دریافت اطلاعات ...
 
شهرداری اصفهان
پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

غفلت از بازنمایی «ایام الله» در لوای شكل گیری «منگولیسم فرهنگی» در برخی عرصه های مدیریتی قصص
 
: عدم توجه و بی رغبتی نهادهای مختلف فرهنگی بر بازنمایی «فتنه 88» و بیان هنرمندانه «یوم الله 9 دی» قطعا دلالت بر «حامی فتنه» و یا «نفوذی» بودن متولیان این مجموعه ها نمی كند؛ بلكه حكایت از غلبه نوعی بی تدبیری و بی برنامگی نهادینه جاری و ساری در عرصه مدیریتی نهادهای فرهنگی...
: عدم توجه و بی رغبتی نهادهای مختلف فرهنگی بر بازنمایی «فتنه 88» و بیان هنرمندانه «یوم الله 9 دی» قطعا دلالت بر «حامی فتنه» و یا «نفوذی» بودن متولیان این مجموعه ها نمی كند؛ بلكه حكایت از غلبه نوعی بی تدبیری و بی برنامگی نهادینه جاری و ساری در عرصه مدیریتی نهادهای فرهنگی كشور دارد و شرایطی را به نمایش می گذارد كه قطعا «منگولیسم فرهنگی» زیبنده ترین عنوان برای نامیدن آن است.

حسین پورقادری/ «ایام الله» روزهای عادّی نیست! نقطه ی عطف تاریخند! روزهای تاریخ سازند و از این جهت است كه «حاكمیت اسلامی» مأمور است كه «ایام الله» را به یاد مردم بیاورد! اما متاسفانه برگزاری خُنَك «یوم الله 9 دی» موضوعی بود كه امسال بیش از هر چیز به چشم آمد. این در حالی است كه عدم شناخت دقیق ابعاد «فتنه 88» و بازخوانی دقیق و انتقال بین نسلی آن با استفاده از ظرفیت پاسداشت «حماسه 9 دی» آن هم در طی سیزده سال گذشته، خسارت های ویژه ای را به كشور تحمیل ساخته است و از این جهت لزوم بازخوانی و مرور چند نكته مهم را ضروری می سازد:

1/ سیزده سال است كه از «فتنه 88» و خاطره هشت ماه ایستادگی و دفاع ملت ایران در برابر «جنگ نَرم دشمن» می گذرد و اكنون در سالگرد «حماسه 9 دی» صدور چند بیاینیه و برگزاری چند گردهمایی محدود و رفع تكلیف گونه و گنجاندن چند فیلم تكراری در جدول پخش تلویزیون را می بایست تمام بضاعت «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» و فعالیت مجموعه ای است كه هر ساله و در طی بیش از یك دهه با عنوان «ستاد مركزی یوم الله نهم دی» شكل می گیرد!



2/ متاسفانه تصور برخی از تشكیل «ستاد مركزی» برای برگزاری و بزرگداشت «یوم الله» هایی همچون «22 بهمن» و «13 آبان» و «9 دی» و «17 شهریور» و «15 خرداد» و ... محدود به هماهنگی های ترافیكی و فراهم كردن سیستم صوتی و هماهنگی اتوبوس و ... است؛ پس اگر چه قطعی بلندگوها در حین سخنرانی سخنران و یا ویلانی جمعیت در مراجعت از راهپیمایی و گره های ترافیكی و ... یكی از اصلی ترین معضلات همچنان لاینحل در فرایند برگزاری اجتماعات سراسری است؛ اما واقعیت آن است كه توقع از تشكیل «ستاد مركزی» پیگیری موضوعات و كارهای مهم تری هم می باشد! اقداماتی كه عموما از كاركرد فرهنگی برخوردار می باشند. كارهایی كه موجب انتقال مفاهیم و بازیادآوری و نشان دهنده ی تصویر روشن از «دست قدرت الهی» به نسل هایی می شود كه از نظر زمانی در آن «ایام الله» نبودند. وظیفه ای كه «قرآن كریم» از آن یاد و به صراحت پیامبران خود را مامور به «وَ ذَكِّرهُم بِاَیّامِ الله» نموده است.



