده اند و تنها راهكار هم اعلام شده كه باید جریان حداقلی زاینده رود تأمین شود اما وزارت نیرو طرح بن بروجن را در دستور كار گذاشت، مشكل ما از برخی لابی گری هاست كه برای انتقال آب همچنان ادامه دارد و هیچكس به فكر این نیست كه شهری در حال نابودی است كه شش هزار بنای تاریخی دارد و از این بناهای تاریخی یك نمونه بیشتر در دنیا نداریم.