3/ قطعا عده ای در كشور هستند كه سعی می كنند «یوم الله» های حساس و روزهای مهم را به دست فراموشی بسپارند و در این راستا مسائل دیگری را مطرح كنند تا شاید بتوانند این یاد و این «یوم الله» های بزرگ را تحت الشعاع قرار بدهند. از این جهت یكی از وظایف اصلی و شان وجودی مجموعه ای با عنوان «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» آن است كه نگذارد چنین شود! شورایی كه با تشكیل ستادهایی ویژه و مختص برای هر یك از این «ایام الله» می بایست اقدام به تعریف مسئولیت برای نهادهای مختلف اجرایی در كشور نموده و در طول 365 روز سال، وظایف محوله را از هر مجموعه ای پیگیری نماید.



4/ «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» نهادی است كه با موافقت «امام خمینی» در 12 مرداد 1359 هجری شمسی و به منظور هماهنگی و انسجام فعالیت های تبلیغی بین دستگاه ها و مراكز تبلیغی كشور تاسیس شد. موضوعی كه سبب شد تا در اساس نامه این نهاد سازوكاری با عنوان «مجمع نمایندگان» دیده شود كه متشكل از نمایندگان تام الاختیار 21 دستگاه و نهاد اجرایی در كشور است كه توسط بالاترین مرجع آن دستگاه یا نهاد معرفی می شوند. نهادهایی همچون «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» و «سازمان تبلیغات اسلامی» و «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» و ... كه بر طبق قانون موظف می باشند تا به منظور حفظ و صیانت از «یوم الله» های بزرگ بر طبق سیاست های اعلام شده از سوی «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» همكاری های لازم را در زمینه های مختلف تبلیغی، پشتیبانی و سایر زمینه های مرتبط با وظایف شورا به عمل آورند.



5/ قطعا بخشی از یك دهه واكنش نادرست نسبت به «یوم الله 9 دی» محصول ناكارآمدی و حضور طیفی از «جوانان دهه چهل و پنجاهی» بر مصادر «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» است. پا به سن گذشتگانی با پسوندهای دكتر و سردار و ... كه عموما منقضی الخدمت بوده و برای گذر آبرومند ایام در سمت هایی همچون «ریاست ستادهای برگزاری» منصوب می شوند! افرادی كه ظاهرا خود را از خلاقیت بی نیاز دانسته و شاید به جهت كم اطلاعی و یا كم توانی از قدرت لازم برای تعیین تكلیف و تببین هوشمندانه وظایف برای هر یك از این 21 نهاد عضو در ذیل ستاد برخوردار نمی باشند!



6/ «ایام الله» باید در یاد مردم باقی بماند و این یادآوری محقق نخواهد شد مگر با ثبت و ضبط مفاهیم این ایام با «زبان هنر». زبانی كه از قابلیت ماندگاری بالا و و انعكاس و انتقال به نسل های مختلف برخوردار است. اقدامی كه متاسفانه نه تنها در فهرست بلندبالای سریال سازی در «سازمان صدا و سیما» جایی ندارد و در مجموعه دغدغه های فیلمسازی و تولیدات تئاتر و ... در «سازمان تبلیغات اسلامی» مورد شناسایی واقع نمی شود؛ بلكه در تولیدات حمایتی زیر مجموعه های مختلف «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» نیز نشانی از آن یافت نمی گردد!



7/ روزها تمام می شوند، لكن تأثیرات «ایام الله» در صورت یادآوری و انتقال آن به نسل های مختلف می تواند در زندگی ملّت ها باقی بماند و در روحیه ی ملّت ها، در منش ملّت ها، در مسیر ملّت ها، آثار ماندگار و بعضا جاودانه بگذارد. آثاری ویژه كه در «یوم الله 9 دی» نوعی ویژه از آن «بصیرت» را متجلی شد. بصیرتی ویژه كه در فرایند «فتنه 88» ظهور و بروز نمود و در آن روز مهم اثبات كرد دشمن «نسل سوم انقلاب» را نتوانستند از «انقلاب اسلامی» روی گردان كند. «نهم دی» را همین جوان ها، همین «نسل سوّم انقلاب» به راه انداختند؛ آن حادثه ی عظیم را به وجود آوردند؛ آن سیلی محكم را به صورت كسانی نواختند كه سعی شان این بود كه «مسیر حركت اسلامی» را با ایجاد «فتنه» منحرف بكنند؛ این كار را چه كسی كرد؟ جوان ها كردند «نسل سوّم انقلاب» كردند. همان نسلی كه به عنوان «دهه شصتی ها» با انواع و اقسام خصوصیات رفتاری مورد تجزیه و تحلیل توسط «مراكز مطالعاتی دشمن» واقع می شدند و به عنوان «نسلی با بحران هویت» و در تعارض با «آرمان های انقلاب اسلامی» و «نظام جمهوری اسلامی» مورد خطاب قرار می گرفتند؛ دقیقا همانند امروز كه «دهه هشتادی ها» با چنین اتهاماتی روبرو هستند!



8/ اهمال و غفلت جاهلانه یا عامدانه متولیان اجرایی كشور در تولید آثار فرهنگی و هنری به منظور ثبت و ضبط «ایام الله» و «حماسه های ملی» سبب شده تا هر نسل از ملت مسلمان ایران در طول بیش از چهل سال اخیر شاهد «فتنه» باشند؛ فتنه هایی البته به ظاهر جدید و در واقع تكراری و با ماهیت تَكرارهای براندازانه كه در مقاطع مختلف تاریخی به وقوع پیوسته و هر بار چه در خردادماه 1360 هجری شمسی و یا مردادماه 1367 هجری شمسی و یا در تیرماه 1378 هجری شمسی و یا خردادماه 1388 هجری شمسی و یا آبان ماه 1398 هجری شمسی تنها به واسطه هوشیاری و درك بالای «نسل های مختلف انقلاب» متوقف و ابتر مانده است. و در فتنه اخیر كه در مهرماه 1401 هجری شمسی آغاز گردیده، اگر چه تمامی ملت ایران در گروه های سنی مختلف به نوعی مورد هجمه و درگیری دشمن واقع شده اند؛ اما تمركز اصلی بر «نسل پنجم انقلاب» و «دهه هشتادی ها» می باشد و وقت آن است كه ایشان «آزمون بصیرت» پس دهند.



9/ «فتنه ی سال 88» كشور را واكسینه كرد؛ مردم را بر ضد میكروب های سیاسی و اجتماعی ای كه می تواند اثر بگذارد، مجهز كرد؛ «بصیرت مردم» را بیشتر كرد. اما متاسفانه نهادهای فرهنگی كشور اقدام درخور و شایسته ای در جهت تقویت و گسترش سطح این بصیرت در جامعه صورت ندادند. در این میان افول «جشنواره مردمی فیلم «عمار»» از جایگاه پُرشتاب اولیه خود را می توان به عنوان مصداقی دردآور مورد مداقه قرار داد. جشنواره ای كه در سیزدهمین دوره برگزاری خود نه تنها از مناسبت و شان برگزاری خود یعنی سالگرد حماسه نهم دی دور شده؛ بلكه ظاهرا برای عدم برون رفت از یدكنترل قبیله كوچ كرده به سطوح مدیریتی كشور، خود را مجبور ساخته تا دبیری غیر ایرانی و فاقد تجربه و توان لازم در فضای هنری و رسانه ای كشور برگزیند.



10/ در فرایند «فتنه 88» دشمن می خواست كشور را متلاطم كند، می خواست آرامش و ثبات و استقرار را از ملت ایران بگیرد. از این جهت مسئله «فتنه» و «فتنه گران» از مسائل مهم و از «خطوط قرمز جمهوری اسلامی» است. اما متاسفانه برخی «مدیران اجرایی» و بالاخص «مدیران فرهنگی كشور» سعی نمودند تا این خط قرمز را به لطایف الحیل گوناگونی لوث ساخته و نادیده بگیرند. مگر نه اینكه «صدا و سیما» و «بنیاد سینمایی فارابی» و «حوزه هنری» و «سازمان اوج» و ... در طی سیزده سال گذشته، با علم و آگاهی كامل نسبت به حضور و فعالیت این طیف از سلبریتی ها در «فتنه 88» مبادرت به عقد قراردادهای جدید فیلم و سریال با ایشان نموده و بالاخص فضاهای مختلف تعاملی «رسانه ملی» و ارتباط با عموم مخاطب ایرانی را دربست در اختیار ایشان قرار دادند!



11/ پُرواضح است كه اغتشاشات بروزیافته از مهرماه امسال، بیش از هر چیز محصول سیزده سال مماشات با سلبریتی ها و عناصر دخیل در «فتنه 88» است. همان طیف كاسب كاری كه در سال 1388 هجری شمسی نیز تمام قامت بر علیه نظام و حاكمیت «جمهوری اسلامی» صف آرایی نمودند؛ اما به دلیل كم وسعت بودن «شبكه های اجتماعی» نتوانستند آرزوی براندازی و تغییر «حاكمیت جمهوری اسلامی» را به سمع و نظر عمومی برسانند! و همین امر باعث گردید به سرعت مشمول «عفو مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی» واقع گردیدند و با حضور گسترده خود در عرصه های مختلف هنری و بالاخص «سینما» و «تلویزیون» سعی نمودند تا كینه خود از «نظام جمهوری اسلامی» را به زبان هنر ترجمه و به صورت ویژه ای در تولیدات فیلم و سریال و ... خود منعكس نمایند و تولیداتی آنچنان هتاك پدید آورند كه فیلم هایی نظیر «بی همه چیز» ، «شیشلیك» ، «روشن» ، «مردبازنده» و ... تنها بخشی از این آثار می باشد. انبوهی از آثار كه نه تنها «ژانر اجتماعی» را در ایران به عنوان «ژانر فلاكت» ترجمه نموده اند؛ بلكه با استفاده از جهالت و یا ندانم كاری مدیران فرهنگی كشور، پا را از «امیدزدایی» و مایوس ساختن مردم نسبت به «نظام جمهوری اسلامی» فراتر نهاده و برای برون رفت از وضعیت موجود «ملت ایران» را یا به «خودكشی» رهنمون ساخته و یا مخاطبان خود را به «شورش علیه حاكمیت» فراخوانده و صراحتا به تبلیغ گونه ای از «آنارشیسم» (Anarchism) پرداختند.



12/ بررسی محتوای آثار سینمایی تولید و عرضه شده در طی سیزده سال گذشته به وضوح موید آن است كه برخلاف گیجی و مَنگی حاكم در «عرصه مدیریت فرهنگی كشور» ، استراتژی عملیاتی متولیان و طراحان اصلی «فتنه 88» در اعمال «سیاست ایدئولوژی زدایی از جامعه اسلامی ایران» تا چه حد هوشمندانه و موفق بوده و توانسته تولیداتی را رقم بزند كه هم از حمایت های مادی و معنوی نظام جمهوری اسلامی برخوردار شود و هم به حمایت از سیاست های كلان نظام نپردازند! و در مقابل شك درونی و منویات غلط و موهوم ذهنی ایجاد شده در فرایند «فتنه 88» را به روزرسانی و با ادبیات مختلف در تقابل با «حاكمیت جمهوری اسلامی» برای نسل های مختلف به تصویر بكشد. تولیداتی كه بعضا آنچنان در وادی تقابل با قوانین و قواعد اسلامی پیشقدم شده اند كه اصولا پایبند ماندن غیرخلاقانه به حقوق و احساسات اسلامی را عامل اصلی ویرانی و نابودی دنیاسازی پیش رو، ترسیم می نمایند. در این میان مصادیق شاخص و بارزی همچون فیلم سینمایی «علفزار» به عنوان اثری كه رسما «حاكمیت جمهوری اسلامی» را به «فساد سیستماتیك» متهم و وجاهتی مخفی كار و جانی و كودك كُش از حاكمیت به مخاطب خود حقنه می سازد و در عین حال موفق به دریافت چهار سیمرغ و مشخصا سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از «چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر» می شود و یا فیلم سینمایی «مصلحت» كه «پشیمانی از گذشته انقلابی» و طلب عفو از «سلطنت طلبان» و «منافقین» و «چپی ها» را به نمایش می گذارد و ... تنها نمونه هایی از این فرایند طی شده در سیزده سال گذشته می باشد.



13/ بدیهی است كه تشخیص «منافق» از «تواب» امری سهل و ساده نیست! اما ترحم بر «مُعاند» و آنكس كه سرسختانه بر موضع ضدیت خود با «حاكمیت اسلامی» می ایستد نیز خطایی نابخشودنی است. انحرافی كه حتی می تواند از شخصیت باسواد و مجتهدی همچون «حسینعلی منتظری» سرزده و تجلی یابد. خطایی كه متاسفانه با توجیهات بی مبنا و استفاده از ادبیات دهن پُركنی همچون «قطب بندی» مورد توجیه واقع می گردد. خطای استراتژیكی كه متاسفانه در طی سیزده سال گذشته به كرات و دفعات بسیار زیادی از جانب برخی مدیران فرهنگی كشور صورت پذیرفت و در پوشش مقابله با «دو قطبی» موجب جولان لجام گسیخته سلبریتی ها گردید. خطایی غیر قابل توجیه كه برای روشن شدن جوانب آن كافی است تا ماجرای پرداخت دستمزدی معادل 1.5 تا 2 میلیارد تومان دولتی به «حمید فرخ نژاد» مورد توجه واقع شود. «دستمزدی نجومی» و پرداخت شده از «بیت المال ملت ایران» كه پیش از حضور در یكی از نقش های فرعی یك فیلم سینمایی به این سلبریتی هتاك پرداخت شد!



14/ هر جامعه ای نیازمند «قطب بندی» و تفكیك میان «خودی» و «غیرخودی» است و این ربطی به «اكثریت» و یا «اقلیت» بودن پیروان «حق» و یا «باطل» ندارد. از این جهت است كه به عنوان مثال در جامعه ای كه «حضرت لُوط علیه السلام» در آن زندگی می كرد و «قوم لُوط» به عنوان «اكثریت باطل» در این جامعه اصرار بر انجام گناه و نافرمانی الهی داشت و ...، «اقلیت حق» اقدام به ایجاد یك «قطب بندی» بسیار شفاف در این جامعه نمود. در این میان حتی آن هنگام كه «قطب حضرت لُوط» نتوانست رفتار اكثریت را به عنوان «قطب مقابل» خود اصلاح كند و منجر به ترك رفتارهای ناپسند قومش شود از خدا درخواست عذاب برای «قطب مقابل» را نمود و آنچنان شد كه در «قرآن كریم» شرح داده شده است. پس این بهانه ای غیر قابل قبول است كه مثلا به خاطر ممانعت و دامن نزدن به «دو قطبی سازی» كمتر نشانی از «یوم الله 9 دی» در شهر دیده شود و یا «دیوار نگاره میدان ولیعصر» حتی یك نقش و نگار كوچكی از «حماسه 9 دی» به خود نبیند!



15/ عدم توجه و بی رغبتی نهادهای مختلف فرهنگی بر بازنمایی «فتنه 88» و بیان هنرمندانه «یوم الله 9 دی» قطعا دلالت بر «حامی فتنه» و یا «نفوذی» بودن متولیان این مجموعه ها نمی كند؛ بلكه حكایت از غلبه نوعی بی تدبیری و بی برنامگی نهادینه جاری و ساری در عرصه مدیریتی نهادهای فرهنگی كشور دارد و شرایطی را به نمایش می گذارد كه قطعا «منگولیسم فرهنگی» زیبنده ترین عنوان برای نامیدن آن است. شرایطی سخت و دردآور كه مضحكه ای را پدید می آورد كه در آن پیام های متناقض توسط نهادهای فرهنگی درون حاكمیت به جامعه مخابره می شود! شرایطی كه بكارگیری سلبریتی های معلوم الحالی همچون «پگاه آهنگرانی» در فیلم سینمایی «بدون قرار قبلی» و یا «فرشته حسینی» در فیلم سینمایی «دسته دختران» و یا كنترات برنامه تلویزیونی «كتاب باز» به «سروش صحت» و یا رونق بخشیدن به فضای سلبریتی پروری با استفاده از ظرفیت «رسانه ملی» به «احسان علیخانی» و ... مثال هایی بسیار كوچك برای فهم آن می باشد.



-----------------------------------------------------------------------------
تذكر: كاربر محترم؛ انتشار مطالب دیگر رسانه ها از سوی هشدار نیوز لزوما به معنای صحت و تایید محتوای آنها نیست و صرفا جهت اطلاع كاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. در ضمن شما می توانید اخبار و مطالب وزین خود را كه تا كنون در هیچ رسانه ای منتشر نشده است از طریق بخش "تماس با ما" برای ما ارسال نمایید تا در صورت دارا بودن مولفه های لازم، در بخش ویژه منتشر گردد.
منبع خبر:
هشدار نیوز
   تاریخ: ۲۱:۵۵ - ۱۰/۱۰/۱۴۰۱   بازدید: ۶۱
اخبار مشابه در سایر منابع خبری:
غفلت از بازنمایی «ایام الله» در لوای شكل گیری «منگولیسم فرهنگی» در برخی عرصه های مدیریتی  هشدار نیوز

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)
کد امنیتی: *